دانشگاه آزاد اسلامي
واحد ايلام
پايان‌نامه كارشناسي مهندسي معماري
موضوع:
مرکز شهر((City Center
استاد راهنما :
آقاي مهندس بهروز صالحي
نگارش:
حامد مرادي
سال تحصيلي:
1391

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول:
تعريف مرکز شهر((City Center2
الف – اقتصاد چيست 2
(ب)رابطه مراکز شهر با ديگر فعليت هاي اجتماعي4
(ج)اهميت ايجاد مراکز تجاري5
فصل دوم: مفاهيم مرتبط با موضوع
بازار هاي ايران10
تاريخچه اي از مبادلات تجاري در ايران10
فصل سوم: اقليم ايلام
پيشينه تاريخي منطقه ايلام17
تقسيمات سياسي18
موقعيت جغرافيايي استان ايلام22
مشخصات اقليمي و آب و هوايي استان ايلام22
پوشش گياهي استان ايلام24
موقعيت جغرافيايي و شرايط آب و هوايي28
دما و رطوبت هوا30
بارندگي31
تابش آفتاب33
تجزيه و تحليل عوامل اقليمي35
جهت‌گيري ساختمان در رابطه با مسائل اقليمي40
جهت استقرار ساختمان41
جهت ساختمان و تابش آفتاب41
جهت استقرار ساختمان و وزش باد44
جهت استقرار ساختمان يكطرفه45
جهت استقرار ساختمان دوطرفه46
ويژگي‌هاي جمعيتي49
نوع و تركيب خانوار51
مهاجرت52
نژاد53
زبان53
ويژگي‌هاي فرهنگي و مذهبي54
دين54
سواد55
آموزش56
ويژگي‌هاي اقتصادي57
اشتغال (وضع فعاليت)57
تسهيلات خانوار59
مالكيت واحدهاي مسكوني61
قدمت ابنيه62
مصالح عمده ساختماني63
فصل چهارم: نمونه مشابه
الف.سيتي سنترديره دوبي66
تحليل نمونه سيتي سنتر(ديره دوبي)70
ب.مرکز تجاري خالد بن وليد73
فصل پنجم: مباني نظري
1- مباني نظري طراحي سيتي سنتر از منظر و ديدطراح75
2- تدوين اهداف76
3- طراحي مداخله78
فصل ششم:
برنامه فيزيکي ومعماري سيتي سنتر81
استانداردها :انسان . اندازه ها و فضاهاي مورد نياز84
دياگرام ها84
منابع88
فصل اول
لزوم و ضرورت اجتماعي
مرکز شهر ((City Center
تعريف مرکز شهر((City Center
به مناطق اصلي و مياني هر شهر که معمولاً قلب تجاري آن شهر به حساب مي‌آيند مرکز شهر گفته مي‌شود.
کاربرد در کشورهاي گوناگون
در کشورهاي مختلف عبارات گوناگوني براي اشاره به مرکز شهر به کار مي‌رود که تقريبا معنايي مشابه دارند. ناحيه تجاري مرکزي که به اختصار سي بي دي CBD ناميده مي‌شود. عنوان ديگري براي اشاره به مرکز شهر است. در آمريکاي شمالي از واژه Downtown داون تاون براي اين منظور استفاده مي‌شود.
در ايران، عبارت “مرکز شهر” و برابر انگليسي آن يعني City centre در تابلوهاي راهنمايي و رانندگي در خيابانها و جاده‌ها به کار مي‌رود اما معمولا مرکز شهر فاقد محدوده? معيني است. بطور سنتي مرکز شهرهاي ايران شامل بازار و مناطق اطراف آن مي‌شود که هسته قديمي و اوليه شهر را تشکيل مي‌دهد. در اصل در گذشته شهر ها به صورت شبکه هاي مختلفي بوده در اغلب اين شبکه‌ها تمام خيابانها به سمت قسمت مرکزي شهر بود که در اين قسمت مرکزي کليساي بزرگ يا معابد و همچنين دستگاه حکومتي و اکثر ادارات وفعاليتهاي مهم شهري قرار داشت و مردم روزها از حومه شهر به سمت مرکز مي آمدندو شبها به خانه هايشان باز ميگشتند .
الف – اقتصاد چيست :1
انسان با توجه به تمايلي که به ارضاي نياز هاي خود دارد ، سعي مي کند که با صرف حداقل تلاش يا هزينه ، حداکثر نتيجه را به دست آورد ، اين راه و روش ، اصل اقتصاد ناميده شده ، فرد تحت تأثير هر مشرب خاص که باشد ، لازم است بر مبناي اين اصل رفتار کند . بنابرين ، ” اقتصاد ” علمي است که رفتار و رابطه انسان را با اشياي مادي مورد نياز او که به رايگان در طبيعت نمي يابد ، مطالعه مي کند . مطالعه اقتصاد بايد درک ، بيان و تا حدي پيش بيني رفتار اقتصادي انسان را امکان پذير سازد . اين مطالعه بايد به بهبود رفاه مادي فردي و اجتماعي بشر کمک کند ؛ بنابرين مي توان ادعا کرد که اقتصاد ، قبل از هر چيز ، به تجزيه و تحليل و تو ضيح شرايط و روابطي که در قلمرو رفاه مادي قرار دارد ، مي پردازد . و اقتصاد بر خلاف علوم طبيعي ، علم محض نيست ؛ بلکه مجموعه اصول و قواعدي است که تحت تأثير اراده بشر قرار مي گيرد.
(1- الف)تعريف اقتصاد :2
يکي از معاني اقتصاد در لغت ، ميانه روي و پرهيز از افراط و تفريط در هر کاري است . در آيه ” و اقصد في مشيک ” نيز به همين معني آمده است . از آن نظر که اعتدال در هزينه زندگي يکي از مصاديق ميانه روي بوده ، کلمهاقتصاد درباره‌ي آن بسيار استعمال مي شده است تا آنجا که در به کار گيري عرفي از اقتصاد غالبا” همين معني مقصود بوده است . اقتصاد از معاني عرفي خود (ميانه روي در معاش و تناسب دخل و خرج ) ، تعميم داده شده و معادل( Economy)يعني اقتصاد قرار گرفته است.
به هر حال براي ” اقتصاد ” که اقتصاددانان ازآن بحث مي کنند تعاريف مختلفي ارائه شده است.
