دانشگاه علوم و تحقيقات
واحد کرمانشاه
پايان ‌نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد “M.Sc”
رشته: مهندسي شيمي
گرايش:بيوتکنولوژي
عنوان:
ساخت حسگر الکتروشيميايي نانو ساختار جهت اندازه گيري ميزان سم آلوده کننده آترازين موجود در آب و پساب ها
زهرا کمري
استاد راهنما:
دکتر آرش باباخانيان

استاد مشاور:
دکتر حميد رضا قاسمپور

1393

منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اينکه عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاسداشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري، ما دانشجويان و اعضاء هيات علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد ميگرديم اصول زير را در انجام فعاليتهاي پژوهشي مدنظر قرار داده و از آن تخطي نکنيم:
1 اصل حقيقتجويي: تلاش در راستاي پيجويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه -پنهانسازي حقيقت .
2 اصل رعايت حقوق: التزام به رعايت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان (انسان، حيوان و نبات) – و ساير صاحبان حق .
3 اصل مالکيت مادي و معنوي: تعهد به رعايت کامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و کليه همکاران – پژوهش .
4 اصل منافع ملي: تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظر داشتن پيشبرد و توسعه کشور در کليه مراحل -پژوهش .
5 اصل رعايت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانبداري غير علمي و حفاظت از اموال، – تجهيزات و منابع در اختيار .
6 اصل رازداري: تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمانها و کشور و کليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق .
7 اصل احترام: تعهد به رعايت حريمها و حرمتها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هرگونه حرمت شکني .
8 اصل ترويج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آن به همکاران علمي و دانشجويان به غير از مواردي که منع قانوني دارد .
9 اصل برائت: التزام به برائتجويي از هرگونه رفتار غيرحرفهاي و اعلام موضع نسبت به کساني که حوزه علم و پژوهش را به شائبههاي غيرعلمي ميآلايند.

تقديم به:
– آنهايي که با افکاري پاک و فطرتي زيبا در دل مردم جاي دارند و جاودانند
– روح مقدس همه شهيدان ، که شهادتشان آيه کوچکي است براي معناي پرواز از فرش به عرش
– روح ملکوتي برادر شهيدم مهندس محسن کمري ، که براي پاسداري از استقلال کشور و دستاوردهاي همکارانش در صنعت نفت ، جانفشاني کرد
– به پدر و مادر و خواهر عزيزم که هرگز مرا در اين پهنه گسترده تنها نگذاشتند
– به همسر مهربانم ، که آرامش دادن به ديگران يک نيايش است و مودبانه ترين پاسخ به خالقمان
تقدير و تشکر
به مصداق “من لم يشکر المخلوق لم يشکر الخالق ” بسي شايسته است از استاد راهنماي فرهيخته و فرزانه جناب آقاي دکتر آرش باباخانيان , استاد مشاورهي دانشمند و پر مايه ام جناب آقاي دکتر حميد رضا قاسمپور که با کرامتي چون خورشيد ، سرزمين دل را روشني بخشيدند و گلشن سراي علم و دانش را با راهنمايي هاي کار ساز و سازنده بارور ساختند ; تقدير و تشکر نمايم.
روش تحقيق:
ابتدا سطح الکترود طلا توسط نمک نيکل و کبالت در شرايط مناسب پوشش داده شد، در ادامه محلول استاندارد سم آترازين در تماس با الکترود اصلاح شده قرار گرفت وبعداز بهينه کردن يک سري پارامترهاي دستگاهي و شيميايي نمودار ولتاموگرام آن با دستگاه اتولب رسم شد. دادههاي بدست آمده با استفاده از نرمافزار اکسل 2007مورد بررسي قرارگرفت و در نهايت با استفاده از يک سري اطلاعات آماري حدتشخيص،ضريب همبستگي، وچند پارامتر ديگر بدستآمد.

هدف تحقيق:
بررسي قابليت الکترود اصلاح‌شده “طلا” جهت اندازهگيري کمي و کيفي سم آلودهکننده آترازين در اين پژوهش موردنظر است. به منظور به دست آمدن پيک آناليز کمي مربوط به سم آترازين،جهت اندازه گيري مقادير بسيار کم اين ماده در نمونههاي حقيقي آنها، چندين پارامتر شيميائي و دستگاهي مهم مثل pH،قدرت يوني، حجم بافر، غلظت الکتروليت، فرکانس اعمالي، سرعت پيمايش، شدت و ولتاژ پلهپتانسيل با استفاده از روش يکي در يک زمان بهينه گرديدند.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول کليات تحقيق
1-1مقدمه3
1-2نانو لوله هاي کربن و فولرن ها3
1-2-1فولرن ها7
1-2-2منشأ فعاليت الکترود کا تا ليستيکي فولرن ها8
