دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم دارويي
پايان نامه
جهت دريافت درجه دکتري داروسازي
موضوع:
مقايسه تأثير عصاره اتانولي ريزوم گياه خولنجان
(Alpinia officinarum ) با 17- آلفا متيل تستوسترون برشاخص هاي کيفي اسپرم در ماهي مولي نر
( Poecilia latipinna)
اساتيد راهنما:
سرکار خانم دکتر طاهره ناجي
جناب آقاي دکتر همايون حسين زاده صحافي
نگارش:
سميرا بنفشي

شماره پايان نامه: 2682 سال تحصيلي:94-1393

تقديم به
تقديم به پدر و مادر عزيز و مهربانم
که در سختي‌ها و دشوار‌ي‌هاي زندگي همواره ياوري دلسوز و فداکار
و پشتيباني محکم و مطمئن برايم بوده‌اند.
باتشکراز جناب آقاي مهندس فريد منصوري که درانجام اين پژوهش
مراياري نمودند.
برخود لازم مي دانم که از استادان ارجمند سرکار خانم دکتر طاهره ناجي که با دلسوزي و مهربانيش تجربيات ارزشمندش را در اختيار من قرار دادندو جناب آقاي دکتر همايون حسين زاده صحافي که طي اين مسير پر فراز و نشيب بدون راهنمايي هاي ارزنده ايشان،برايم بسي دشوار بود کمال تشکر را بنمايم.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
خلاصه فارسي1
فصل اول : کليات
1-1 ضرورت و اهميت موضوع :3
1- 2بيان مسئله4
1-3 اهداف تحقيق5
فصل دوم: بررسي متون و مطالعات ديگران در اين زمينه
2-1 فيزيولوژي توليد مثل در ماهيان7
2-2 محور هيپوتالاموس – هيپوفيز – گناد8
2-3- هيپوتالاموس8
2-3-1 – هورمون هاي هيپوتالاموسي9
2-4- غده هيپوفيز (Pitiutary gland)9
2-4-1- هورمون گنادوتروپين ( GtH )10
2-4-2 – عوامل مؤثر بر GtH-I و Gth-II11
2-5- دستگاه توليد مثل12
2-5-1 مورفولوژي بيضه14
2-5-2- هيستولوژي بيضه15
2-6 اسپرماتوژنز و اسپرميوژنز15
6-2- 1- ساير اجزاي سلولي18
2-7- چرخه هاي فصلي بيضه18
2-8 معرفي گياه خولنجان (Alpinia officinarum Hance)21
2-9. آندروژن ها22
2-10 .چگونگي تلقيح هورمون به بدن ماهي22
آب مناسب براي مصرف در آکواريوم23
2-11. ماهي هاي آکواريومي زنده زا24
2-12. معرفي ماهي مولي26
خصوصيات فيزيکو شيميايي:26
2-13 . طرزتشخيص جنسيت مولي27
2-14-استفاده از ماهي مولي به عنوان مدل در مطالعات بيولوژيک و توکسيکولوژيک28
فصل سوم : مواد و روشها
3-1 دستگاه و ابزارهاي مورد نياز32
3-2 مواد مورد نياز32
3-3 روش کار34
3-3-1 آماده سازي ماهيان و آکواريوم ها34
3-3-2 تيمار بندي35
3-3-3 چگونگي آماده سازي دارو35
3-3-4 چگونگي عصاره گيري از ريزوم گياه خولنجان36
3-4-1 بيهوش کردن ماهي36
3-4-2 مراحل تزريق37
3-4-3 تشريح ماهي37
3-5 مراحل تهيه مقاطع بافتي39
3-6- اندازه گيري سطوح استروئيدي43
2-7- تعيين شاخص گنادوسوماتيک ( GSI)44
3-8 بررسي هاي آماري44
فصل چهارم : نتايج( شامل نتايج نمودارها و جداول آماري )
4-1 – بررسي وزن و طول ماهيان46
4-2 نتايج شاخص گنادوسوماتيک GSI52
4-3 نتايج سطوح استروئيدي54
4-3-1.. نتايج سطح تستوسترون54
4-3-2 نتايج سطح کورتيزول56
4-4. نتايج بررسي طول گناد59
4-5- نتايج بافت شناسي بيضه ماهي61
فصل پنجم : بحث و نتيجه گيري
5-1 . بحث و نتيجه گيري69
5-1-2 بررسي شاخص GSI70
5-1-3. بررسي نتايج سنجش هورموني70
5-1-4. بررسي نتايج بافت شناسي بيضه72