* ارسطو : علم اقتصاد يعني مديريت خانه.
* آدام اسميت : اقتصاد ، علم بررسي ماهيت و علل ثروت ملل است .
* استوارت ميل : اقتصاد ، عبارت است از بررسي ماهيت ثروت از طريق قوانين توليد و توزيع.
* ريکاردو :اقتصاد علم است.3
* آلفرد مارشال : اقتصاد ،عبارت است از مطالعه بشر در زندگي شغلي و حرفه اي در تعريف ديگر : علم اقتصاد بررسي کردار هاي انسان در جريان عادي زندگي اقتصاد يعني کسب درامد و تمتع از آن براي تربيت دادن زندگي است.
(ب)رابطه مراکز شهر با ديگر فعليت هاي اجتماعي:
مراکز شهري به عنوان يک مرکز تجمع فعاليتهاي سياسي ، فرهنگي ، تجاري و خدماتي لزوما احتياج به کالبد هاي فيزيکي براي تسهيل اين امور داشته است. با پيدايش شهرنشيني نه تنها سکونتگاه هاي مردم شکل پيدا کردند که جز لاينفک شهر يعني ابنيه شهري نيز در مراکز شهري پيدا شد و با گسترش شهر اين ابنيه نيز از لحاظ فيزيکي بزرگتر و از نظر اهميت ، نقش مهمتري پيدا کردند. در اين رابطه بازار و ابنيه تجاري نقش کليدي خصوصا در دوره اسلامي در ايران داشته است.
بازار وکيل شيراز(شکل1-1)منبع سايتgoogl
(ج)اهميت ايجاد مراکز تجاري:
در جوامع جنوب(جوامع توسعه نيافته) تمرکز گرايي دولتي، توجه بيش از اندازه به رشد و توسعه اقتصادي، فقر و فرهنگ، فقدان مشارکت مردم در جامعه، فقدان بينش علمي نسبت به مقوله فرهنگ و نظاير آن از جمله عوامل منفي هستند که مانع توسعه فرهنگي جامعه جنوبي مي شوند. جوامع جنوبي- از جمله جامعه ايران- براي رفع اين موانع و فراهم کردن شرايط لازم براي تحقق فرايند توسعه تجاري ناگزير از اتخاذ راهکارها و راه بردهاي جامعه شناختي فرهنگي زير هستند: 4
* داشتن ديد علمي و سيستمي نسبت به تجارت و توسعه تجاري
* توجه به “اقتصاد ” economy (سرمايه گذاري ، اختصاص بودجه ، تکنولوژي هاي تجاري و
* حمايت هاي مالي ، ايجاد مراکز تجاري و … )
روي هم ادامه حيات تجاري مستلزم فراهم آوردن مجموعه اي از شرايط امکانات، تسهيلات و تأسيسات اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي و حقوق گوناگون است که به صورت منظومه اي در ارتباط با يکديگر هستند. مقايسه نظامهاي اجتماعي معاصر بر حسب نوع نظام سياسي يک جامعه ماهيت سياست گذاري فرهنگي و اتخاذ سياست هاي فرهنگي نيز تغيير مي کند.
شک نيست که ايجاد مجموعه هاي تجاري يکي از طرق وصول به اهداف ملي است و از زمان قديم و به روش هاي مختلف در بين مردم و جوامع، رواج داشته است.
به طور خلاصه امر مبادله ي تجاري در گذشته به واسطه ي مناسبت هاي اجتماعي و تجمع در مراکز عمومي شهري و … صورت مي‌گرفت و در زمان خود موفقيت هاي شاياني داشته است.
به طور خلاصه امر مبادله ي فرهنگي در گذشته به واسطه ي مناسب هاي اجتماعي (مراسم آييني، مذهبي، قهوه خانه ها، فعاليت و تجمع در مراکز عمومي شهري و … ) صورت مي گرفت و در زمان خود موفقيت هاي شاياني داشته است.
ولي با ظهور انقلاب صنعتي در غرب و سپس رسوخ آن و بازتابش هايش در کشورهاي جهان سوم که ما هم يکي از آنها هستيم، اين مهم (مبادله ي تجاري) دستخوش تحولات بنيادي شد. پيدايش نظام هاي جديد فکري که در جهت توسعه ي سريع جوامع از جنبه اي متفاوت و عموماً در زمينه توسعه جوامع شهري و صنايع جديد و … بود.
پرسش هاي محوري درراستاي ايجاد يک مرکز شهر با شرايط مطلوب:
(الف)چگونگي ايجاد يک مجموعه تجاري(سيتي سنتر):5
رشـد چـشمگير در توسعه و گـسترش فعاليت هاي اقتصادي کشور طـي سالهاي اخـير، موجب تبديل ناطقي از استانها به مناطق صنعتي و تجاري شده است. انجـام اين فعاليت ها مستلزم احداث اماکني براي پاسخگويي به نيازهاي خدماتي آنان از مهمترين اقدامات ضروري به شمار مي‌رود. از عـمده نيـازهاي سـاکنين در منـاطق پرجمعيت، وجـود مـجتمـع‌هايـي بـراي خريد، مـايحـتاج روزمـره و استـفاده از فضاهاي ورزشي، تفريحي مي‌باشد. در هـمين راسـتا مجتمع با عنوان(سيتي سنتر)مرکز شهر با رويکرد دستيابي به امکان ارائه مجموعه‌اي کامل از خـدمات تجاري، اداري، ورزشي و تفريحي شکل ميگيرد.
(ب)گستردگي مشکل
نياز به مراکزي که عرضه کالا را بصورتي منسجم وتعريف شده از لحاظ نوع و کيفيت در اختيار مردم قرار دهند ودر واقع يک نياز عمومي و فراگير جهت همه مردم اعم از زن ومرد، پيرو جوان وکودک با گرايش هاي مختلف شغلي، فکري، تحصيلي وفرهنگي مي باشد. با توجه به تيپولوژي ساخت سيتي سنترها از لحاظ معماري ، نوع خدمات دهي، تکنولوژي ساخت و . . . مورد مطالعه قرار مي‌گيرند. که هر چه قدر اين مطالعات گسترده تر وريزتر باشد ميتوان به بخش هاي گسترده اي ازنيازهاي مردم در اين مجموع ها پاسخ داد.