1-2-3نانو ذرات فلزي8
1-2-4نانو فيبر ها9
1-2-5ترکيب نانو ذرات فلزي و نانو تيوب ها10
1-2-6مايع يوني / سر يش کربن10
1-3 -نکات کلي11
1-4 آترازين- تاريخچه و استفاده ها12
1-5خلاصه ي تاريخچه هاي فرآيند ثبت آترازين14
فصل دوم روش اجراي تحقيق
2-1مقدمه22
2-2معرفي سم آترازين22
2-3تجزيه زيستي آترازين23
2-3-1بررسي رابطه بين آترازين وآب آشاميدني24
2-3-2اثرات زيست‌ محيطي علفكشها24
2-3-3خطرات آفتكش‌ها از نظر اهميت اقتصادي25
2-3-4اثرات زيست‌محيطي آفتكش‌ها26
2-4برهم خوردن تنوع بيولوژيكي29
2-5تاريخچه بررسي تاثيرات منفي سم آترازين29
2-6مواد و واکنشگرها32
2-7اثر غلظت نمک الکتروليت35
2-8اثر35
2-9اصلاح سازي سطح الکترود35
فصل سوم تجزيه و تحليل داده ها(يافته ها)
3-1اصلاح سازي سطح الکترود38
3-2مطالعه ميکروسکوب الکتروني روبشي از سطح الکترود اصلاح شده40
3-3بهينهکردن پارامترهاي دستگاهي و شيميايي43
3-4اثر pH:44
3-5اثر پارامتر هاي دستگاهي :45
3-5-1اثر سرعت روبش پتانسيل45
3-5-2اثر فرکانس46
3-6رسم منحني کاليبراسيون47
3-7بررسي اثر مزاحمت ها :53
3-8کاربرد حسگر در نمونه هاي حقيقي54
فصل چهارم نتيجه گيري و پيشنهاد
4-1نتيجه گيري :58
4-2ارائه پيشنهادات جهت کارهاي بعدي :60
مراجع61
فهرست شکل ها
عنوان صفحه
شکل 2- 1: ساختار شيميايي آترازين 23
شکل 2-2 شماتيک دستگاه اتولب متروهم مدل “PGSTAT302N را نشان ميدهد 33
شکل 2-2 : طرحي از الکترودهاي سخت مطالعه شده در اين مطالعه شيميايي 33
شکل 2- 3: بخش Exploratory Specification 34
شکل3- 1: موج ولتامو گرام چرخه اي مربوط به آب مقطر و الکترود طلاي عريان و … 39
شکل 3-2 الف: تصوير ميکروسکوپ الکتروني روبشي از سطح الکترود طلاي عريان و اصلاح نشده 41
شکل 3-2 ب: تصوير ميکروسکوپ الکتروني از سطح الکترود طلاي اصلاح شده در ابعاد 500 نانومتر 42
شکل 3-2 ج: تصوير ميکروسکوپ الکتروني از سطح الکترود طلاي اصلاح شده در ابعاد 2 ميکرومتر 43
شکل 3-3 ب: اثر pH بر پاسخ الکترود اصلاح شده درحضور محلول آترازين 45
شکل3- 4: منحني استاندارد نسبي پاسخ الکترود اصلاح شده نسبت به غلظت هاي مختلف 47
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 3-1: اثر مزاحمت گونه هاي مختلف آلي و معدني بر روي پاسخ الکترودطلاي اصلاح شده 54
جدول 3-2- اندازه گيري مقدار سم آترازين در نمونه آب آشاميدني و پساب پالايشگاه 55
چکيده
در اين کارتحقيقاتي، روي سطح يک الکترود طلاي خالص لايهاي از نمک نيکل و کبالت قرار داده ميشود و بدين طريق، الکترود اصلاح ميگردد و در نهايت حسگر طلاي اصلاح شده ساختهميشود که از آن به منظور اندازهگيري سم آلوده کننده آترازين در آب وپساب ها استفاده ميشود. اين الکترود اصلاح شده در دماي اتاق ساخته شده است که در pH بهينه 9 تثبيت شده توسط بافر بريتون-رابينسون و ديگر پارامترهاي شيميايي و دستگاهي قابل استفاده ميباشد. در اين آزمايش، از تکنيکهاي ولتامتري چرخهاي براي مطالعه و بررسي واکنشهاي الکتروشيمي و اسکن ميکروسکوپ الکتروني جهت مطالعه ساختار الکترود استفاده شده است. ساختار اين حسگر، کاملاً جديد و براي اولين بار ارائه ميگردد و قادر است نسبت به مقادير بسيار کم اين مواد در نمونههاي حاوي آن پاسخ دهد.اين الکترود در غلظت 100 نانو مولار از سم آترازين رفتار خطي از خود نشان ميدهد. حد تشخيص اين الکترود 009/0 نانو مولار براي سم آترازين ميباشد.سيگنال به نويز بالا، رنج خطي وسيع پاسخ، حساسيت بالا و گزينشپذيري مناسب اين حسگر از مزيتهاي منحصر به فرد آن خواهد بود.
کليد واژه : نانو حسگر،ولتامتري پالس تفاضلي، الکترود اصلاح شده، سم آترازين ،
فصل اول
کليات تحقيق

1-1مقدمه
در مقدمه اين فصل در مورد حسگرهاي الکترو شيميايي و حسگرهاي زيستي مبتني بر نانو لولههاي کربن، فولرنها، نانو ذرات فلزيو الکترود هاي اصلاح شدهي يوني مايع، کمپوزيت، بحث ميکند. متعاقباً، توسعههاي اخير و استراتژيهاي اصلي براي افزايش عملکرد حسگري، چالشها و جنبههاي توسعههاي بيشتر در آينده مورد بحث قرار ميگيرند. بهرهبرداري از مواد نانو و نانوذرات در تجزيهي شيميايي به وسيله جريان برق، حوزهاي از پژوهش است که به طور مداوم در حال پيشرفت است.توجه به اصلاح سطح گسترده الکترودها براي افزايش پاسخ و حساسيت آنها بسيار مهم است. حساسيت و انتخابپذيري موضوعات الزامي براي توسعهي حسگرها براي تشخيص مولکولهاي بيولوژيکي مهم هستند.
