چکيده
هدف از تحقيق حاضر بررسي انواع و ميزان اختلالات رفتاري در بين دانش آموزان دختر و پسر شهرستان ابهر که فرضيه هاي عنوان شده به دو دسته فرضيه هاي کلي که شامل رابطه بين اختلالات رفتاري در بين دختران و پسران داراي تفاوت است و فرضيه هاي جزئي که شامل بررسي تفاوت بين هيجان پذيري – وسواس – گوشه گيري – پارانويا و افسردگي و پرخاشگري بي قراري و رفتار ضد اجتماعي بين دختران و پسران شهرستان ابهر پرداخته که جامعه آماري مورد مطالعه دو تحقيق حاضر عبارتند از دانش آموزان مقطع راهنمايي است که 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب گرديده و آزمون اختلالات رفتاري بر روي آنها اجرا گرديده و جهت آزمون فرضيه ها از روش t متغيير مستقل استفاده گرديده که نتايج بدست آمده حاکي از آن است که بين دختران و پسران از لحاظ اختلالات رفتاري تفاوت معني داري وجود دارد و همين طور بين تمام زير مجموعه هاي اختلالات رفتاري در بين دختران و پسران تفاوت هاي معني داري وجود دارد . سطح معني داري آن برابر05/ 0 < p است .

” فصل اول ”
مقدمه
از روش تعليم و تربيت انسان و زيانهايي که بر اثر فقدان يا نقصان آن دامنگير فرد و جامعه مي شود از سويي احتمال انحراف آن از مسير صحيح در مدت رشد فرد از سوي ديگر ايجاب مي کند که فعاليتهاي مربوطه مورد توجه خاص و مداوم قرار گيرد و اثرات اين فعاليتها جز در رفتار فرد قابل مشاهده نيست .
در عصري که ما زندگي مي کنيم بروز مشکلات رواني و اختلالات رفتاري مخصوصاً براي نوجوانان و جوانان امري بديهي است زيرا در اين عصر روابط انساني جاي خود را به ماشين آلات و کامپيوتر داده اند و صميميت گذشته از بين رفته و هر کسي به فکر خودش است و نوجوانان بيشتر از همه دست خويش اختلالات رفتاري ناشي از تنهايي و تربيت غلط و عدم توجه مي گردند با اين وجود شناخت اختلالات و يافتن راه حل مبارزه با آنها چه از طرف اولياء خانواده ها و چه از طرف مسئولين آموزشي نوجوانان ما و نسل آينده را در مقابل اين مشکلات ايمن خواهد کرد و ما جامعه اي سالم با نوجواناني موفق و سالم خواهيم داشت و در اين پژوهش گوشه کوچکي از اختلالات و مشکلات نوجوانا مورد بررسي قرار مي گيرد اميد است که چراغي باشد سر راه آيندگان ( چکيده اي از مقدمات کتابهاي مربوط به اختلالات رفتاري ) .
طرح مساله و چارچوب نظري آن
با توجه به اجتماعي بودن آدمي از لطحاظ زمينه هاي بهنجاري و نابهنجاري رفتارها مطاله رفتاري فرد و شناخت اختلالات رفتاري وي بسيار حائز اهميت است . در پژوهش حاضر ميزان اختلاات رفتاري بين دانش آموزان دختر و پسر پايه سوم راهنمايي شهرستان ابهر مورد بررسي قرار مي گيرد .
ساخت جمعيت کشور ما به گونه اي که نوجوانان و جوانان بيشترين قشر آن را تشکيل مي دهند که شناخت تنوع و ميزان اختلالات دانش آموزان در جهت برنامه ريزي ها و فعاليتهاي آموزشي و پرورشي کاري بس مهم است . منظور از اختلاات رفتاري آن دسته از رفتارهايي است که از ديدگاههاي روان شناسي و جامعه شناسي بهنجار نمي باشد و مساله مورد تحقيق اختلالات رفتاري عبارتند از : هيجان پذيري وسواس ف تمايل به گوشه گيري ، رفتار و انکارپارانويايي ، افسردگي ، گرايش به پرخاشگري و رفتارهاي تهاجمي ، بي قراري ، گرايش رفتارهاي ضد اجتماعي است .
اهميت و ضرورت تحقيق :
زندگي آدمي به دوره هايي تقسيم مي شود يکي از اين دوره ها ” نوجواني ” است که به اعتقاد اغلب دانشمنان و روان شناسان دوره مهم و حساس در زندگي هر فرد محسوب مي شود حالتهاي رواني ، احساسات شديد نوجواني يکي از منابع خطرزا براي سلامتي فرد است که اختلالات رفتاري نشانگر نبودن سلامت رواني جسمي فرد است .
اساسي ترين راههاي مقابله با مشکلات نوجوانان شناخت اختلاات رايج و شايع بين نوجوانان است . کار براي يافته هاي اين پژوهش مي توانند کليه کساني باشند که با نوجوانان سروکار دارند از جمله والدين ، مربيان ، مشاوران ، معلمان ، دست اندر کاران نظام آموزش و پرورش و تکوين شخصيت نوجوانا سهيم هستند پس شناخت انواع و ميزان اختلالات رفتاري دانش آموزان بسيار مهم است تا در زمينه اطلاعات کافي نباشد تعليم و تربيت و مجريان بي شک امور محوله موفق نخواهند شد .
اهداف تحقيق :
1- شناخت به موقع اين اختلالات در بين دانش آموزان دبيرستاني و داشتن اطلاعات کافي در زمينه علل ايجاد اين اختلالات و انواع آنها ، نحوه شناخت اين اختلالات و درمان به موقع اين اختلالات است .