(ج) چگونه مي توانداين مراکز تجاري(سيتي سنترها) مفيد واقع شوند؟
* شناخت فضاهاي تجاري در بافتهاي تاريخي ايران ( بازار) و درک رموز، اصول سازماندهي فضايي موجب گردد تا آن دسته از امکانات و خدماتي که در قديم در بازارهاي خود داشتيم ولي امروزه از دست داده ايم با توجه به زندگي امروز ونيازهاي مخاطبين امروز همچنان در کنار واحدهاي تجاري خود داشته باشيم و با خدمات دهي بالا، زندگي راحت تر و مطلوب تري را براي شهر نشينان به ارمغان بياوريم که دراين راستانيازاست نکات زير رامورد توجه قراردهيم:
(1- ج) آشنايي با جديدترين اصول و روشهاي سازماندهي مراکز خريد جهت طراحي مجتمعهاي تجاري – اداري مورد نظر.
(2- ج): برخورداري از خدمات روز ومدرن مراکز تجاري جهت ساکنين منطقه و درپي آن، افزايش آسايش و امنيت منطقه.
(3- ج): کسب تواناييهاي لازم بمنظور ايجاد جذابيتهاي لازم در طراحي پروژه .
(4- ج): مطالعه و بررسي نمونه هاي تطبيقي مشابه و استفاده از دستاوردهاي لازم.
سيتي سنتر لاس وگاس.شکل (2-1)منبع سايت google6
(د)بيان اهداف درطراحي سيتي سنتر:
هدف کلي، طراحي مجتمع تجاري- اداري در پيوند با فضاي شهري مي باشد و اهداف اختصاصي مورد نظر از ديدگاه خرد به شرح ذيل مي باشد:
جبران کمبود خريد در منطقه با ارائه خدمات و سرويس دهي ويژه که کالا را بصورتي منسجم و تعريف شده عرضه نمايند.
تبديل واحدهاي تجاري فرسوده وپراکنده به فضاهاي تجاري کلان.
فصل دوم
مفاهيم مرتبط با موضوع
بازار هاي ايران:
ازجمله ابني هاي که درگذشته دور تابه حال به عنوان يکي از مراکز تجاري “فرهنگي”….مطرح بوده بازار ها مي باشند واگر به شکل امروزي آن اشاره داشته باشيم همين سيتي سنترها ومراکز تجاري مي باشد.حال توضيح در مورد بازار بازار بر اساس توليد مازاد محصول در بخش کشاورزي و سپس در بخش صنعت شکل گرفته و تبادل کالا و بازرگاني در بين اقوام مختلف آغاز شد. لذا جهت عرضه کالا و انبار آن احتياج به ساختمانهايي بوده که اين امر را تسهيل کند.7
تاريخچه اي از مبادلات تجاري در ايران:
” گريشمن ” باستان شناس فرانسوي از صدفهاي يافته شده در سيلک نزديک کاشان در هزاره سوم (ق.م) خبر مي دهد که از خليج فارس به اين شهر مرکزي ايران حمله شده است کشتي هاي تجاري غرق شده در درياي مديترانه از هزاره سوم و دوم (ق.م) که بقايا و محتويات آنها شامل شمش هاي مفرغي ، گوزه هاي روغن و… هنوز به جاي مانده ، از تبادلات بازرگاني دريايي بين شهرهاي بندري که مدت طولاني از عمر آنها نگذشته بود حکايت دارد.
باپيدايش اولين امپراطوريها ، حکام جهت تقويت بنيه اقتصادي کشور احتياج به راه هاي مطمئن ، امن وفراهم نمودن تسهيلات سفر نظير کاروانسرا ، چاپارخانه ، بازارچه بين راهي ، آب انبار و پل داشتند. به مرور زمان گسترش بازرگاني به حدي رسيد که از طريق جاده ابريشم که از شمال ايران مي گذشت تجارت بين المللي بين چين در شرق آسيا و رم در اروپاي غربي انجام مي شد.
با ظهور اسلام در ايران و سپري شدن قرون اوليه ، امور بازرگاني دوباره در ايران گسترش يافت وبازار ها به عنوان يکي از ارکان اساسي شهرها در مراکز و مسيرهاي اصلي شهرها در اقصي نقاط مملکت بسط يافتند. اين بازارها پايه و الگويي براي بازارهاي بعدي شدند. در بسياري از بازارهاي کنوني هنوز ستونها و جرزهاي ديوار مربوط به قرون اوليه اسلام به چشم مي خورد و قسمتهايي از بازار اصفهان ، بخارا و هرات به اين دوره برمي گردد . خرابه هاي بازار شهر بندري سيراف در استان بوشهر هويت کامل بازار در قرون اوليه اسلام را حفظ کرده است.
مسير بازار معمولا از دروازه اصلي شهر شروع شده و به مرکز شهر ختم مي شود و گاهي هم ادامه بازار به دروازه ديگر شهر مي رسد ( شهر هرات در دوره تيموريان و صفويه ) . بازارها اکثرا درمجاور ارگ حکومتي ، مسجد جامع و ميدان اصلي شهر قرار دارند. اين موضوع در مورد تقريبا تمامي بازارهاي ايران صادق است. در شهرهايي که اماکن مذهبي ، بقاع متبرکه و مقبره ائمه وجود دارد ، بازارها معمولا در اطراف و تا مقابل در ورودي آنها ساخته مي شده . نمونه آن در ايران در شهرهاي ري ، مشهد و قم و همچنين در شهرهاي مذهبي عراق و عربستان ديده مي شود . لذا محوطه بازار در موقعيت بسيار مهم و ممتازي قرار گرفته است و نبض اقتصادي شهر را در اختيار دارد و همچنين در ارتباط تنگاتنگ با امور سياسي و فرهنگي و اجتماعي شهر مي باشد. اين کماکان تا اوايل سده اخير صادق بوده است.
بازار در شهرهاي کوچک و شهرکها شامل چند مغازه در مرکز شهر است و در شهرهاي بزرگتر که بازار نقش محوري در منطقه و اقتصاد کشور دارد، مي تواند از چند صد مغازه متجاوز باشد .
بازار داراي ساختمانهاي جنبي بسياري مانند سراها ، تيمچه ها ، مساجد ، مدارس ، آب انبارها ، حمام ها و… است.