5-2. نتيجه گيري نهايي73
پيشنهادت74
خلاصه انگليسي………………………………………………………………………………………………………………….79
منابع76
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 3- 1 مشخصات آب آکواريوم ها34
جدول 3-2 نوع و مقدار ماده تزريق شده به تيمار هر گروه35
جدول 3-3 ترتيب قرار گيري تيمارها در معرض مواد مختلف41
جدول 4-1 ميانگين وزن ماهي ها در تيمارهاي مختلف قبل از انجام تزريقات46
جدول 4-2 ميانگين وزن ماهي ها در تيمارهاي مختلف پس از انجام تزريقات47
جدول 4-3 ميانگين طول ماهي ها در تيمارهاي مختلف قبل از انجام تزريقات49
جدول 4-4 ميانگين طول ماهي ها در تيمارهاي مختلف بعد از انجام تزريقات50
جدول 4-5 ميانگين شاخص گنادي در تيمارهاي مختلف پس از انجام تزريقات53
جدول 4-6 ميانگين تستوسترون در تيمارهاي مختلف پس از انجام تزريقات55
جدول 4-7 ميانگين کورتيزول در تيمارهاي مختلف پس از انجام تزريقات58
جدول 4-8 ميانگين طول گناد در تيمارهاي مختلف پس از انجام تزريقات60
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل 2-1 محور هيپوتالاموس – هيپوفيز12
شکل 2-2 .ماهي مولي نر27
شکل 2-3.ماهي مولي ماده ونر28
شکل3- 1 آکواريوم35
شکل 3-2 – نحوه ي عصاره گيري از گياه خولنجان36
شکل3-3 نحوه اندازه گيري طول ماهي مولي38
شکل 3-4 نحوه اندازه گيري وزن ماهي مولي38
شکل3-5 نحوه تشريح ماهي مولي39
شکل 3-6- دستگاه قالب گيري بافت اتوتکنيکون ( مدل 110- Kp )40
شکل 3-7 .ميکروتوم42
شکل 3-8 ميکروسکوپ نوري مجهز به دوربين عکاسي ديجيتالي43
شکل 4-1 مقطعي از بافت بيضه گروه شاهد ،62
شکل 4-2 مقطعي از بافت بيضه گروه کنترل ( تزريق اتانول)62
شکل 4-3 مقطعي از بافت بيضه تيمار 20 ميلي گرم بر کيلوگرم خولنجان 63
شکل 4-4 مقطعي از بافت بيضه تيمار 30 ميلي گرم بر کيلوگرم خولنجان63
شکل 4-5 مقطعي از بافت بيضه تيمار خولنجان 50 ميلي گرم بر خولنجان64
شکل 4-6 مقطعي از بافت بيضه تيمار خولنجان 50 ميلي گرم بر خولنجان64
شکل 4-7. مقطعي از بافت بيضه تيمار 1 ميلي گرم بر کيلوگرم 17- آلفا متيل تستوسترون65
شکل 4-8 مقطعي از بافت بيضه تيمار 5 ميلي گرم 17- آلفا متيل تستوسترون65
شکل 4-9 . مقطعي از بافت بيضه تيمار 10 ميلي گرم 17- آلفا متيل تستوسترون66
شکل 4-10 مقطعي از بافت بيضه تيمار 20 ميلي گرم 17- آلفا متيل تستوسترون 66
شکل 4-11 مقطعي از بافت بيضه تيمار 20 ميلي گرم 17- آلفا متيل تستوسترون67
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4- 1 مقايسه وزن ماهي ها در تيمارهاي مختلف قبل از انجام تزريقات48
نمودار 4-2 مقايسه وزن ماهيان در تيمارهاي مختلف بعد از انجام تزريقات48
نمودار 4-3 . مقايسه طول ماهيان در تيمارهاي مختلف قبل از انجام تزريقات51
نمودار 4-4 . مقايسه طول ماهيان در تيمارهاي مختلف بعد از انجام تزريقات51
نمودار 4- 5 مقايسه شاخص رشد گنادي (GSI%) در تيمارهاي مختلف پس از انجام تزريق54
نمودار4-6 . مقايسه ي ميزان تستوسترون در تيمارهاي مختلف56
نمودار4-7. مقايسه ميزان کورتيزول در تيمارهاي مختلف پس از انجام تزريقات 59
نمودار 4-8 مقايسه طول گناد در تيمارهاي مختلف پس از انجام تزريقات 61