1-2نانو لولههاي کربن و فولرن ها
ويژگيهاي الکترونيک دقيق نانولولههاي کربن نشان مي دهند که آنها داراي توانايي پيشبرد واکنشهاي انتقال الکترون در زماني که به عنوان يک الکترود در واکنشهاي الکتروشيميايي استفاده شدند، دارند. اين مورد کاربرد جديدي در اصلاح سطح الکترود براي طراحي حسگرهاي الکتروشيميايي جديد و مواد الکترو کاتاليستيک فراهم مينمايد.[1] به عنوان نوع جديدي از مواد کربني، نانو لولههاي کربن(CNTs) داراي ويژگيهاي منحصر به فردي هستند که با مواد مقياس بندي شدهي قراردادي بسيار متفاوت ميباشند. چنين ويژگيهايي شامل ساختار لولهاي تعريف شده با اندازهي نانو، سطوح پايانههاي قابل تغيير و ديوارههاي جانبي، پايداري شيميايي عالي، فعاليت الکترو کاتاليتيک قوي و سازگاري زيستي، هستند. [2]ساختار ويژهي سه بعدي CNT ها ميتوانند منجر به بارگذاري شديد کاتاليست الکتريکي يا مادهي زيستي در زير لايهي جامد شوند و در نهايت مي توانند مطلوبيت را براي کاتاليست الکتريکي (زيستي) افزايش دهند، به عنوان مواد نانو لوله، مزاياي کليه CNT قطر کوچک آن ها و نسبت طول به قطر بزرگ ها است که به آنها اجازه ميدهد تا به عنوان سيمهاي مولکولي براي تسهيل انتقال الکترون بين مولکولهاي زيستي و الکترود هايي با حساسيت بالا مورد استفاده قرارگيرند. اين خصوصيات ويژه با کاربردهاي اميدوار کنندهاي در شيمي تجزيه شيميايي به وسيله جريان برق رو بهرو ميشوند و باعث ميشوند CNT ها گزينههاي ايده آلي براي ساختن حسگرهايي با عملکرد هاي بالا باشند. هم نانو لولههاي کربن تک ديواره1 و نانو لولههاي کربن چند ديواره2 به طور قابل توجهي در حسگري زيستي مورد استفاده قرار گرفتهاند.[3,4]
پنگ3 و همکارانش نشان دادند که ويژگي هاي الکترونيک ذاتي نانو تيوبهاي کربن حتي در زماني که در تماس مستقيم با آب قرار دارند، تحت تأثير قرار نميگيرند که اين موضوع به وسيله مطالعهي آب جذب شده روي نانو تيوب هاي کربن تک ديواره مشخص شد که بر هم کنش دافعهي بدون انتقال بار را نشان داد.[5] اين مطالعهها راههاي جديدي براي کاربرد حسگرهاي اصلاح شدهي نانو تيوب هاي کربن در محيط آبي آشکار ساخت. اصلاح الکترود ها با CNT ها براي پيشرفت مشهود پاسخ زير لايهها از مولکول هاي H2O3 کوچک به پروتئين هاي اکسايش، کاهش بزرگ، در نظر گرفته شده است. انتقال الکترون و الکترو شيمي پروتئينهاي اکسايش – کاهش در CNT ها بر مبناي حسگرهاي الکتروشيمي به خوبي گزارش شده است .[6,7] پيشرفت قابل توجه در عملکرد الکتروشيميايي ترکيبات مهم بيو لوژيکي مانند دوپامين و اسکوربيک اسيد [8,9]، کورستين و روتين [10]،تريپتوفان معمول[11]، تريوسين [12]، پروکائين [13] و متفورمين[14] در الکترودهاي اصلاح شدهي CNT ها ثبت شده اند .
الکترودهاي اصلاح شدهي CNT ها براي تعيين هموگلوبين در خون بوين به کار برده شده اند. [15] الکترود سريش کربن نانو تيوبهاي اصلاح شدهي کربن چند ديواره (CPE / MWNT) براي مطالعهي رفتار الکتروشيميايي برژنين مورداستفاده قرار گرفتهاست.[16] الکترود اصلاح شده فعاليت الکترود کاتاليستيک عالي را در کاهش پتانسيل بيش از حدآندي و افزايش قابل توجه جريان پيک آندي برژنين در مقايسه با عملکرد الکترو شيميايي به دست آمده در CPE نشان داد. الکترودهاي قراردادي براي تعيين کتکو لامين ها، اپي نفرين (PE) و نور پينفرين (NE) به دليل تداخل اسکوربيک اسيد (AA) و اوريک اسيد (UA) مناسب نيستند، که در يک نمونه ي واقعي در غلظت صد مرتبه بيشتر از EP و NE وجود دارند. اين ترکيبات ميتوانند به آساني در يک پتانسيل مشابه براي EP و NE اکسيد شوند و بنابراين هميشه با تشخيص EP و NE مداخله ميکنند .گويال 4 و همکارانش يک الکترود گرافيت پيروسيتسک اصلاح شدهي MWNT توسعه دادهاند که ميتواند براي بررسي همزمان مولکول هاي زيستي متفاوت مورداستفاده قرارگيرند.[17,18] آسکوربيک اسيد، دوپامين، نورپينفرين و اوريک اسيد ، اوج اکسيداسيون ر ا به ترتيب در 50- ، 80 ، 204 و mv 260 نشان ميدهند و مانع اکسيداسيون اپينفرين نميشوند، که به موجب آن ها تأييد ميشود که اين حسگر ولتامري براي اکسيداسيون اپينفرين در نمونههاي پلاسما و اورهي انسانهاي سيگاري و غير سيگاري به کار برده شدهاند و نشان داده شده است که سطح اپينفرين در کساني که سيگار مي کشند بسيار بيشتر از کساني است که سيگار نمي کشند. هيدروژن پر اکسيد (H2O2) محصولي از واکنش هاي بيو لوژيکي با کاتاليست آنزيم است. تشخيص H2O2 نقش مهمي در صنعت غذا، حفظ محيطزيست و تشخيصهاي پزشکي ايفا ميکند. براي تشخيص حساسيت H2O2 ، رزگس و تکت 5 از يک الکترود اصلاح شده با SWNT استفاده کردهاند، حساسيت آن به طور قابل توجهي به عامل پاشش در حلال هاي آلي و بارگذاري وضعيت پليمرها وابسته بود. [19] مشخص است که پاشيدگي هر دو پليمر بسيار پايدار است اما SWNT در پاشيدگي چيتوسان، حساسيت بالايي براي H2O2 در مقايسه با Nafion نشان داد. آشکار ساز طلايي اصلاح شدهي نانو تيوب تک ديواره براي الکتروفورسيس ميکرو چيپ مويين ساختهشده و به طور موفقيت آميز براي تشخيص p – آمينو فنول ، o – آمينو فنول، او پامين و کاتکول مورد استفاده قرار گرفته است.