گاهي دارالحکومه در خود بازار بوده مانند سراي گنجعلي خان در کرمان. در بعضي موارد ادارات و تاسيسات ديواني نيز در بازار يا نزديکي آن قرار داشته مانند بازار تهران ، اصفهان و شيراز و همچنين ساختمانهاي دولتي و اموزشي مانند ضرابخانه ( محل ضرب سکه ) ، غورخانه (محل ساختن اسلحه ) و حتي کتابخانه و موزه نيز در مجموعه بازار و يا در مجاورت آن واقع بوده است . نمونه هاي اين موارد را مي توان در بازار تهران مشاهده نمود.8
بازار در زبان پهلوي “واکار” و “وازار” آمده و به معناي محل داد و ستد و اجتماع است. بازار درتمدن ايران و جهان سابقه چند هزار ساله دارد. از همان هنگام که انسان موفق به توليد محصول بيشتر از نياز خود گرديد و به فکر مبادله آن با ديگر محصولات و توليدات مورد نياز خود افتاد، مراحل شکل گيري بازار آغاز شد.
براي اين منظور ابتدا فضاهاي بازي در مجاورت روستاهاي بزرگ به اين کار اختصاص دادند که در فصولي از سال و به تدريج در روزهايي از هفته، محل اجتماع، داد و ستد و مبادله منطقه مي شد.
سپس با گسترش جوامع و مبادلات، زمان، مکان، شکل و ساختار آن نيز دچار تغييرات و تحولات تکاملي گرديد و به تدريج از حالت موقت به دايمي و از وضعيت فاقد سرپناه و معماري به ساختارهاي معماري متشکل و دايمي تبديل گرديد.
دوران اسلامي:
در دوران اسلامي، شهرنشيني گسترش يافت و بسياري از شهرهاي کوچک قديمي توسعه يافتند و شماري شهر جديد در برخي نواحي کشور به ويژه در نواحي مرزي يا ارتباطي ساخته شد. در بعضي از شهرهاي جديد مانند کوفه و بصره، فضايي باز براي بازار در نظر گرفتند که فروشندگان و کسبه، ابتداي روز به آنجا مي رفتند و بساط خود را در هر جا که مي يافتند پهن مي کردند و تا هنگام شب مي‌توانستند در آنجا باشند. به عبارت ديگر، فضايي به عنوان بازارگاه در نظر گرفته مي شد که جاي ثابتي براي افراد وجود نداشت، اما به تدريج و پس از گسترش يافتن اين شهرها، کم کم فضاهايي به صورت دکان هاي ساخته شده در بازار بنا گرديد و بازاري دائمي در بخشي از شهر شکل گرفت.
بر پايه اطلاعات موجود در منابع تاريخي، از اواخر قرن اول هجري به بعد در بسياري از شهرهاي جديد و کمابيش همه شهرهاي قديمي، بازارهايي دائمي با فضاهاي ساخته شده وجود داشت. در اين نوع بازارها، هر صنف در بخشي از راسته اصلي يا در يکي از راسته هاي فرعي جاي داشت و هر نوع کالا در محلي معين عرضه مي شد. هنگامي که حجاج در سال 85( ه.ق) شهر واسط را مي ساخت، براي هر صنف در بازار راسته جـداگانه اي در نظـر گــرفت . البتـه پيشينه راستـه هاي تخصصي در بازار و استقرار پيشه وران هر صنف در کنار يکديگر چه در ايران و چه در عربستان، به پيش از اسلام مي رسد. 9
بر پايه اطلاعات موجود در منابع تاريخي، از اواخر قرن اول هجري به بعد در بسياري از شهرهاي جديد
و کمابيش همه شهرهاي قديمي، بازارهايي دائمي با فضاهاي ساخته شده وجود داشت. در اين نوع بازارها، هر صنف در بخشي از راسته اصلي يا در يکي از راسته هاي فرعي جاي داشت و هر نوع کالا در محلي معين عرضه مي شد. هنگامي که حجاج در سال 85 ه.ق شهر واسط را مي ساخت، براي هر صنف در بازار راسته جداگانه اي در نظر گرفت. البته پيشينه راسته هاي تخصصي در بازار و استقرار پيشه وران هر صنف در کنار يکديگر چه در ايران و چه در عربستان، به پيش از اسلام مي رسد.
از قرن سوم هجري به بعد، به تدريج و با روي کار آمدن حکومتهاي ايراني و محلي، فعاليتهاي اقتصادي و در پي آن توسعه و عمران شهري به صورت قابل ملاحظه اي رونق يافت. در منابع تاريخي مربوط به
قرون چهارم تا ششم هجري نظير حدود العالم من المشرق الي المغرب، صورة الارض، المسالک و الممالک، تاريخ بخارا، راحة الصدور و آية السرور و سفرنامه ناصرخسرو، مطالب فراواني درباره افزايش توليد انواع صنايع دستي در شهرها و حتي برخي روستاهاي بزرگ و صادرات آن به شهرهاي کشورهاي ديگر وجود دارد. براي مثال پارچه هاي کتاني کازرون چنان شهرت داشت که تا مناطق دور دست جهان اسلام گاه تا ده دست خريد و فروش مي شد بدون آنکه بسته هاي آن را باز کنند و تنها مهر و نشان کارگاه هاي کازرون کافي بود. همچنين گفته اند در شهر کوچک تون در قرن پنجم چهارصد کارگاه زيلوبافي وجود داشت.
بازارهاي شهرهاي بزرگ در اين دوره بسيار توسعه يافتند. ناصرخسرو در هنگام سفر به اصفهان در قرن پنجم گفته است که در بخشي از بازار اصفهان، دويست طرف(صرافي) براي تبديل پول يا پرداخت حضور داشتند و در بصره نيز صرافان نقش مهمي در اقتصاد شهر ايفا مي کردند.
هرچند که يورش، غارت و ويرانگري هاي مغولان در قرن هفتم هجري، بسياري از بازارها را به خرابي
کشاند اما در اواخر اين دوره و عهد غازان خان و الجايتو و وزيران با کفايت آنها نظير خواجه رشيد الدين فضل الله، بازارهايي در شهرهاي مهم اين دوره ساخته شد. ساخت بازارها در دوره صفوي فزوني گرفت و تا اواخر دوران قاجار ادامه يافت.