2- ايجاد زمينه هاي پيشگيري از اين اختلالات در مدارس .
3- با بالا بردن درک و آگاهي نوجوانان به رفتارهايشان و چگونگي برخورد با مشگلات .
فرضيه هاي تحقيق :
فرضيه اصلي :
بين ميزان و انواع اختلالات رفتاري دانش آموزان دختر و پسر پايه سوم راهنمايي شهرستان ابهر تفاوت وجود دارد .
فرضيه هاي فرعي :
1- ميزان هيجان پذيري در بين دختران و پسران با هم متفاوت است .
2 – ميزان وسواس در بين دختران و پسران با هم متفاوت است .
3 – ميزان گوشه گيري در بين دختران و پسران با هم متفاوت است .
4 – ميزان پارانويايي در بين دختران و پسران با هم متفاوت است .
5 – ميزان افسردگي در بين دختران و پسران با هم متفاوت است .
6 – ميزان پرخاشگري در بين دختران و پسران با هم متفاوت است .
7 – ميزان بي قراري در بين دختران و پسران با هم متفاوت است .
8 – ميزان رفتار اجتماعي در بين دختران و پسران با هم متفاوت است .
متغير ها در فرضيه کلي
متغير مستقل : دو گروه دختران و پسران در دو گروه مستقل
متغير وابسته : اختلالات رفتاري
تعاريف نظري
روان شناسان اجتماعي اختلالات رقتاري را ناشي از فشارهاي اجتماعي و کمبود راههاي مناسب براي تخليه اين فشار ها مي دانند آنان اختلالات رفتاري را در واکنش طبيعي نسبت به فشارهاي ناشي از مشکلات و مسائل اجتماعي مي پندارند ( دکتر سيف نراقي و عزت ا… نادري ، 1374 ) .
اختلالات رفتاري الگوي تکراري و مستمر رفتاري است که در آن حقوق اسلامي ديگران هنجارها يا موازين اسلامي اجتماعي متناسب با سن فرد زير پا گذاشته مي شود ( همان منبع ) .
تعاريف نظري :
1- هيجان پذيري : در موقعيتها و حالتهاي خاص دچار هيجان مي شود .
2- وسواس ( absessions) تکرار ناخوانده افکار غير منطقي که فرد احساس مي کند کنترلي بر آنها ندارد .
3- گوشه گيري ( with drawal) : نوعي الگوي رفتاري شخص که با کناره جويي وي از کارکرد بهنجار زندگي روزمره و نيز با احساس ناکاميها . تنشها و نوميديهايي همراه آن مشخص مي گردد .
4- رفتار و انکارپارانويايي ( parnoins) : وابسته به پارانويا در طبقه بندي بيماريهاي ( روانپزشکي ) پارانويا جز يکي از طبقات معيار و نوعي اختلال کارکردي محسوب مي شود که از نشانه هاي ـن هذيان – حسادت ، هذيان بزرگ منشي .
5- افسردگي ( perperssion) : نوعي حالت غمگيني بسيار شديد که معمولاً با کندي افکار و حرکات و گاه نيز بي قراري ناراحت شده شخص مي شود که در آن فرد احساس عدم کفايت ، احساس ياس ، ناميدي و غمگيني مي کند .
6- پرخاشگري ( aggressiore) : معني عام آن تحرک بيش از اندازه و آرام نگرفتن و دائماً در حال حرکت بودن است . معني تلويحي آن نيز نشان دادن رفتارهايي است که هدف آن آسيب رساندن به افراد ديگر است .
7- بي قراري ( bestlessness) : حالتي که طي آن فرد مداماً واکنش نشان مي دهد حالتي که فرد احساس آرامش و آراميدگي ندارد .
8- گرايش به رفتارهاي ضد اجتماعي ( antisocial) : توصيف کننده فردي است که رفتارش در رابطه با کارکرد گروه يا جامعه مي گردد .
” فصل دوم ”
ادبيات تحقيق
مروري بر نظريه ها و تحقيقات انجام شده
نظريه هاي مختلف در مورد اختلالات رفتاري:
1- نظريه عوامل بيولوژيکي ( زيستي يا زيستي شناختي )
طرفداران اين نظريه معتقدند که عامل مشکلات رفتاري ، عوامل ژنتيکي و زيستي شناختي مي باشد زيرا رابطه بين وضعيت جسم و رفتارها وجود دارد اين گروه معتقدند که عامل زيستي حتي قبل از تولد اثرات خود را بر روان فرد باقي گذاشته است و يا در هنگام تولد و يا دوران طفوليت بر روي کودک اثر داشته است به طور کلي نظريات بيولوژيک ها به سه عامل اصلي اشاره دارد .
1- نا منطقي غدد داخلي که گاهي در دوران حاملگي بر اثر فشارهاي وارد شده بر جنين اثراتي در دوران بعدي سازندگي کودک دارد .
2- فقدان بهداشت کافي در دوران قبل و بعد از تولد .
3- عدم تغذيه کافي در دوران قبل و بعد از تولد .
2- نظريه روان کاوي ( تحليل رواني )
طرفداران اين نظريه علت رفتار نامناسب را عوامل دروني مي دانند و معتقدند در صورت شناخت عامل ، مشکلات فرد حل مي گردد . اين گروه بنياد نظريه خود را از فرويد گرفته اند فرويد معتقد است دستگاه رواني به سه حوزه تقسيم مي شوند : الف- نهاد ( ايد ) ب- خود ( الگو ) پ- خود برتر يا فراخود ( سوپرايگو ) .