[20] حسگرهاي زيستي گلوکز اصلاح شدهي SWNT يک محدوده ي ديناميک گستردهتر و حساسيت بيشتري را در تعيين گلوکز نشاندادند. [21] راتين دروتين يک گليکواسيد فلاونوئيد است داراي محدودهي وسيعي از فعاليت هاي فيزيولوژيکي مانند ضد اشتعال بودن، ضد تورم و ضد باکتري بودن است. الکترودهاي اصلاح شدهي CNT به طور موفقيت آميز براي تعيين روتين مورد استفاده قرار گرفتهاند. يک الکترود طلاي اصلاح شده با SWNT توسط زنگ 6و همکارانش براي بررسي رفتار ولتامتري روتين ساخته شد.[22] نسبت پيک جريان آندي (Epa) و کاتدي ، نشان ميدهد که واکنش الکترود اغلب برگشت پذير است. اين روش براي تعيين روتين در نمونه هاي پزشکي به کار برده شده است. بر مبناي بر همکنش هموگلوبين با روتين، اين روش نيز براي تعيين غيرمستقيم هموگلوبين به کار برده شدهاست. يک نانو کموپوزيت poly – nile blue با کربن شيشهاي اصلاح شدهي SWNT توانايي الکتروکاتاليز اکسيداسيون NAPPH در يک پتانسيل بسيار کم (mv 80- درمقياس SCE) با يک کاهش اساسي در پتانسيل اضافي به ميزان بيش از mv 700 در مقايسه با GCE ، را نشان داد.[23]
اصلاح الکترود گرافيت پيروسيسيک با استفاده از نانو تيوب هاي کربن، باعث کاهش قابل توجهي در پتانسيل پيک، حساسيت بالا، حد تشخيص پايين و حسگري ولتامتري پايدار براي اميلوديپين شده است. يک مقايسهي جامع از EPPGE اصلاح شدهي MWNT و SWNT براي اکسيداسيون اميلوپيدين، نشان دهندهي افزايش عملکرد SWNT به عنوان يک اصلاح کنندهي سطح الکترود جديد در مقايسه در MWNT است.[25] تعيين همزمان پردنيزولون و پردنيزون در مايعات بدن انسان و محصولات دارويي با استفاده از ولتامتري مجدد موج (SWV) در محيط بافر فسفات با 7.2 pH پيشنهاد شده است.[26] الکترود اصلاح شدهي SWNT خواص الکتروکاتاليست مطلوبي را براي کاهش پردينزون و پرينزولون با پتانسيل پيک تفکيک mv 100 نشان داد. نتايج تخمين کمي پرينزون و پردينولون در مايعات بيولوژيکي نيز با تخمين توسط HPLC مقايسه شدند و نتايج داراي نقاط مشترک مطلوبي بودند. يک روش ولتامتري حساس براي تعيين بتامتازون سديم فسفات (BSP) با استفاده از EPPGE اصلاحشده با فيلم نانو کمپوزيت برميد آمونيوم SWNT – ستيل تري متيل، شرح داده شد.[27] پاسخ ولتامتري بتامتازون به طور مؤثري با استفاده از سورفکتانت کاتيوني ستيل تري متيل آمونيوم برميد (CTAB) عنوان اصلاح کنندهي سطح الکترود، افزايش يافت، EPPGE اصلاح شده ي نانو تيوسيا سورفکتانت، پيشرفت قابل توجهي در جريان پيک نشان داد و پتانسيل کاهش را به سمت پتانسيل منفي کمتر جابهجا کرد. نقش ستيل متيل آمونيوم برميد در خاصيت الکترو کاتاليست مورد بحث قرار ميگيرد. کاربرد تجزيهاي روش توسعه يافته به وسيلهي بررسي مستقيم بتامتازون در نمونههاي اوره زنان باردار اثبات ميشود.
يک روش ولتامتري سريع و حساس براي تعيين سالبوتامون در EPPGE / SWNT در اورهي انسان پيشنهاد شدهاست.[28] روش توسعه يافته به طور موفقيتآميزي براي تعيين سالبرتامول در محصولات تجاري و مايعات بدن انسان به کار برده شده است.
آناليز سريع سالبوتامون در اوره انسان، روش پيشنهادي را براي تشخيص دو پينگ در قسمت بازيهاي رقابتي جالب توجه ساختهاست. الکترو شيمي بيزوپرولون فومارات (BF)، با ولتامتري پالس ديفرانسيل توسط گويال و همکارانش بررسي شده است.[29] الکترود تهيهشده فعاليت الکترو کاتاليستيک بسيار خوبي را براي اکسيداسيون BF نشانداد که منجر به پيشرفت قابل توجهي در حساسيت در مقايسه با GCE شد که در آن فعاليت الکتروشيميايي براي آناليت قابل مشاهده نيست سيستم حسگر جديد براي بررسي موارد سوء استفاد ه از دوپينگ بتامتازون با استفاده از EPPGE / SWNT توسعه يافتهاست و داراي خواص آناليتيکي بسيار خوبي مانند حد تشخيص پايينتر، حساسيت بالا، بازگرداني رضايت بخش و انتخابپذيري همزمان با بازدهي مطلوب است.[30,31] اين روش، نياز به آژانس مبارزه با دو پينگ جهاني (WADA) را بر طرف مي کند؛ حد تشخيص (LOD) کمتر از مينيمم حد عملکرد مورد نياز (MRRL) ng/ml 30 براي کورتيکو ستروئيد تحت بررسي بوده است. بنابراين، روش پيشنهادي ميتواند به طور موفقيتآميزي به عنوان يک ابزار آناليتيکي قدرتمند در آناليز کلينيکي و تست هاي ضد دوپينگ براي تشخيص استفادهي غيرمجاز از بتامتازون توسط ورزشکاران پيشنهاد مي شود.
مزيت اين روش اين است که برخي از متابوليت هاي متداول مانند آسکوربيک اسيد، اوريک اسيد، آلبومين و هيپوگزانتين در تعيين و تشخيص مداخله نميکنند. مقايسهي نتايج مشاهده شده با اين روش و روش هاي مربوط به HPLC نشانداد که هر دوروش لزوماً مشابه هستند.