مجموعه بازارهاي شهرهاي اسلامي علاوه بر کارکردهاي اقتصادي و تجاري، در زمينه هاي مختلف اجتماعي، مذهبي و سياسي نقش غير قابل انکاري داشته و به همراه مساجد جامع، بخش مهم و مرکزي بافت شهرهاي قديم را به وجود مي آورده است.
بازارها در شهرهاي قديم معمولا در ارتباط با راههاي ارتباطي و دروازه اصلي شهر، مسجد جامع و ميدان اصلي شهر شکل گرفته و به تدريج گسترش مي يافت. با گسترش بازار نيازهاي جديدي به وجود مي‌آمد که منجر به پيدايش فضاها و بناهاي وابسته اي در مجموعه بازار مي گرديد، از جمله خان، تيمچه، خانبارها، ضرابخانه، کارگاه هاي توليدي و خدماتي و بناهاي عمومي شامل مسجد، حسينيه، آب انبار، حمام و قهوه خانه .
شکل(1-2) منبع سايت google10
فصل سوم
اقليم ايلام
پيشينه تاريخي منطقه ايلام
ايلام منطقه ايست كه از زمانهاي بسيار قديم مهد تمدن و مركز آبادي بوده و رودخانه سيمره اراضي آن را آبياري و حاصلخيز نموده است و همواره محل سكونت اقوامي بوده كه در اطراف و سواحل رود سيمره گرد آمده و تمدني عالي ايجاد كرده‌اند.
دره سيمره نقش بزرگي را در تاريخ ايلام ايفا مي‌كرده، به صورتيكه مهمترين خط ارتباطي بين تمدن كوهها و تمدن جلگه‌هاي جنوب غرب ايران از اينجا مي‌گذشته است.
دره سيمره حدود 000/4 تا 000/6 سال قبل بسيار آباد بوده و همچنين بعدها هم در زمان ساسانيان، مراكز جمعيت قابل ملاحظه‌اي در آنجا وجود داشته‌اند. علت گرد آمدن اين اقوام در ايلام و لرستان، فراواني آب و حاصلخيزي زمين بوده كه نخستين شرط پيدايش تمدنهاي اوليه بوده است.11
استان ايلام از نظر باستان‌شناسي بسيار غني بوده و تاكنون در مناطق دره‌شهر، هليلان، شيروان، آرامو، ايوان‌غرب و ديگر مناطق آثار باستاني از عصر مفرغ، هخامنشيان، اشكانيان و قرون اوليه اسلامي كشف و به ثبت رسيده است. پيدا شدن اشياي گرانبهاي مفرغي مربوط به هزاره سوم قبل از ميلاد در ايلام نشانگر اين نكته استكه اسلاف اقوام لر امروزي كه متجاوز از سه هزار سال قبل بر ارتفاعات غربي ايران و دامنه آن حكومت مي‌كرده‌اند موفق به كشف و رواجمفرغ در عصر باستان شده بودند و آثار دستي آنان در دل خاكهاي ايلام و لرستان مدفون مي‌باشد. اين اشياء صرف نظر از اهميت باستان‌شناسي از لحاظ هنري نيز داراي ارزش بسيار زيادي هستند.
آثار و بناهاي تاريخي استان ايلام، بيشتر در مناطقي شامل مهر جانقذق يا سيمره، ماسبندان وموسيان مي‌باشند.
تقسيمات سياسي
آنچنان كه از مطالعات ايرج افشار در خصوص تقسيمات سياسي ايلام برمي‌آيد و بر اساس تحقيقات دمورگان و ديولافوا، 000/8 سال قبل از ميلاد، ايلام (پشت كوه) از ولايات مملكت ايلام محسوب مي‌شده و از سال 640 قبل از ميلاد كه دولت هخامنشي روي كار آمد ايلام، لرستان و خوزستان به نام اووج يا سوزيانا (الي مائيس) سومين ايالت از 31 ايالت اين سلسله بوده‌اند. در دوره سلوكيان نيز ايلام جزئي از ايالت سوزيانا يكي از 72 ايالت اين دوره محسوب مي‌گرديده است ايلام در زمان اشكانيان به همراه لرستان يكي از ولايات والي نشين بوده است.
طبق اظهار نظر نويسندگان رومي و يناني زمان ساسانيان ماند استربوان، ايلام جزء استان خوروران از چهار استان تحت فرمان ساسانيان بوده است.
مؤلف تاريخ يعقوبي در ذكر استانهاي تحت فرمان انوشيروان پسر قباد، پادشاه ساساني از دو منطقه مهم ايلام به نام ماسبندان و مهر جانقذق كه در عهد ساسانيان جزء استان قهستان بوده‌اند نام برده است.
برخي از محققين نيز معتقدند كه در زمان ساسانيان، ايلام و لرستان جزء سرزمين پهله يا پهلو يعني استان بزرگي كه بعداً‌اعراب آن را جبال ناميدند بوده است.
در زمان تسلط اعراب بر ايران، ايلام و لرستان جزء ايلات جبال يا كوهستان بودند. قسمتهاي شمالي اين ايالت تحت نظر حكام كرد و مناطق شاپور خواست، سيمره و شيروان كه هر يك از آنها ايالتي بودند تحت نظر حكام بغداد و بصره اداره مي‌شدند. 12
پس از انقراض ساسانيان تا تشكيل دولت صفويه تقسيمات كشور ايران از جمله استان ايلام دست خوش تغيير و تحول بوده است. در دوره صفويه ندرتاً در ايران تقسيمات كشوري جديدي صورت گرفت و حكومتهاي بعدي مانند افشاريه، زنديه و حتي قاجار بيشتر كار خود را به روال گذشته قرار داده بودند، چنانكه در دوره نادرشاه تقريباً همان ترتيب گذشته حفظ شده بود.
فتحعلي شاه قاجار ايران را به پنج ايالت و چند ولايت كوچك و بزرگ تقسيم كرد كه ايلام و لرستان نيز جزء ولايات بودند در دوران ناصرالدين شاه، ايلام و لرستان از ولايتهاي ايران به شمار مي‌رفتند. پس از استقرار مشروطيت و تصويب قانون تشكل ايالت و ولايت در سال 1325 هجري قمر (1286 هجري شمسي) ايران به چهار ايالت و ولايت تقسيم گرديد. ايلام به همراه لرستان نيز جزء ولايتها محسوب يم‌شد. اين تقسيمات تا سال 1316 شمسي معتبر بود. در اين سال مجلس شوراي ملي تقسيمات جديد كشور را تصويب كرد و دولت اجازه يافت كه پس از مطالعات لازم مملكت را بر حسب وسعت و اهميت به استان، شهرستان و بخش تقسيم كند. اين كار عملي و ايران به 10 استان و 49 شهرستان تقسيم شد. در اين تقسيم‌بندي منطقه ايلام جزء استان پنجم (ان) محسوب گرديد. استان ايلام از سال 1343 تا 1352 شمسي بصورت فرمانداري كل اداره مي‌شد و بعد به صورت استان درآمد.