و اهميت ديگر نظريه فرويد بر ضمير ناخود آگاه است و او معتقد است کليه حوادث دوران در ضمير نقش بسته و ممکن است به ظاهر در اعمال روزمره بروز نکند ولي آن حوادث به نحوي در رفتار و تصميم گيريهاي و حتي در انتخاب شغل ظاهر مي گردد به همين جهت در روش روان کاوي به خواب مصنوعي مبادرت مي ورزند تا با ياد آوردن خاطرات به حل مشکل بپردازند زيرا آنها معتقدند اگر علت کشف شود . بيماري رفع مي شود .
3- نظريه رفتاري يا نظريه يادگيري :
اين نظريه نقطه مقابل نظريه تحليل رواني مي باشد اين گروه معتقدند که رفتار نا مناسب يا مشکل رفتاري به علت آموزش و يادگيري از محيط به تدريج به صورت تقريباً ثابت در رفتار فرد تجلي مي کند و هر رفتار نا مناسب از طريق تقويت کننده هاي مثبت و منفي يا تنبيه از محيط کسب مي شود رفتار گرايان از طبقه بندي کردن و نامگذاري اين بر روي کودکان مشکل دار اجتناب مي کنندزيرا معتقدند هر نوع نامگذاري به عنوان يک عامل منفي باعث اثرات نامطلوب در کودک مي شود .
4- نظريه بوم شناسي لاکولوژيکال و جامعه شناسي :
اين نظريه به علت اهميت دادن به شرايط محيط طبيعي يک فرد و اثراتي که جامعه بر رفتار دارند مورد بررسي قرار مي گيرد اين گروه مخالف بر چسب زدن و طبقه بندي نمودن کودکان و نوجوانان به عنوان افراد مشکل دار مي باشند زيرا معتقدند عوامل و فشار هاي اجتماعي است که در شخصيت فرد اثر مي گذارد طرفداران اين نظريه علت دوري کردن از طبقه بندي را توجه به يک ويژگي و غفلت از مجموعه رفتارهاي کودک يا نوجوان تلقي مي نمايد . ( فرقاني رئيسي – 1374 ) .
اختلالات رفتاري ( havioral Disorder)
رفتار کودک همانند سيستم اعصاب وي روبه رو رشد و تکامل است . کودکان در برابر فشارها و تغييرات زندگي از خود واکنش ها و عکس العمل هاي متفاوتي نشان مي دهند . تغييرات محيط و رفتار والدين و اطرافيان کودک در صورتي که هماهنگ با وضعيت جسمي و شناختي وي نباشد باعث بروز عکس العمل هاي رفتاري نا مناسبي از جانب آنان مي شود . مي توان چنين ادعا کرد که رفتار کودک زبان گوياي وي است و هر چه کودک در ارتباط با ديگران و بيان احساسات و نيازهاي خود مشکلات بيشتري داشته باشد داراي اختلالات رفتاري بيشتري خواهد بود . بدليل اينکه کودکان در بيان احيايات خود از قبيل درد ، محروميت ، اضطراب و ترس ناتوان هستند ، به عنوان پاسخ علائم جسماني و قابل مشاهده رفتاري مانند شب ادراري ، کم و بد خوابي ، دندان قروچه ، تيک ، بي قراري ، بي اشتهايي دل درد ، دزدي و دروغگويي از خود نشان مي دهند . اين رفتارهاي نا مناسب و رفتارهاي ديگر ممکن است شديدتر از اين موارد باشند نيازمند مداخله و اصلاح هستند . ( سايت انجمن روان شناسي ) .
اختلال رفتاري کودکان و نوجوانان
اختلالات رفتاري در کودکان و مخصوصاً نوجوانان اکثراً به صورت ناسازگاري و رفتارهاي ناجور و غير اخلاق يا ضد اجتماعي حتي جنايي ظاهر مي شود . اين دسته از افراد با افراد منحرف همانند سازي دارند و از معيارهاي گروههاي منحرف تبعيت مي کنند مانند فرار نوجوانان از مدرسه و همکاري با قاچاقچيان ، جنايت ، تخريب و فساد . اين افراد خطرناکترين افراد جامعه هستند و همواره حالت انتقام جويي عجيبي نسبت به افراد جامعه و حتي والدين خود دارند . اختلالات رفتاري از اوايل کودکي به صورتهاي مختلف تظاهر مي کند . اين افراد به آنچه ب و زشت يا ممنوع است تمايلي افراطي و بيمار گونه دارند به علت داشتن علاقه جنون آميز اذيت ، آتش سوزي ، آزار و آسيب حيوانات و کودکان کم سال لذت مي برند ( سايت انجمن اختلال رفتاري ) .
تعريف اختلال رفتاري :
براي تعريف اختلال ( disorder) ، شيوه دقيق و ساده اي در دست نيست و اغلب اوقات رفتاري را نابهنجار ( abnormal) تلقي مي کنند . اگر ريشه هاي اين واژه ها را رديابي کنيم مي بينيم که پيشوند ( ab) به معني دور ( away) ، جدا ( from) و خارج ( off) است در حاليکه اصطلاح نابهنجار ( abnormal) به مفهوم وسط ، معتدل و معمولي است ( dietiohay – 1973 – Webster new collegiatle) با اين مفهوم نابهنجار در وهله اول آنچه را که از اعتدال منحرف شده به ذهن مي رشاند به عنوان انحراف منفي حاکي از بيماري مطررح مي شود . از اين رو اختلالهاي رواني يا رفتاري را اغلب آسيب رواني ناميده اند ( منشي طوسي 1369 ) .