خلاصه فارسي
در اين تحقيق اثرات 17- آلفا متيل تستوسترون و عصاره گياه خولنجان بر سيستم توليد مثلي و سيستم آدرنال ( هورمون کورتيزول ) در ماهي مولي بالغ نر بررسي شد. بدين منظور ، پس از کلر زدايي آب آکواريوم ها ، 100 قطعه ماهي نر بالغ مولي با ميانگين وزني 3 ±1گرم در آکواريوم رها شد . آداپته کردن ماهي به مدت 48 ساعت انجام شد . سپس فاکتورهاي فيزيکوشيميايي آب مثل دما ، pH، سختي آب و فشار اکسيژن محاسبه شد . آزمايش در 10 گروه انجام شد . ( 2 گروه کنترل و 8 گروه تيمار) هر گروه شامل 10 قطعه ماهي نر و بالغ بود . دوزهاي مختلف عصاره خولنجان و 17- آلفا متيل تستوسترون به مقدار 02/0 ميلي ليتر در هر نوبت تزريق شد و ماهيان تيمار خولنجان ، عصاره گياه با دوزهاي 10، 20 ، 30 و 50 ميلي گرم بر کيلوگرم و ماهيان تيمار 17- آلفا متيل تستوسترون با دوزهاي 1 ، 5، 10و 20 ميلي گرم بر کيلوگرم دريافت کردند . تزريق بصورت داخل عضله اي در عضله زيرباله پشتي ، بصورت 1 روز در ميان و به مدت 20 روز انجام شد . سپس ماهي ها کشته شدند . بافت بيضه آن ها جدا و در فرمالين 10 درصد فيکس شد . آزمايشات بيومتري ماهي ها شامل اندازه گيري طول و وزن انجام شد . سپس مقايسه هيستولوژيکي بيضه تيمارها با گروه هاي کنترل انجام شد . نتايج نشان داد که شاخص گنادو سوماتيک در دو دوز 30 و 50 ميلي گرم از گياه خولنجان افزايش يافت .
بررسي نتايج حاکي از آن است که عصاره گياه خولنجان در کليه تيمارها مانند 17- آلفا متيل تستوسترون باعث افزايش بلوغ اسپرم و بلوغ نهايي ماهي شد .
واژه هاي کليدي : خولنجان ، 17- آلفا متيل تستوسترون ، بيضه ، ماهي مولي
فصل اول
کليات
1-1 ضرورت و اهميت موضوع :
تستوسترون هورموني است که در چند سال گذشته به عنوان دارو جهت درمان هايپوگناديسم در مردان استفاده مي شود . از جمله خواص آب مي توان به عدم تأثير آن بر کبد و بيشتر ارگان هاي داخلي اشاره کرد ولي با توجه به اثر آن بر پروستات ، در بعضي موارد باعث هايپرپلازي پروستات و افزايش فشار بر مجاري ادراري و در نتيجه کاهش حجم ادرار مي شود (1) .
گياه خولنجان با نام علمي Alpinia officinarum از خانواده Zingiberaceae يا زنجبيل مي باشد . از جمله خواص گياهان اين خانواده مي توان به اثر افزايش دهنده فعاليت در سيستم توليد مثلي جنس نر اشاره کرد . (2)
اين گياه حاوي فلاونوييد هايي است که اين فلاونوييد ها داراي اثرات متفاوت ازجمله اثرات آنتي اکسيداني واثرافزايش دهندگي باروري مي باشد . (3)
توليد مثل در ماهي ها به وسيله فرآيندهاي درون زا کنترل مي گردد (4) دو استراتژي براي القاي توليد مثل در ماهي وجود دارد . اولين استراتژي ايجاد محيط مشابه با آنچه در طبيعت براي توليد مثل لازم است ، فراهم شود . دومين استراتژي تزريق هورمون بوسيله هورمون هاي طبيعي توليد مثلي يا هورمون هاي آنالوگ سنتتيک مي باشد (5) .
با توجه به اينکه تا کنون اثر گياه خولنجان بر دستگاه توليد مثل ماهيان مورد بررسي قرار نگرفته است لذا در تحقيق حاضر تأثير 17- آلفا متيل تستوسترون و عصاره ريزوم گياه خولنجان در بافت بيضه ماهي مولي بالغ نر مورد بررسي و مقايسه قرار گرفت .