بر اساس تقسيم‌بندي‌اي كه توسط وزارت كشور جمهوري اسلامي ايران در سال 1362 از مناطق و نواحي مختلف كشور از جمله ايلام شده است اين استان داراي 5 شهرستان و 15 بخش و 41 دهستان گرديد.
در حال حاضر شهرستانهاي ايلام عبارتند از:
ايلام، شيروان و چرداول، مهران، دهلران، ايوان‌غرب، آبدانان، دره‌شهر
بر اساس طرح تفصيلي استان ايلام، مركز اين استان شهر ايلام، وسعت آن 045، 19 كيلومتر مربع و جمعيت آن طبق سرشماري سال 1365، تعداد 382091 نفر اعلام شده است. در آن سال از ميان 985 واحد (تعداد كل آباديهاي استان ايلام) 710 واحد آن داراي سكنه و 275 واحد و يا به عبارت ديگر 30% آباديهاي استان خالي از سكنه بوده است.
همانطور كه از نقشه تفكيك شهرستانهاي استان ايلام در سال 1375 مشاهده مي‌شود؛ در شمال شرقي و شمال غربي استان به ترتيب شهرستانهاي شيروان چرداول، ايوان و ايلام، در غرب و جنوب غربي استان شهرستانهاي مهران و دهلران واقع شده‌اند. شهرستانهاي دره‌شهر و آبدانان نيز در شرق و جنوب شرقي استان قرار دارند.
موقعيت جغرافيايي استان ايلام:
– استان ايلام با مساحتي بالغ بر 19045 كيلومتر مربع بين 31 درجه و 58 دقيقه تا 24 درجه و 15 دقيقه عرض شمالي از خط استوا و 35 درجه و 24 دقيقه تا 48 درجه و 10 دقيقه طول شرقي از نصف‌النهار گرينويچ قرار دارد. اين استان از شمال به استان ، از غرب به كشور عراق و از جنوب به قسمتي از استان خوزستان و كشور عراق و از شرق به استان لرستان محدود است. مرز مشترك اين استان با كشور عراق 425 كيلومتر مي‌باشد.
– ناهموايها:
– استان ايلام بجز بخش مرزي آن از لحاظ جغرافيايي در حقيقت جزئي از منطقه وسيع لرستان است كه در آن كوه‌ها كلاً متعلق به يك دوران زمين‌شناسي و غالباً از عهد سوم‌اند و بصورت موازي در كنار هم قرار گرفته‌اند.
– رشته عمده و اصلي لرستان كبيركوه است كه به موازات ساحل راست رودخانه سيمره ديوار بلندي را تشكيل مي‌دهد و در تمام طول خود موجب بالا بودن ارتفاع منطقه ايلام شده است. به طوري كه نواحي واقع در شرق و شمال آن پشت كوه (ايلام) نام گرفته است. اين رشته كوه، قسمتي از مناطق غربي را از قسمتهاي ديگر جدا مي‌كند و ارتباط شهرهاي تابع را با مركز استان دچار مشكل مي‌نمايد.
مشخصات اقليمي و آب و هوايي استان ايلام:13
– استان ايلام از لحافظ اقليمي جزو مناطق گرم ايران است. اما عامل ارتفاع نقش مهمي در تنظيم وضع اقليمي و درجه حرارت محلي دارد. ويژگي يك چنين منطقه آب و هوايي اختلاف زياد درجه حرارت شب و روز بين كوه و دشت و همچنين وجود مه در زمستان و بهار و شفافيت اتسمفر در تمامي تابستان مي‌باشد.
آب و هواي اين منطقه در نقاط مختلف به علت پستي و بلندي زياد متنوع و متغير است. نقاط مرتفع و كوهستاني كبيركوه سردسير و حداقل درجه حرارت به 14 درجه زير صفر مي‌رسد.
در مناطق كم ارتفاع غرب و جنوب غربي كه دشتهاي گرمسير مهران، دهلران و دشت عباس را در بر مي‌گيرد و ارتفاع آن كمتر از 300 متر از سطح دريا مي‌باشد، هوا نسبتاً گرم است كه گاهي به عنوان گرمترين نقاط كشور ياد مي‌گردد. در تابستان بادهاي خشك و سوزان جنوب غربي كه از عربستان مي‌وزد، هوا را به شدت گرم مي‌كند و حداكثر درجه حرارت به بيش از 46 درجه بالاي صفر مي‌رسد، ولي در زمستان هوا معتدل است.
در مناطق مياني كه شامل ارتفاعات ديناركوه است، آب و هوا متنوع گرم و معتدل مي‌باشد و حداقل درجه حرارت در زمستان به صفر مي‌رسد. به هنگام گرماي تابستان مردم ناگزير به مناطق كوهستاني و دره‌اي واقع بين دو چين خوردگي مهم كبيركوه و انجيركوه پناه برده و به هنگام سرماي زمستان روانه مناطق مشرف به بين‌النهرين مي‌شوند.14
بارانهاي بهاري ايلام بسيار شديد است و به محض بارندگي، جويبارها تبديل به رودهاي بزرگي شده، درختهاي عظيم را از ريشه كنده و به جلگه مي‌آورند. بارانهاي تابستاني نيز چندان كم نيست. اما در ارتفاعات هر زمستان بايد انتظار برف را داشت. هواي سر تا سر ايلام با وجود كوهستاني بودن منطقه در زمستان مه‌آلود و در تابستان بر اثر گرماي شديد دشت و سوختن علفها و وزش بادها از دشت به كوه غبارآلود است. لذا مي‌توانگفت رويهم رفته در بخش كوهستاني هشت ماه و در بخش تپه كوهي و دشتها سه الي چهار ماه هوايي خوش وجود دارد.