جامع ترين ملاک براي قضاوت در خصوص اختلال هنجارهاي اجتماعي و فرهنگي مي باشد که هر جا مسئله رفتاري را انتخاب مي کند که مناسب آن جامعه و افراد را طبق آن پرورش مي دهد . افراد با موضع گيري قبلي ، خلق و خوي يا تجربه هاي اکتسابي آن رفتار ها را از خود نشان مي دهند افراد هميشه نسبت به معيارهاي آن جامعه سنجيده مي شوند .
تعريف اختلالات رفتاري به لحاظ انفجار ايده ها و تعدد نظرات فراواني که توسط متخصصين رشته هاي گوناگون علوم انساني مطرح شده روشني و صراحت خود را از دست داده .
روان شناسان اجتماعي ، اختلالات رفتاري را ناشي از فشارهاي اجتماعي و کمبود راههاي مناسب براي تخليه اين فشار ها مي دانند و معتقدند بيمار رواني وجود ندارد و اين جامعه است که مريض مي باشد لذا آنان اختلالات رفتاري را واکنش طبيعي نسبت به فشار هاي ناشي از مشکلات و مسائل اجتماعي مي پندارند .
روان شناسان باليني معتقدند انسانها وقتي براي حل مسئئله و مشکلات جسمي خويش به پزشک مراجعه مي کنند که آسنامه اي از مساله و مشکل را دارا باشند که معيار مناسب و تعيين کننده اي براي رفتار نا بهنجار يا مشکلات ديگر رواني ميزان آستانه کسالت و ناراحتي است که فرد را وادار به مراجعه روانشناس کرده است . ( سيف نراقي و نادري 1374 ) .
اختلال در رفتار :
رفتار بيروني بر اساس نوع انگيزه حاکم بر فرد ممکن است به دو علت اختلال پيدا کند يکي اينکه رفتار شخصي شخص نتواند به نحو لازم و کافي احتياجات اساسي او را ارضا ء کند ، گاه ممکن است مشکلات محيطي يا شغلي از برآوردن خواسته هاي جسمي و رواني او جلوگيري کند مشکلات جسماني ، معلوليت ، عدم آموزش و مهارت کافي در اشتغال به کار . عقب ماندگي ذهني و يا کشمکش هاي فلج کننده عاطفي غالباً از بروز رفتارهاي ارضاء کننده فعاليت مي کنند دوم اينکه رفتارهاي فردي با معيارهاي فرهنگي و اجتماعي ارضا/ئ کننده تمايلاتشان نا متناسب و مغاير باشد موراي روانشناس معروف معتقد است که ابزار احتياج و برآوردن آن به 4 عامل بستگي دارد . به علت عدم رشد و تکامل خصوصيات اخلاقي قادر به تبعيت از معيارهاي اجتماعي نيست ( دکتر شاملو ، 1370 ) .
اختلال رفتاري در بين نوجوانان :
نوجوانان از توانايي هاي بيشماري از جمله تفکر انتزاعي و عميق ، توجه به احتمالات احساس تعهد ، وفاداري به يکديگر و آمادگي پذيرش طيفي از تجربه هاي غني و متنوع برخوردارند از اينرو اکثر جوامع حاضر اين قشر سني سرمايه هاي باارزشي به شمار مي آيند حتي ميزان پيشرفت يک جامعه در گروه چگونگي تربيت و پرورش نسل جوان است اگر جامعه بتواند نسل جوان را متناسب با نياز هاي آينده کشور و آن ها را در مقابل انواع نابهنجاريهاي رواني و اختلالات رفتاري حمايت کند . به يکي از اهداف والا و مهم خود دست يافته است . از اينرو نوع اختلالات و نابهنجاريهايي که قشر جوان را تهديد مي کند ، در حوزه روان شناسي اهميت ويژه اي دارد با وجودي که نوجوانان در مقابل هيچ يک از اختلالات رفتاري مصونيت ندارد ، ولي پاره اي از اختلالات رفتاري و نا بهنجاريهاي رواني در بين آنها شيوع بيشتري دارد . ( حسن احدي – فرهاد جمهوري 1385 ) .
چگونگي بروز اختلال در رفتار از نظر شناخت گرايان :
بر اساس نظريه پياژه درباره چگونگي بروز رفتار در انسان و قائل شده دو بعد شناختي و عاطفي يا انفعالي براي آن ، معتقد که رفتارهاي انسان در حال گذر ميان اين دو بعد است در واقع علت اختلالات يا نارسازگاري رفتاري فرد ناکامي وي در برقراري ارتباطي ، مناسب و در خور سن و سال ميان محرک و پاسخ است در نتيجه عدم موفقيت فرد در برقراري ارتباط يا شده را در يکي از دو بعد شناختي و عاطفي يا امفعالي بايد جستجو کرد و معتقد است که يکي از دو بعد رفتاري يا دچار نارسايي رشد يا تحويلي است و يا گرفتار رشد يافتگي منفي است . ( سيف نراقي و نادري 1374 ) .
انواع اختلالات :
اختات در نوجوانان ممکن است در سطح اندک يا گسترده باشد از طيف گسترده اختلالات مغزي تا اختلالات اجتماعي مي توان به مشهورترين آنها اشاره کرد . 1- اختلالات متابوليسمي 2- اختلالات خواندن . نوشتن . حساب کردن . 3- اختلالات ضد اجتماعي 4- اختلالات عاطفي 5- اختلالات توجه 6- اختلالات وسواسي 7- اختلالات حرکتي 8- اختلالات خواب 9- اختلالات خوردن 10- اختلالات رفتاري 11- هراس از مدرسه 12- اختلالات روان تني 13- اختلالات رشدي 14- اختلالات بذهکارانه 15- اختلالات پرخاشگري 16- اختلالات جنسي 17- اختلالات افسردگي 18- اختلاات بي اشتهايي عصبي 19- اختلالات هراس يا ترس 20- اختلالات مربوط به دفع ادرا . ( سيف نراقي ، مريم صفحه 9 ) .