1-2-1فولرن ها
يک کاربرد مهم از فولرن ها، استفاده از آنها به عنوان واسطه در الکتروشيمي براي اصلاح شيميايي الکترودها در آناليز الکترونيکي است. الکترود هاي اصلاح شده ي فولرن (C71 يا C61) ، واکنش اکسايش – کاهش طيف گستردهاي از ترکيبات را به دليل تشکيل گونههاي C n- 60 رساناتر در طي کاهش جزئي C60 ، کاتاليز ميکنند، که در انتقال الکترون در سطح مشترک کمک ميکند.[32,33] آنيونهاي فولرن ( فولرن کاهش يافته) ميتوانند پروتون مولکولهاي زيستي را تجزيه کنند. يک ويژگي بسيار جالب کاهش جزئي فيلمهاي فولرن در محلولهاي آبي، کاهش ساندويج مانند، پيشنهاد شده است، فيلم هاي فولرن جزئي کاهش يافته داراي ساختاري با يک سطح دروني و بيروني قطبي است، در حالي که داخل آن غير قطبي است. اين ساختار مشابه يک غشاي بيولوژيکي است، و احتمال استفاده از فولرن به عنوان اصلاح کنندگان حالت جامد را براي مطالعهي الکتروشيمي مولکولهاي زيستي، افزايش ميدهد.[34] بنابراين، الکترود هاي اصلاح شدهي، فولرن به شرايط الزامي براي آناليز مولکول هاي زيستي دست مييابند. عملکرد الکترود هاي اصلاح شدهي فولرن C60 براي توليد پاسخهاي الکترو کاتاليستيک در مقايسه با الکترود اصلي براي آناليتهاي معين مورد نظر ، گزارش شدهاند. جهانل7 و همکارانش تشکيل فيلم C60 را روي يک سطح الکترود با تبخير محلولهاي فولرن اثبات کردند و نياز به مطالعات بيشتر براي الکتروشيمي آن را نشان دادند.[35] زاکس 8و همکارانش، سطوح طلا را براي تعيين الکتروشيميايي سيتو کروم c کشف کردند.[36] به علاوه، پاسخ شيميايي سيتوکروم C نيز توسط سزار9و همکارانش با استفاده از الکترودهاي اصلاح شدهي فولرن C60 با نتايج بهينه تعيين شد.[37]
1-2-2منشأ فعاليت الکترود کاتاليستيکي فولرن ها
ساختار منحصر به فرد C60 داراي فقدان قابل توجهي از نقصها، سايتهاي مشابه با صفحهي گوشه است در نتيجه منشأ الکترود کاتاليز گزارش شده بسيار جالب است.[38,39] کار انجامشده توسط کام10پن و همکارانش به وضوح نشانداد که منشأ پاسخ الکترو کاتاليستيک مشاهده شده در الکترودهاي کربن اصلاح شده C60 چنانکه توسط باند و تن 11و همکارانشان گزارش شد.[40]به دليل ناخالصيهاي گرافيت در C60، بدون ابهام است. اخيراً، تعيين سالبوتامول و دوپامين در حضور آسکوربيک اسيد با استفاده از الکترودهاي اصلاح شدهي C60 گزارش شدهاست. [41] مؤلفان نشان ميدهند که فعاليت الکتروکاتاليستيک مشاهدهشده ناشي از کاهش جزئي فيلم رساناي C60 علاوه بر ناخالصيهاي گرافيت است. کاهش فيلم هاي C60 در محيط آبي، در حقيقت، کاهش برگشت پذيري الکترو شيميايي C60 On نابجا با اتلاف سريع O-2 در يک مرحلهي شيميايي برگشتناپذير است. هيچگونه شواهدي وجود ندارد که خود C60 در بازهي پتانسيل الکتروليتهاي آبي کاهش مييابد .
1-2-3نانو ذرات فلزي
نانو ذرات فلزي (NP) کاربردهاي وسيعي از انواع مختلفي از روشهاي تجزيه وسيله برق دارند و ميتوانند براي ساخت وسايل حسگر پيشرفته و جديد به ويژه حسگرهاي الکتروشيميايي و حسگرهاي زيستي مورد استفاده قرارگيرند. با توجه به اندازهي کوچک آنها، (nm 100 – 1)، نانو ذرات فلزي، خواص شيميايي، فيزيکي و الکترونيکي منحصر به فردي نشان ميدهند آنها ميتوانند مولکولهاي زيستي را به طور قابل توجهي جذب کنند و نقش مهمي در اصلاح الکترودها براي پيشبرد فعاليتهاي الکتروکاتاليستيشان، ايفا کنند. نانو ذرات فلزي، فعاليتهاي الکتروشيميايي را افزايش ميدهند چرا که نسبت به مواد حجيم، مطلوبيت کاتاليستيکي بيشتر، عملکرد مطلوب، افزايش انتقال جرم و سازگاري زيستي مطلوبي را نشان ميدهند. فعاليت زيستي مولکولهاي زيستي در سطح نانو ذرات به دليل سازگاري زيستي شان حفظ ميشود. مواد نانو فلزي، عملکرد حسگرهاي زيستي را با بزرگ کردن حوزهي سطح مؤثر، افزايش ميدهند.[42] حوزهي سطحي وسيع نانو ذرات فلزي رسوب کرده، پيشبرد عملکرد آناليتيکي را بر حسب حد تشخيص پايين و زمان رسوب گيري کوتاه، امکانپذير ميسازد. مواد نانوفلزي انتقالي داراي فعاليت کاتالسيتي بالايي هستند و انتقال الکترون را براي بسياري از واکنشهاي الکتروشيميايي تسهيل ميبخشند. طيف گستردهاي از نانو ذرات فلزي براي ارزيابي کاربردهاي اين مواد در آناليز الکتريکي مورد بررسي قرار گرفته است. حسگرهاي زيستي در بردارندهي مواد نانو فلزي، شامل پلاتينيوم سياه[43]، مس[44]، نقره[45] پالاديوم[46] و طلا[47]، سازگاري زيستي مطلوب و عملکرد بالايي را نشاندادند. نانو ذرات بيسموت و ايريديوم نيز اخيراً سنتز شدهاند .
مطالعهي الکتروشيميايي سديم هيپوکلريد در الکترود کربن شيشهاي اصلاح شده با ذرات نانو طلاي پايدار شده با دندريمر، انجام شد. رسوب گذاري نانو ذرات طلاي روي سطح الکترود کربن شيشهاي به وسيله ي ميکروسکوپي انتقال الکترون و اسپکتروسکوپي فوتو الکترون اشعه x مشاهده شد. هر دو جريان پيک آندي و کاتدي بعد از رسوب گذاري اين نانو ذرات طلا، افزايش يافتند.
1-2-4نانو فيبر ها
اخيراً به دليل سميت و غير حساس بودن پايين اکسيژن حل شده در يک محلول، الکترودهاي Bi توجه ويژهاي به عنوان يک جايگزين جديد براي الکترود جيوه اي سلولي به دليل پاسخ کاملاً مولدشان، به خود جلب کردهاند.[48] نانو فيبرهاي گرافيت ساخته شدهاند نانو ذرات پلاتينيوم و پلاديوم به عنوان الکتروکاتاليست کاتدي براي الکتروليز آبي تبادل پروتون غشا براي واکنشهاي تکامل هيدروژن مورد استفاده قرارگرفتند.[49] متودولوژي آناليتيک حساس در الکترود اينديوم تين اکسيد و کربن شيشهاي اصلاح شده با نانو TiO2 – Au – Kj براي بررسي هيدروزن پراکسيد، ارائه شد.[50] کاربرد عملي الکترود اصلاحشده با آناليز نمونههاي واقعي به عنوان لنزهاي گندزدا و تماسي محلول پاککننده حاوي H2O2 بررسي شد.