ميزان بارندگي در مناطق شمال و شمال شرقي حدود 250 ميليمتر مي‌باشد كه در مقايسه با متوسط نزولات آسماني كشور جزء مناطق نسبتاً پر باران است.
وجود جنگل كه قسمت اعظم منطقه را در بر گرفته باعث اعتدال آب و هوا در منطقه است.
پوشش گياهي استان ايلام:
پوشش گياهي منطقه ايلام كه تحت تاثير دو عامل مهم اقليمي (طول مدت گرما و رطوبت موجود در هوا) قرار مي‌گيرند، به سه دسته كلي زير تقسيم مي‌شوند كه نوع غالب و مشخص گياهي اين منطقه را تشكيل مي‌دهند.15
الف) جنگل، درختچه‌ها و درختان:
اقليم گرم و مرطوب استان ايلام، پوشش گياهي و جنگل قابل ملاحظه‌اي را بوجود آورده است.
ايلام جزء مناطق جنگلي ايران است و اين جنگلها نيمه انبوه و درختان آن در ارتفاع بين 200 تا 500 متري بيشتر از نوع بلوط و در ارتفاع پايين‌تر انار، انجير وحشي، آقاقيا و حتي مو است. در ارتفاعات كوچك و بزرگ گروه افرا، بلوط و بالاي جنگلها انواع گياهان از خانواده گندميان ديده مي‌شوند.
شكوه جنگلها در دامنه‌ها و بدنه تند شيب كوهها منظره بديعي در زمستان و بهار به اين منطقه مي‌بخشد كه جنبه توريستي آن فوق‌العاده بوده و مي‌تواند مورد بهره‌برداري جدي قرار گيرد.
در مجموع حدود 1، 700، 000 هكتار از اراضي استان ايلام پوشيده از جنگل و مراتع است كه از اين مقدار 500، 000 هكتار آن جنگل و مرتع مشجر، و بقيه آن مراتع غير مشجر است.
جنگلها و درختچه‌ها و درختان ايلام عبارتند از:
بلوط، بنه و بادام، درختان و درختچه‌هاي چنار، سنجد، گلابي، محلب، كيكم ديو، آلبالو، پده و كناره.
ب) گياهان طبي:
در استان ايلام و اقسام گياهان طبي از قبيل گياهان رنگي، طبي، و صمغي يافت مي‌شود.
ج) مراتع و چراگاهها:
نواحي غرب ايران از جمله منطقه ايلام و لرستان از نظر پوشش گياهي بعد از مناطق ساحلي درياي خزر قرار دارند و برخي از مراتع مهم ايران در اين نواحي واقع شده است.
استان ايلام داراي مرتع گرمسيري بدون برف و سرماي زياد است ولي كوههاي مرتفع آن چراگاههاي تابستاني گوسفندان ايلام را تشكيل مي‌دهند، از اين رو يكي از مراكز مهم گله‌داري كشور است.
د) سوانح طبيعي:
علاوه بر جنگها و غارتگريهايي كه از قديم در سرزمين ايلام اتفاق افتاده است، حوادث و سوانحي در اين ناحيه رخ داده است.
مسعودي مي‌نويسد:
“در ديماه 334 هجري قمري در سيمره زلزله‌اي پديد آمد و آن شهر را ويران كرد”.
مولف احسن التفاهيم، تاريخ وقوع زلزله را سال 258 هجري ذكر كرده مي‌نويسد:
“در سيمره صداي عظيمي بلند شد و همان روز صداي عظيم تري شنيده شد و زلزله شهر را تكان داد و بيشتر شهر خراب شد.” (تلفات اين زلزله را بيست هزار نفر نوشته‌اند)
مورگان باستان‌شناس فرانسوي درباره علت ويراني سيمره مي‌گويد:
“سكه‌هاي يافت شده از جمله سكه‌هاي خسرو سوم و از جانشينان او مي‌باشند و در اينجا (شهر سيمره) مسكوكات عربي يافت نمي‌شد و دليل آن اين است كه به هنگام فتح و اشغال، اين سكه‌ها توسط ساكنان به جاي مانده و ساكنان بوقت ترك محل، شهر را آتش زده يا آنكه سپاهيان به محض ورود به منطقه، آنرا ويران ساخته‌اند”.
راوينسون در سفرنامه خود مي‌گويد:
“سيمره در اثر زلزله هولناكي كه در سال 258 هجري قمري اتفاق افتاد ويران گرديد و بيش از بيست هزار تن از اهالي آن كشته شدند”.
شهر ايلام در منطقه بزرگ زلزله خيز قرار دارد. در عين حال بر اساس مدارك و گمانه‌هاي موجود در دهه‌هاي اخير، تاكنون از كانونهاي زلزله خيز به دور بوده است. با اين حال زلزله‌هاي ثبت شده از سال 1900 ميلادي تاكنون نشان مي‌دهد كه بزرگي اين زلزله بين 5/5 و 6 ريشتر است كه قادر به اعمال شدتي معادل 7 مركالي و شتابي هم عرض 13% شتاب ثقل در حادثه مي‌باشند.
با توجه به برآوردي كه براي دوره برگشت قطعه سايز موتكتونيكي كه شهر ايلام را نيز در بر مي‌گيرد انجام گرفته است (احمدي و نوروزي) براي زلزله‌هايي با بزرگي 6 و 5/6 و 7 ريشتر زمان برگشتي برابر 8، 26 و 78 سال تخمين زده مي‌شود. در سطح منطقه گسلهايي كوچك و خطواره‌اي مشاهده مي‌شوند كه وجود اين خطواره‌ها احتمالاً در وقوع زلزله‌هاي محلي قابل تأمل است.
با اين وجود در منطقه ايلام گسلهاي عمده‌اي مشاهده نمي‌شوند. هر چند كه با وجود گسلهايي چون گسل مرواريد در شمال شرقي شهر و گسلهاي پيرانشهر در شمال غربي مريوان و گسل نفت‌شهر در منطقه نفت‌شهر و ادامه گسل زاگرس در شمال شرقي منطقه، از نظر بيان موقعيت منطقه ايلام قابل ذكر است.
با توجه به اين امر كه نيروها يا ارتعاشات ناشي از زلزله از طريق خاك زير ساختمان منتقل مي‌گردد، پيشنهاد مي‌شود در محاسبات مربوط به سازه ساختمانها مقاومت خاك و تحمل زمين و اصول فني و اجرايي پي‌سازي و كرسي‌چيني و چگونگياتصال صحيح پي به ديوارها و پوششها رعايت گردد.