طبقه بندي اختلالات بر اساس DS MIV
1- اختلالات خلقي تا خلق ( mood) به حالت هيجاني ( Em otioql ton ) پايدار و دروني فرد و عاطفه ( Affcot ) به تجلي خارجي محتوي هيجاني او اطلاق مي شود . بيمارهاي خلقي چهار دسته هستند . اختلالات افسردگي ، اختلالات دو قطبي ، اختلالات کج خلقي ، اختلالات خلق ادواري . که ما در اينجا اختلالات افسردگي را بررسي مي کنيم .
اختلالات افسردگي : peression
افسردگي چيست ؟
افسردگي يک حالت هيجاني و فيزيکي کاملاً ناخوشايند است . افرادي که افسرده هستند در اکثر مواقع احساس غنگيني يا ناراحتي مي کنند . حتي زماني که وقايع خوبي اتفاق افتاده باشد . آنها از بسياري لحاظ حتي از نظر جسماني نيز احساس بدي دارند . افسردگي تنها به معناي يک نشانه نيست . علاوه بر اين ، به منزله غمگيني ، خستگي يا نخوابيدن نيز نيست . افسردگي يک مجموعه کلي از نشانه ها را در بر مي گيرد و هنگامي افسردگي باليني ناميده مي شود که حداقل 5 مورد از نشانه هاي زير همراه با هم يا اکثر مواقع حداقل به مدت 2 هفته ظاهر شوند :
1- خلق افسرده يا تحريک پذير
2- عدم علاقه به اکثر چيزها
3- يکي از اين دو مورد بايد وجود داشته باشند .
4- بي خوابي يا بيش خوابي
5- کاهش اشتها ، زياد خوردن يا افزايش وزن
6- خستگي يا عدم انرژي
7- کندي يا بر انگيختگي فيزيکي و ذهني
8- فقدان تمرکز يا بلا تکليفي
9- احساسهاي بي ارزشي يا گناه
10- افکار بازنشستگي مرگ يا خود کشي
اصطلاح پزشکي اين اختلال ، حمله افسردگي عمده است هنگامي که افراد دچار لوح خفيفي از افسردگي مي شوند که براي 1 سال يا حتي بيشتر طول مي کشد . اين نوع خفيف از افسردگي ، افسردگي جزئي يا اختلال افسرده خويي ناميده مي شود . هنگامي که براي مدت زيادي احساس ناراحتي ، تحريک پذيري و خستگي مي کنيد . معمولاً اتفاقاتي که در زندگي شما روي مي دهند ، چندان خوشايند به نظر نمي رسند افسردگي به موارد زير اثر مي گذارد : چگونه خودتان را با خانواده و دوستانتان تطبيق مي دهيد ، و چه احساسي درباره خويش ، تکليف مدرسه و توانايي خود جهت لذت بردن از کارهايي داريد که معمولاً انجام مي دهيد . هنگامي که زندگي شما خوب پيش نمي رود ، افسردگي نيز شديد تر مي شود و شما در اين حالت کاملاً نا اميد هستيد . چه فشارهايي موجب افسردگي مي شود .
انواع زيادي از فشار رواني وجود دارد که باعث مي شود نوجوانان به احتمال بيشتري دچار افسردگي شوند . بيمار شدن ، جابه جايي هاي مکرر و تغيير مدرسه مي توانند زندگي را سخت تر و بي روح تر کنند . علاوه بر اين ، ما مي دانيم که طلاق والدين و مرگ يکي از اقوام ، دوفشار رواني عمده اي هستند که مي توانند باعث افسردگي شما شوند اينها موقعيت هايي هستند که باعث مي شوند شما احساس عدم کنترل کنيد اگر چه آنها بر شما تاثير مي گذارند ولي شما مي توانيد آنها را کنترل کنيد . غالباً افسردگي بعد از وقوع چند مسايل ناراحت کننده که بعداً از يکديگر رخ مي دهند ، ظاهر مي شود اين مسائل نهايتاً به جايي مي انجامند که منابع کنار آمدن فرد را تحليل مي برند و سر انجام يک تجربه نااميد کننده آسيب زا مي تواند باعث ايجاد افسردگي شود .
آيا بدون فشار رواني دچار افسردگي مي شوم ؟
افسردگي مي تواند بدون هيچ گونه فشار رواني نيز به وجود مي آيد . اين امر غالباً مي تواند به ويژه هنگامي پديد آيد که سابقه اي از افسردگي در خانواده شما ، به ويژه افسردگي – شيدايي ، که ما آن را اختلال ” دو قطبي ” مي ناميم ، وجود داشته باشد – زيرا هم داراي ويژگيهايي شيدايي و هم داراي ويژگيهاي افسردگي است . افسردگي مي تواند همچنين به علت يک بيماري ويروسي يا عدم تعادل در هورمونهاي غده تيروئيد يا ساير هورمونهاي اصلي به وجود مي آيد . علاوه بر اين ، افسردگي مي تواند تحت تاثير مصرف داروهاي معيني که به منظور مداواي ساير بيماريهاي تجويز شده است ، ايجاد شود .