فلز پلاتينيوم بهطور گسترده به عنوان يک کاتاليست صنعتي مورد استفاده قرارگرفت و در مبدل هاي کاتاليستي وسايل نقليه براي حذف آلاينده هاي بخارهاي خروجي ماشين يافت مي شود. سيمهاي پلاتينيوم اغلب در الکتروشيمي به عنوان الکترودهايي براي پايداري و رسانايي شان درنظر گرفته ميشوند. کنگ 12و همکارانش روشي را براي اتصال و رشد ساختاري نانوذراتپلاتينيوم (PtNPs) روي اينديوم تيناکسيد (ITO) ارائه دادند. PtNPs متصل شده به (ITO / PtNP) ITO براي مطالعه ي اکسيداسيون الکتروشيميايي متانول به کارگرفته شده است.
1-2-5ترکيب نانو ذرات فلزي و نانو تيوب ها
رسوبگيري الکتريکي نانو ذرات فلزي روي نانو تيوبهاي کربن در آناليز الکتريکي مولکول هاي مهم بيولوژيکي بسيار سودمند بوده است. مشاهده شدهاست که نانو تيوبهاي کربن به عنوان کاتاليست پشتيباني کنندهي مواد کارميکند و فعاليت الکترود کاتاليستي نانو ذرات فلزي را براي الکترود اکسيداسيون افزايش ميدهد. اين مواد نانوکربني پشتيبان، شکل و ساختار الکترونيکي ذرات فلزي را به اين دليل که کاتاليست هاي نانو ذرات فلزي نانو تيوبهاي کربن، چگالي جريان بالا و پتانسيل اضافي کمي براي الکترود اکسيداسيون نشان ميدهند و ميتوانند در سلهاي سوخت مستقيم متانول مورداستفاده قرارگيرند، تغيير ميدهند.[52] شرکت کردن نانو ذرات در CNT ها براي اصلاح الکترودها، فعاليت الکتروکاتاليتيک را در بسياري از فرآيندهاي الکتروشيميايي افزايش ميدهد و بنابراين براي کاربردهاي حسگري مناسب است، به ويژه، ترکيب مواد نانو فلزي و CNT ها براي اصلاح سطح حسگرهاي زيستي نسبت به استفاده از يک مادهي نانو به تنهايي بسيار مؤثرتر است. راپويک 13و همکارانش بر نانو کمپوزيت هاي نانو ذرات فلزي / CNT ها براي تشخيص الکتروشيميايي تري نيترو تولوئن (TNT) و نيترو آروماتيک هاي ديگر تمرکز کردند.[53] آنها دريافتند که نانو ذرات Cu و SWNT محلول در Nafion ، بيشترين حساسيت را براي TNT با حد تشخيص ppb 1 درآب شير، آبرودخانه و خاکآلوده فراهم آوردند.
1-2-6مايع يوني / سر يش کربن
مايعاتيوني (ITs) درجه بالايي از عدم تقارن را ارائه ميدهند که نشاندهندهي کريستاليزاسيون در دماي اتاق است. Its داراي ويزگيهاي قابل توجهي چون ماهيت غيرفرار، نقطهي ذوب پايين، ميدان الکترواستاتيک قوي، قطبيت بالا، ويسکوزيتهي مطلوب و چگالي مانند حلالها، پايداري گرمايي بالا و توانايي حلکردن محدودهي گستردهاي از گونه هاي شامل ترکيبات آلي، غير آلي، و آلي فلزي است. به دليل ويژگيهاي منحصر به فردي چون بازههاي پتانسيل وسيع و هدايت الکتريکي بالا، آب گريزي، نامحلول بودن در آب و توانايي پلاستيک شدن، IL ها در ساخت حسگرهاي الکتروشيميايي و حسگرهاي زيستي مورد استفاده قرار ميگيرند. IL ها سازگاري مطلوبي با مولکولهاي زيستي و آنزيمها و حتي کل سل ها، نشان دادهاند. بنابراين، IL ها ميتوانند در حسگرهاي زيستي الکتروشيميايي به عنوان چسب و رسانا (کنداکتور) مورد استفاده قرارگيرند. اختلاف بين پتانسيل هاي تجزيهاي آندي (Ea) و کاتدي (Ec) معمولا بيشتر از v 3 است، در حالي که براي الکتروليتهاي آبي در حدود v 1.2 است. به دليل اين ويژگي قابل توجه مايعات يوني، آنها در حسگرهاي زيستي الکتروشيميايي، کاربرد وسيعي دارند.
1-3 نکات کلي
روشهاي مختلفي براي سطح الکترودها با مزايا و معايب مختلفي امروزه قابل دسترسي هستند. مي توان از چگالي جريان براي ارزيابي عملکرد حسگرها استفاده کرد. مورد ايده آل ايناست که در آن لايه براي ترکيبات هدف نفوذ پذير باشد، در حالي که در مقابل ترکيبات مزاحم مقاوم باشد. براي روشهاي اصلاح سطح با هدف افزايش عملکرد حسگرها، چهار فاکتور بايد در نظر گرفتهشوند :
1. حوزه ي بزرگ سطح . هم نانو تيوب هاي کربن و هم مواد نانو فلزي، حوزه ي مؤثر سطح الکترودها را افزايش مي دهند.
2. افزايش نرخ انتقال الکترون به دليل توانايي کاتاليستي مواد نانو. انتقال الکترون و واکنش پذيري جذب روي پوشش سطح نسبت به گرافيت صفحهي اصلي، با سايت هاي گوشهي فعالتر براي انتقال الکترون، جذب و اصلاح شيميايي
3. سيستم هاي اکسايش کاهش به طور قابل توجهي در حساسيت شان نسبت به حالت سطح الکترود کربن، به دليل اختلاف هاي موجود در مکانيسمهاي واکنش اکسايش کاهش، باز يوني و غيره متفاوت هستند ، نتيجتاً، استانداردهاي معيني بايد براي ارزيابي عملکرد حسگر، تنظيم شوند. توصيه ميشود که براي يک هدف ويژه، يک حسگر ويژه پاسخ بهينهاي را نشان ميدهد.
مواد کربن بيشتر در ساختارهاي حجيم و سطحي در مقايسه با فلزات، متفاوت هستند ، بنابراين توليد کننده براي تهيهي الکترود در مورد مواد کربني براي دستيابي به رفتار الکتروشيميايي قابل توليد مجدد، مهم است. حتي متداولترين روشهاي تهيه مانند صيقل دادن، به طور قابل توجهي ساختار و شيمي سطح را تغيير ميدهند و مي توانند اثرات چشم-گيري بر واکنشپذيري و جذب داشتهباشند.