مشخصات زلزله‌هاي به وقوع پيوسته در استان ايلام
تاريخساعتطول و عرض جغرافياييشدت زلزله (ريشتر)محل وقوع زلزله15/07/1917
22/01/1932
28/08/1936
28/08/1941
12/03/1945
23/10/1958
25/10/1962
18/12/196748/17
17/04
50/19
35/18
38/01
43/15
49/21
49/225/46-5/33
0/47-0/33
5/46-5/33
3/37-4/33
3/37-4/33
2/46-6/33
0/46-6/33
9/46-6/33-
5/6



1/5

-50 كيلومتري جنوب شرقي ايلام
30 كيلومتري شهر پهله
50 كيلومتري جنوب شرقي ايلام
80 كيلومتري شمال دره‌شهر
80 كيلومتري شمال دره‌شهر
40 كيلومتري غرب شهر ايلام
40 كيلومتري غرب صالح آباد
30 كيلومتري شمال سومار
موقعيت جغرافيايي و شرايط آب و هوايي
شهر ايلام با ارتفاع 1319 متر از سطح درياي آزاد، عرض جغرافيايي 33 درجه و 38 دقيقه و طول جغرافيايي 46 درجه و 26 دقيقه در غرب كشور و در دامنه‌هاي جنوب غربي رشته كوه زاگرس واقع شده است.16
در نقشه پهنه‌بندي اقليمي مسكن و محيط‌هاي مسكوني، ايلام در گروه 2 اقليمي و در زير گروه نسبتاً سرد معتدل واقع شده است كه از ويژگيهاي اقليمي آن نسبتاً سرد بودن هوا در زمستان و معتدل بودن آن در تابستان است. بنا به تعريف در شرايط نسبتاً سرد، علي الرغم آنكه در شبهاي زمستان براي گرم نگه داشتن فضاهاي داخلي، استفاده از وسايل گرم كننده ضروري است اما در روزهاي فصل زمستان و حتي در روزهاي سردترين ماه سال، امكان گرمايش خورشيدي وجود دارد. شرايط معتدل تابستاني اين اقليم امكان آن را فراهم مي‌سازد كه با استفاده از عملكرد حرارتي مصالح ساختماني سنگين، فضاهاي داخلي را در اين فصل بطور طبيعي در حد آسايش خنك نگه داشت.
شهر ايلام داراي ايستگاه هواشناسي از نوع كليماتولژي است و در اين گزارش بمنظور بررسي دقيق شرايط آب و هوايي ايلام از معدل 12 ساله آمار آب و هوايي اين ايستگاه استفاده شده است.
Station no :32
Station name :ilam
Latitude :33 38
Longitude :46 26
Neight (M) :1319
Station type :clmatological
Tears 1966 67 68 69 70 71 75 76 77 78 81 82
janfebmaraprmayjunjulaugsepoctnovdecyear10.210.715.419.826.332.835.735.132.024.817.112.022.70.10.43.57.712.616.719.516.315.810.85.31.49.45.25.59.413.819.524.827.627.223.917.811.26.716.010.110.311.912.113.716.116.215.816.214.011.810.613.274.074.066.057.054.343.040.040.042.053.062.070.056.356.055.045.044.034.025.022.024.024.031.043.052.037.9118.4118.6111.683.137.90.90.90.00.131.084.487.0674.2
دما و رطوبت هوا
بر اساس معدل 12 ساله آمار ايستگاه كليماتولژي ايلام، دماي هوا در سردترين ساعات از سردترين ماه سال 1/0 و در گرمترين ساعات اين ماه 2/10 درجه سلسيوس بوده است. همانطور كه ملاحظه مي‌شود، حتي در سردترين ماه سال، بطور متوسط دماي هوا به زير صفر نمي‌رسد. در طول اين دوره آمارگيري، پايين‌ترين متوسط حداقل دماي هوا 3- درجه و بالاترين متوسط دما 39 درجه سلسيوس گزارش شده است.17
در نمودار، منحني تغييرات متوسط حداقل و متوسط حداكثر دماي هوا در طول ماههاي مختلف سال نشان داده شده است. همانطور كه ملاحظه مي‌شود، حتي در سردترين ماههاي سال (فصل زمستان) متوسط حداكثر دماي هوا بالاتر از 10 درجه سلسيوس بوده است. بنابراين، در طول روزهاي زمستان، مشكلي از نظر برودت وجود ندارد. در تابستان هوا به مرور گرمتر مي‌شود و در گرمترين ماه سال به 7/35 درجه سلسيوس مي‌رسد. در هر سه ماه فصل تابستان، متوسط حداكثر دماي هوا بالاتر از 32 و متوسط حداقل آن بالاتر از 16 درجه سلسيوس است. در طول اين ماهها رطوبت هوا نيز كاهش مي‌يابد و در گرمترين ساعات از روزهاي اين سه ماه به 22% درصد مي‌رسد. با توجه به دماي هوا در اين ساعات ميزان رطوبت موجود در هوا پايدار نيست و به همين دليل هواي ايلام در تابستان خشك نيست. بالا نبودن رطوبت هوا و شفاف بودن آن در شبها، به سرعت باعث كاهش دماي هوا مي‌گردد، به طوري كه در گرمترين ماه سال (مرداد)، نوسان روزانه دماي هوا به بيش از 16 درجه سلسيوس مي‌رسد18
بارندگي
پس از سواحل شمالي، مناطق مرتفع شمال غربي و غرب، از مناطق پر باران كشور محسوب مي‌‌شوند. همانطور كه در جدول قابل مشاهده است، كه مقدار سالانه بارندگي در ايلام 2/674 ميليمتر است. مقايسه تغييرات سالانه بارندگي در ايلام نشان مي‌دهد كه گرچه مقدار سالانه بارندگي در طي سالهاي متفاوت متغير است، اما به طور كلي در تمام سالهاي اين دوره آمارگيري مقدار سالانه، قابل توجه بوده است. در طول اين دوره 12 ساله سال 1978 با كل بارندگي 5/427 ميليمتر خشكترين و سال 1967 با 1107 ميليمتر پر بارانترين سال بوده است. علاوه بر تغييرات سالانه، ميزان بارندگي در



قیمت: تومان


پاسخ دهید