يکي از متداواترين علل فيزيکي افسردگي که افراد غالباً فراموش مي کنند از آن نامي ببرند ، مصرف الکل است . الکل يکي از قويترين مواد کند کننده است که در طبيعت وجود دارد ساير مواد مخدر نيز وجود دارند .
علتهاي افسردگي
1- خطراتي که در خانواده ها وجود دارد
2- تجربه هاي سوء مصرف يا ترک
3- دعوا يا جدايي والدين
4- اختلافهاي والدين ( خانوادگي )
5- مشکلات يادگيري
6- اختلال نقص توجه
7- اضطراب مزمن
8- بيماريهاي پزشکي
9- مرگ يکي از اعضاي خانواده يا طرد در يک رابطه خاص
10- سوء مصرف مواد
چند نوع افسردگي وجود دارد ؟
يکي از اولين چيزهايي که بايد به ذکر آن بپردازيم ، اين است که چند نوع افسردگي وجود دارد براي انواع مختلف افسردگي درمانهاي متفاوتي نيز وجود دارد . علاوه بر انواع ” تحريکي ” يا ” کند ” افسردگي پيشتر درباره آنها بحث شد ، انواع ديگري نيز وجود دارند . اين نوع در تشخيص بسيار اهميت دارند ، زيرا توجه به آنها باعث مي شود که درمانهاي خاص معيني براي هر کدام پيشنهاد شوند . انواع اين افسردگي ها عبارتند از افسردگي فصلي يا اختلال عاطفي فصلي . اين نوع افسردگي در فصل زمستان ظاهر مي شود . شما احساس مي کنيد که براي خواب زمستاني آماده شده ايد احساس خستگي زيادي مي کنيد و زياد مي خوابيد . علاوه بر اين ، شما تمايل زيادي به خوردن شيريني پيدا مي کنيد که معمولاً باعث افزايش وزن مي شود . اين نوع افسردگي را مي توان نه تنها با دارو ، بلکه با نور نيز درمان کرد شما در زير نورهاي خاص روشن براي مدت نيم ساعت در هنگام صبح مي نشينيد .
اختلال دو قطبي يا افسردگي – شيميايي . اين نوع از افسردگي داراي چرخه ها يا فازهاي مختلفي از خلق بالا ( شيدا ) تا خلق پايين ( افسرده ) است . فاز بالا نقطه مقابل افسردگي است . احساس مي کنيد ، انرژي زيادي داريد ، بر فراز دنيا قرار گرفته ايد و عقايد بزرگ منشانه داريد . افراد در دوره شيدايي گرفتار احساسهاي شديدي مي شوند . آنها ارتباط با واقعيت را از دست مي دهند و پول زيادي خرج مي کنند در حالي که پول اندکي دارند يا بسيار کله شق مي شوند . اختلال دو قطبي با دارو و نظم بخشيدن به زندگي درمان مي شود .
افسردگي ناجور : اين نوع افسردگي يک شکل متداول از افسردگي است که در آن افراد عملاً تا اندازه اي در واکنش به محيط اطراف خود احساس مس کنند که خلق آنها تغيير کرده است . آنها همچنين ممکن است وقتي که مسائل ناراحتي کننده اي پيش مي آيد ، احساس کنند که بيشتر افسرده شده اند . حساسيت بيش از اندازه به طرد ، بخشي از اين نوع افسردگي است . معمولاً شما در اين حالت زياد مي خوابيد و وزنتان زياد مي شود (نظير افسردگي فصلي ) ، ولي نه فقط در فصل زمستان افراد مبتلا به افسردگي ناجور معمولاً در هنگام غروب احساس ناراحتي زيادي مي کنند مصرف داروها براي درمان اين نوع افسردگي موثر است اين نوع افسردگي همچنين به درمانهاي روان شناختي پاسخ مي دهد .
افسردگي ملانکولي . اين نوع افسردگي که کمتر شايع است شکل بسيار شديد افسردگي است اين افراد اشتهاي کمي دارند کاهش وزن پيدا مي کنند ، مشکلات زيادي در تمرکز دارند و داراي احساسهاي گناه تحريکي هستند . اين افراد در اوايل صبح احساس بدي دارند صبحها خيلي زود از خواب بيدار مي شوند و نمي توانند مجدداً بخوابند اين نوع افسردگي تا اندازه زيادي در توانايي عملکرد شما منفي مي گذارد . در واقع افراد مبتلا کاملاً تحت تاثير اين افسردگي فلج مي شوند و نمي توانند درباره هر چيز ديگري فکر کنند اين نوع افسردگي به دارو جواب مي دهد و به تنهايي به مشاوره يا روان درماني بهبود نمي يابد . ( نقشبندي سيامک – 1384 ) .
1- اختلالهاي اضطرابي که شامل پانيک ( هراس )
2- خوبيا اجتماعي
3- اختلال واسواس جبري
4- اختلال استرس پس از سانحه
5- اختلال استرس حاد
6- اختلال اضطراب منتشر
7- اختلال اضطرابي ناشي از بيماريهاي مديکال
8- اختلال اضطرابي ناشي از مصرف دارو يا مواد دارويي
9- اختلال اضطرابي افسرگي مختلط در اين وسواس را مورد بررسي قرار مي دهيم .
اختلال وسواس
وسواس عبارت است از افکار يا عقايدي دست و پا گير ، مکر و ناخوانده رفتارهاي وسواس علائم عادي و طبيعي است عمل کودکي که مي خواهد به بالاي يک ديوار راه برود و يا با يک پا به روي سنگفرش مقابل پرش کند و يا هنگام راه رفتن بامادر لي لي کند . کاملاً طبيعي است بعضي از افراد ميل افراطي براي کس اشياء معيني در خود احساس مي کنند رفتار فرد زماني وسواسي مي باشد گرفتاري و مزاحمت ايجاد کند . وقت گير باشد و يا والدين و مهماني را آزار برهد در اين موارد کودک احتمالاً بيهودگي علتش را تشخيص مي دهد ولي قادر به ترک آن نيست . ( منشي طولي 1370 ) .