در آينده، توسعه هاي بيشتري در کاربردهاي مايعاتيوني در الکتروشيمي پيشبيني ميشوند. حل شدن سادهي نمک ليتيوم باعث ايجاد الکتروليتها ميشود که در آنها تنها کسري از جريان توسط يون هاي Li+ حمل ميشود. جالب توجه است که آيا ترکيب نمکهاي سديم با يک زنجيرهي پلي آنيوني، از طريق بر هم کنش ويژه با بار منفي ثابت پلاريزه شدن يون هاي Li+ ، مي توانند تعادل جريان را تغيير دهند. تمام اين جنبههاي بنيادي شيمي فيزيک و الکترو شيمي مايعات يوني به صورت توضيح داده نشده باقي ميمانند.
1-4 آترازين- تاريخچه و استفاده ها
آترازين عضوي از خانواده ي کلروفنوکسي – تريازين آفتکشهاست. که به احتمال قوي گستردهترين دستهي مورداستفادهي مواد شيميايي کشاورزي تا کنون ميباشد. توسعهي تريازين در اوائل دههي 1950 توسط شرکت انحصاري جي.ار. گيگي 14شروع شد که شيميدانها و زيستشناسان آن در سويزرلند و ايلات متحده به ارائهي تلاش باانگيزه جديدي براي مبارزه با مهلکترين علف هاي هرز براي کشاورزان پرداختند. در آن زمان، آفت کش غالب در آمريکا D-4و2 به کار رفته با ميزان بيش از 34 ميليون پاند در سال بود. آترازين در سال 1956 براي استفاده در سويزرلند و در سال 1958 در آمريکا ثبت شده و به سرعت تبديل به معروفترين تريازين براي کارايي در مقابل طيف گستردهاي از علفهاي هرز در دامنهاي از شرايط شامل در خاک خشک شد. از آن زمان به بعد تبديل به يکي از گستردهترين آفت کشهاي تحقيقشده تاکنون شده است.[54]
حذف علفهاي هرز داراي برگهاي پهن توسط آفتکشها نياز به زراعت خاک را کاهش مي دهد. عملي که در فرسايش خاک بالا شرکت داشته و يک نکتهي محيطي مهم از زمان طوفان هاي Dust Bowl از دههي 1930 بودهاست. استفاده از آترازين ميتواند بارهاي محصولي هر جا را از 5/6 درصد به کمتر از 1 درصد افزايشدهد. و يک مطالعه گزارش کرد که ذرت شيرين اصلاح شده با آماده سازي آفت کش ترکيبي شامل آترازين، کاروتنوئيدهاي بيشتري را توسعهبخشيد که نشانداد آترازين ميتواند به طور بالقوهاي مقدار غذايي محصولات اصليايي را که استفاده کرده است افزايشدهد.
امروزه آترازين، گستردهترين آفتکش مورداستفاده در آمريکا و اصليترين ملل کشاورزي خارج از اتحاديهي اروپاست. که در زمين کشاورزي کشتشده براي ممانعت از ظهور و به حداکثر رسيدن علفهاي داراي برگ پهن استفادهشده وبه صورت تنها يا در ترکيب با ديگر آفت کشها به کار ميرود. آترازين در بيش از پنجاه محصول متفاوت شامل ذرت اسفاده ميشود که تقريباً 25 درصد کل جريب محصولي آمريکا را همانند سال 2000 نشان دادهاست و يک محصول صادراتي مهم در چين، برزيل و مکزيک مي باشد. ايالات متحده به تنهايي از 76 ميليون پاند آترازين در سال استفاده مي کند و بيش از 75 درصد ذرت رشديافته در آمريکا با آن اصلاح ميشود. ديگر محصولات اصلاحشده با آترازين شامل مرکبات، سويا، سرغوم، چغندرقند، انگور و محصولات جنگلي ميباشند. آترازين گرچه بيشترين استفاده را در نواحي کشاورزي تاکنون داشتهاست، براي حفظ چمن مسکوني و چمن اسب دواني هم استفاده مي شود. تاريخچهي آترازين به بيش از 50 سال بر ميگردد.[54]
1-5 خلاصهي تاريخچهاي فرآيند ثبت آترازين
در تاريخ 1959 اولين ثبت هاي آترازين درآمريکا انجام شد ونظراتي در طي يک دورهي 45 ساله، که آترازين به يکي از گسترده ترين آفتکشهاي مورداستفاده در ذرت، سرغوم دانداري، چغندرقند و محصولات ديگر تبديل شده است. محصولات آفتکش آترازين منافع زير را ارائه داد:
* کنترل علف هرز کارآمد و گسترده، منجر به بارهاي محصولي بالايي مي شود.
* هزينهي اصلاح پايين
* انعطاف پذيري در کاربرد: آترازين را مي توان قبل، در حين، يا پس از کاشت محصول يا پس از ظهور محصول به کار برد. پس متناسب با تنوع گستردهاي از سيستمهاي محصولي ميباشد.
* متناسب با سيستمهاي کشت حفظ صرفهجويي در خاک است.
* ريسک پايين صدمه به محصول
* در مديريت مقاومت به علف هرز مهم است.
* پتانسيل پايين براي رانش.
در اواخر دههي 1980 محققان ايجاد تومورهاي زياد را در يکي از گونه هاي موش (Dawley Sprague) در زمان قرار گرفتن در معرض سطوح بالاي آترازين مييابند. [54]
بر اساس تحقيق با موش اسپراگوداولي 15آترازين به عنوان يک ” کارسنيوژن انساني ممکن (دسته ي C) ” دستهبندي شد. [54]
اوائل دههي 1990 به خاطر پذيرش گستردهي آترازين در کشاورزي ميدوست، برنامههاي مديريتي براي به حداقل رساندن قرارگرفتن در معرض آبزميني و منابع آبسطحي توسعه پيدا کردند.ترکيبي از تغيير در روشهاي پرورشي ( نسبت هاي کاربرد و زمانبندي، نواحي بافر حول منابع آب و غيره) و افزايش در کشت حفاظتي منجر به کاهش قابل توجهي در تعداد رديابي آترازين در منابع آب شد. در مطالعهاي توسط بررسي ژئولوژيک آمريکا (USGS)، سطوح آترازين در 53 نهر غربي – مرکزي (پس از کاربردهاي چشمه) در حدود 47 درصد بين سال هاي 90- 1989 و 95 – 1994 کاهش پيدا کرد. کاهش روند سطوح آترازين در آب امروزه ادامه دارد. [54]
در ژوئن 2000 گروه مشاوره EPA علمي به توصيهي دستهبندي مجددآترازين به عنوان ” عدم احتمال ” ايجاد سرطان در انسانها،گروه مشاوره علمي EPA ويژه تعيينکرد که تأثير تومورهاي افزايش يافته و منحصرا مشاهده شده اسپراگو داولي 16ربطي به انسانها نداشتهاست و توصيهکرد که آترازين به عنوان ” عدم احتمال به عنوان يک کارسينوژن انساني ” دستهبندي مي شود. اين حاکي از قانونمندي در سال 1998 توسط آژانس بين المللي سازمان سلامت جهاني براي تحقيق در سرطان ( IARC ) ميباشد که آترازين را مجددا به عنوان ” غير قابل دستهبندي شدن به عنوان حاوي کارسينوژن در انسانها ” دستهبندي کردهاست. مرورهاي تنظيمي در استراليا و اتحاديه ي اروپا هم، سالم بودن آترازين براي انسانها و محيط را مورد حمايت قرار ميدهند. [54]
19 ژانويه 2001 ارزيابي ريسک ابتدايي سلامت انساني EPA منتشر شد. ارزيابي ريسک ابتدايي سلامت انساني منتشر شده توسط EPA نکاتي چند در مورد سلامت آفتکشهاي آترازين را مستند ساخت. بر اساس توصيههاي گروه مشاوره علمي، EPA ، آترازين را با ” عدم احتمال به عنوان کارسينوژن انساني، مجددا دسته بندي کرد ” . يک دوره نظرات عمومي 60 روزه در ادامه آمد که نظرات صنعت کشاورزي، کشاورزان، دانشمندان و فعالان جمع آوري شد.[54]
26 سپتامبر 2001 ارزيابي ريسک ابتدايي اقتصادي EPA منتشر شد. ارزيابي ريسک ابتدايي اقتصادي منتشر شده توسط EPA، چند نکته ي مهم در مورد سلامت آفت کش هاي آترازين را مستند ساخت. يک دوره نظرات 60 روزه در ادامه آمد که در آن هر دو نظرات حمايتي از صنعت کشاورزي و نکات گروه هاي محيطي جمع آوري شدند. [54]
16 آوريل 2002 مختصر نامهي فني EPA اين گردهمايي عمومي که در آن دانشمندان EPA به ارائهي ارزيابي دوره شدهي ريسک خود براي آفتکشهاي آترازين پرداختند، يک دوره نظرات عمومي 60 روزهي نهايي در مورد ارزيابيهاي ريسک آترازين را آغاز کرد. مرورهاي مطلوب EPA ، اساس تصميم شايستگي ثبت مجدد مقدماتي (IRED) شد. [54]
5 ژولاي 2002 دورهي نظرات عمومي در مورد ارزيابي ريسک پايان ميپذيرد. EPA نظرات نهايي ورودي در مورد ارزيابي هاي ريسک و پيشنويسهاي تصميم شايستگي ثبت مجدد را دريافت ميکند. [54]
3 آگوست 2002 تاريخ انتشار اصلي براي سند شايستگي ثبت مقدماتي EPA، RED آترازين را با نقل منابع نامناسب براي اجازهي رسيدن به خط مرده 3 آگوست 2002 به تأخير انداخت. [54]
31 ژانويه 2003 EPA به تکميل IRED پرداخته و در محتوا به مختصر سازي سازندگان و سهامداران ميپردازدEPA توصيهها را در IRED آتي طراحي ميکند. شامل پايش افزايش يافته و مديريت مداوم آب پخشانها در مناطقي که آترازين، بيشترين استفاده رادارد. [54]
28 فوريه 2003 IRED براي نظرات عمومي 60 روزه در ثبت فدرالي منتشر ميشود IRED تکميل ارزيابي ريسک انبوه سلامت انساني براي استفادههاي کنوني آترازين و ارزيابي ريسک اکولوژِک ( به جز مورد اشاره شده در بالا) را تعيين ميکند . [54]
20- 17 ژوئن 2003 جلسهي گروه مشاوره علميSAP) EPA ) گروه خارجي به ارزشيابي موضوع اثرات بالقوه آترازين بر دوزيستان پرداخته است. هيچ شواهد قطعياي وجود نداشت و راهنماييها براي تحقيق آتي مقررشدند. [54]
17 ژولاي 2003 جلسهي EPA SAP گروه خارجي دادههاي اپيدميولوژيک را براي آترازين و سرطان در نظر ميگيرد. سوگيري سطحي PSA نقش کليدي را ايفا ميکند. [54]
31 اکتبر 2003 IRED اصلاحشده ارائهشد. IRED دوره شده حاوي نتايج و توصيهها از جلسات SAP، در ژوئن 2003 و ژولاي 2003 ميباشد. که به ارائهي چراغ سبزي براي ثبت مجدد آترازين مي پردازد. [54]
21 ژوئن 2006 ارزيابي ريسک افزايشي تريازين ارائه شد EPA بيان ميدارد که ريسکهاي افزايشي همراه با آفتکشهاي تريازين حامل ” صدمهاي نيست که براي جمعيت عمومي آمريکا، نوزادان، کودکان يا ساير مصرف کنندگان نتيجه شود ” . تمام تولرانسها، استاندارد سلامت را برآورده ميسازند. [54]
21 سپتامبر 2007 EPA به صدور مقالهي سفيد در آخرين تحقيق دوزيستان ميپردازد که با استفاده از پروتوکل تصويب شدهي EPA هدايت گرديدهاست EPA بيان مي کند : ” بر اساس نتايج منفي اين مطالعات، آژانس نتيجه ميگيرد که رد فرضيه فرمولبندي شده در SAP 2003 منطقياست که قرارگرفتن در معرض آترازين ميتواند به توسعهي اندام توليد مثل دوزيستان اثر بگذارد. آژانس در اين زمان بر اين باور است که هيچ دليل قانع کنندهاي براي تأکيد بر آزمايش بيشتر باتوجه به اثرات بالقوهي آترازين بر توسعهي اندام توليد مثل دوزيستان وجود ندارد “.[54]
اکتبر 2007 FIFRA SAP مستقل جلسهي گروه مشاورهي علمي براي مرور،



قیمت: تومان


پاسخ دهید