خصيصه اصلي اين اختلال وجود وسواسها يا اجبارهايي مکرر و چنان شديد است که رنج و عذابي را براي فرد به بار مي آورد اين وسواسها يا اجبارها سبب اتلاف وقت مي شوند و اختلال قابل ملاحظه اي را در روند معمولي و طبيعي زندگي ، کارکرد شغلي ، فعاليتهاي معمولي اجتماعي يا روابط فرد ايجاد مي کند که وسواس عبارت است از مکر ، احساس ، انديشه يا حس عود کننده و مزاحم بر خلاف وسواس ( obsession) که يک فرايند ذهني است اجبار ( compulsion) نوعي رفتار آگاهانه نظير سفارش ، وارسي يا اجتباب که بيمار از غير منطقي بودن وسواسهايش آگاهي دارد . ( حسن رفيعي ، خسرو سبحانيان ، 1382 صفحه 161)
اين افراد زياده از حد به همرنگ جماعت بودن و تبعيت شديد از وجدان اخلاقي معتقدند آنها بسيار انعطاف ناپذير ، وظيفه شناس در حد افراط ، خود مهاري شديد ، احساس به شرايط و ضوابط محيط ، در حد افراط منظم و مرتب تميز و دقيق اند و قادر به آرام بودن نيستند . ( شاملو ، سعيد -1370 – صفحه 121 ) .
اختلال وسواس فکري و عملي :
ويژگي اصلي اختلال وسواسي فکري و عملي ( OCD ) افکار و اعمال عود کننده و ناخوانده اي مي باشد که وقت گير بوده ( بيشتر از يک ساعت در هر روز ) هستند که يا به گرفتاري مفرط کودک يا به اختلال جدي در کارهايش منجر مي شود نشانه هاي OCD در کودکان و نوجوانان همان نشانه هايي است که در بزرگسالان وجود دارد . کودکان افکار وسواسي مربوط به ترس از آلودگي ، موضوعات جنسي ، مذهبي ، يا تصاوير پرخاشگري خشونت را گزارش مي دهند . برخي کودکان از ناتواني در جلوگيري از شنيدن صداها يا آهنگ هاي ناخوانده و تکراري شکايت مي کنند .
ترس از ابتلا به يک بيماري لا علاج ، مانند سرطان يا ايدز و نگراني افراطي در مورد اخلاقيات و امور مذهبي نيز گزارش شده است . اعمال وسواسي مانند تکرار ، شستشو ، وارسي ، نظم دهي ، و مرتب کردن نيز در کودکان شايع است . تشريفات شستشو شايع ترين نشانه OCD است که در بيشتر از 85 درصد از کودکان معاينه شده در انيستيتو ملي بهداشت رواني ( NIMH) وجود داشته است . شستشوي مکرر ممکن است به صورت شستن دستها به دفعات و دوش گرفتن طولاني يا تشريفات شستشو بروز يابد . کودکان مبتلا به OCD اغلب گزارش مي دهند که الگوي شستشو و تميز کردن را هر روز بايد انجام دهند و در صورتي که به هر دليلي اين کار متوقف شود از انجام هر کاري باز مي مانند تا آن که شستشو را به طور کامل انجام دهند .
ملاکهاي تشخيصي مربوط به اختلال وسواس فکري و عملي
الف ) وجود افکار وسواسي يا اعمال اجباري
ب ) افکار وسواسي با موارد 1 و 2 و 3 و 4 تعريف مي شود .
1- افکار ، تکانه ها يا تصورات عود کننده و مستمر که بعضي اوقات در ضمن آشفتگي مزاحم ، و نا مناسب تلقي مي شوند و موجب نگراني يا اضطراب قابل ملاحظه مي شوند .
2- افکار ، تکانه ها يا تصورات تنها نگرانيهاي مفرط در مورد مشکلات واقعي نيستند .
3- شخص تلاش مي کند از چنين افکار ، تکانه ها و تصوراتي اجتناب کرده ، آنها را متوقف نموده و يا با فکر يا عمل خنثي کند .
4- شخص تشخيص مي دهد که افکار ، تکانه ها يا تصورات وسواسي محصول فکر او هستند و همچون کاشتن فکر از خارج بر او تحميل نمي شوند اعمال اجباري با مورد 1 و 2 مي شوند .
1- رفتارهاي تکراري ( براي مثال شستن دست ، مرتب کردن ، وارسي کردند ) يا اعمال ذهني ( مثلاً نيايش ، شمارش ، تکرار لغات بطور بي صدا ) که شخص احساس مي کند مجبور است در پاسخ به يک فکر وسواسي يا مطابق اصولي که بايد دقت رعايت شوند عمل کند .
2- هدف رفتارها يا اعمال ذهني نگراني يا جلوگيري از بعضي وقايع وحشتناک است با وجود اين ، اين رفتار ها يا اعمال ذهني يا به طور واقع گرايا نه با آنچه در نظر است خنثي يا پيشگيري شود ارتباط ندارد يا به وضوح افراطي هستند .
ب ) در مقاطعي از سير اختلال شخص تشخيص داده است که افکار وسواسي و يا اعمال اجباري ، افراطي يا غير منطقي هستند توجه : اين موضوع در مورد کودکان صادق نيست .
ج ) وسواسها يا اجبارها موجب نگراني بارز مي شوند و وقت گيرند ( بيش از يک ساعت از روز را به خود اختصاص مي دهند ) يا به طور قابل ملاحظه اي در کارکرد عادي ، شغلي ، تحصيلي يا فعاليتهاي اجتماعي و روابط شخص تداخل مي کنند .
د ) اگر اختلال محور يک ديگري وجود نداشته باشد محتواي افکار وسواسي محدود به آن نيست ( مثلاً اشتغال ذهني با غذا در ضمن وجود اختلال بدشکلي بدن ، اشتغال ذهني با داروها در ضمن وجود يک اختلال ناشي از مواد اشتغال ذهني يا ابتلا به يک بيماري جدي در ضمن وجود خود بيمار انگاري ، اشتغال ذهني با کششها و تخيلات جنسي در ضمن وجود نا بهنجاري جنسي يا نشخوار ذهني احساس گناه در ضمن وجود اختلال افسردگي اساسي .
ه ) اختلال ناشي از تاثير فيزيولوژيکي مستقيم يک ماده ( مثلاً يک داروي قابل سوء مصرف ، يک داروي تجويز شده ) يا يک حالت طبي عمومي نيست . ( توکلي زاده ، کمال پور ، توزنده جاني 1383 )
3- اختلالات شخصيتي : براساس DSMIV اختلالهاي شخصيتي در 3 دسته قرار مي گيرند .
A ) شامل اختلالات پارانوئيد ، اسکيزوتايپال .
B ) شامل اختلالات ضد اجتماعي ، بينابيني ، نمايش ( Histrionic) و خود شيفته ( Noreissitic) .
C ) شال اختلالات وابسته ، وسواسي ، جبري ، دوري گزين و طبقه بندي نشده شامل ( انواع افسردگي ، پاسيواگرسيو که ما به بررسي اختلالات شخصيت پارانوئيد و ضد اجتماعي مي پردازيم .
1- اختلال شخصيتي پارانوئيد :
پارانويا ، پسيکوز فرضي است که در سنين 45 -40 چهره مي نمايد و با يک سير پيشرونده ادامه مي يابد . در برابر درمان مقاوم بوده از تواناييهاي ذهني تنها قضاوت را دچار اختلال مي کند و از اينرو هذيانهاي سيستماتيک بوجود مي آورد در مغز ضايعات آناتوميک ( 1 ) ايجاد نمي کند . و با وراثت 10% بستگي دارد . ميتوان گفت کهبيماري مبتلا به پارانويا در مقام طول عمر خود يک هذيان واحد رانشان خواهد داد و آن را تفسير و توجيه خواهد نمد . يعني صاحب يک هذيان سيستماتيک خواهد بود .
صاحبان اين قبيل هذيانها عليرغم خواب بودن اساس ادعايشان بعلت درست بودن ساختمان قياسي ، در يک نظر تشخيص داده نمي شوند که بيمار رواني باشند و چون به عزت نفس خود پاي بند بوده بسيار مراقب رفتار خود هستند ممکن است فردي با فرهنگ و تربيت شده و کمي ستم ديده و متفکر بنظر برسند و بيماريشان در پس اين نمودها پنهان شود و از همين روست که به پارانويا جنون منطقي FOLI RASONMENTE هم مي گويند .
صفت بارز شخصيت پارانويايي است که اعمال ديگران را تحقير آميز يا تهديد اميز تفسير مي کند . هرچند که پارانوييهاي افکار کم و بيش سازمان يافته نشان مي دهند اما به ديگران اعتماد ندارند و روابط اجتماعي آنها در اثر همين بي اعتمادي مختل شده است افراد پارانويايي ، به رغم بي اعتقادي نسبت به همکاران و رئيس اداره ، معمولاً اين توان را دارند که شغل خود را حفظ کنند . شخصيت پارانويايي معمولاً شخصيت جور و ستم ناميده مي شود ، زيرا افراد پارانويايي به زن و بچه و زيردستان زور مي گويند ، خود بزرگ بين هستند و خيال مي کنند که ديگران براي از بين بردن آنها توطئه مي چينند ( راتوس ، 1375 : 237 ) ( ستوده ، هدايت ا… ، 1381 ) .
2- اختلال ضد اجتماعي :
3- ويژگي هاي شخصيت ضد اجتماعي يا روان رنجور نوعي به هم ريختگي ارتباط ميان انسان و جامعه است و به رفتار نابهنجاري گفته مي شود که در جامعه مورد پسند نيست ؛ ولي معمولاً نزد عامل آن ناپسند و زيان بخش شمرده نمي شود ، شخص روان رنجور نيست به هنجارها و مقررات اجتماعي بي اعتنا و بي تفاوت است و با دروغگويي و دزدي حقوق ديگران را پايمال هوي و هوسهاي خود مي سازد . يک فرد روان رنجور نمي تواند يانمي خواهد شخصيت اجتماعي خود را بر اساس انتظارات و نياز هاي اجتماعي که در آن به سر مي برد ، تطبيق دهد . ( ستوده ، هدايت ا.. ، 1381 ) .
ملاکهاي تشخيصي اختلال شخصيت ضد اجتماعي :
الف ) الگوي فراگير بي اعتنايي و تجاوز به حقوق ديگران که از سن 15 سالگي شروع شده و با 3 علامت و يا بيشتر از علائم زير مشخص مي شود :
1- ناتواني در همنوايي ياهنجارهاي اجتماعي به واسطه احترام گذاشتن به رفتارهاي قانون



قیمت: تومان


پاسخ دهید