1-2 بيان مسئله
تستوسترون از جمله هورمون هاي جنسي است که علاوه بر تأثير بر سيستم توليد مثلي باعث افزايش توده ي استخواني و ماهيچه اي و افزايش حساسيت به انسولين مي شود . همچنين در مرداني که سطح تستوسترون خونشان پايين است ، در اثر مصرف تستوسترون ، بهبود حالات روحي مشاهده مي شود .
بسياري از مردان مسن علائم افزايش سطح انرژي ، فعاليت جنسي و بهبود خلق را در اثر درمان جايگزين با تستوسترون نشان مي دهند .
کارن هربست ، اندوکراينولوژيست ، پيش بيني کرده که 1 نفر از 10 نفر مرد پاسخ خوبي به تستوسترون درماني نشان مي دهند ولي بطور کلي پاسخ افراد به تستوسترون متفاوت است .
از جمله عوارض جانبي تستوسترون مي توان به افزايش خوش خيم سايز پروستات ، آپنه تنفسي هنگام خواب ، تشکيل لخته هاي خوني و نارسايي قلبي اشاره کرد ( 6) در مطالعه اي که توسط Ratnasooria و همکارانش در سال 2005 صورت گرفت مشخص شد که عصاره ي گياه calcarata Alpinia که هم خانواده ي گياه خولنجان مي باشد ، باعث افزايش رفتارهاي جنسي و افزايش باروري در رت هاي نر مي باشد . اين گياه همچنين باعث افزايش سطح تستوسترون در خون موش هاي مورد آزمايش شد . (2)
ماهي مولي با نام علمي Poecilia latipinna متعلق به رده ي ماهيان زنده زا مي باشد . طول اين ماهي 5 تا 10 سانتي متر و دماي مناسب براي نگه داري آن 22 تا 26 درجه سانتيگراد مي باشد (7)
بافت بيضه اين ماهي در اين تحقيق مورد بررسي قرار گرفت .
1-3 اهداف تحقيق
هدف از اين پژوهش بررسي مقايسه اثرات عصاره خولنجان و 17- آلفا متيل تستوسترون بر شاخص هاي کيفي اسپرم در ماهي مولي نر بالغ مي باشد .
از ديگر اهداف طرح مي توان به موارد زير اشاره کرد :
1- بررسي تأثير خولنجان بر شاخص گنادوسوماتيک در ماهي مولي
2- بررسي تأثير خولنجان بر شاخص هاي کيفي اسپرم در ماهي مولي
3- بررسي تأثير خولنجان بر ميانگين طول بيضه در ماهي مولي
4- بررسي تأثير 17- آلفا – متيل تستوسترون بر شاخص گنادوسوماتيک در ماهي مولي
5- بررسي تأثير17- آلفا- متيل تستوسترون بر شاخص هاي کيفي اسپرم درماهي مولي
6- بررسي تأثير 17 – آلفا – متيل تستوسترون بر ميانگين طول بيضه در ماهي مولي
فصل دوم
بررسي متون و مطالعات ديگران در اين زمينه
2-1 فيزيولوژي توليد مثل در ماهيان
ماهيان همچون ساير موجودات زنده جهت تأمين بقاء و گسترش نسل بايستي با محيط زيست خود سازش نمايند (8) عادت توليد مثل به منزله حياتي ترين سازگاري ماهي با محيط زيست جهت تأمين بقاي گونه مربوطه است . الگوهاي رفتاري هر يک از گونه هاي ماهيان در توليد مثل بستگي به سن يا زمان رسيدن به بلوغ جنسي ، فصل توليد مثل ، مکان هاي توليد مثل و شکل انجام توليد مثل دارد ( 9) . سيستم توليد مثل ماهي مجموعه اي از ارگان هاست که تحت هدايت و فرمان سيستم عصبي و هورموني به چرخه خود ادامه مي دهد . از مهمترين فاکتورهاي داخلي و يا فيزيولوژيک که بر توليد مثل ماهي مؤثر است مي توان به فاکتورهاي اندوکرايني و محور هيپوتالاموس – هيپوفيز – گناد اشاره کرد ( 19) هورمون هاي اساسي که در پديده توليد مثل ماهيان داخل دارند عبارتند از :
1- هورمون آزاد کننده ي گنادو تروپين ( GnRH)
2- هورمون هاي گنادوتروپين که يکي هورمون بلوغ تخم هاست که معادل FsH در انسان است و ديگري هورمون زرده ساز مي باشد که معادل LH در انسان است .
3- فاکتور مهار کننده گنادوتروپين ( GnIH)
اين هورمون در ناحيه ي قدامي – جانبي منطقه ي P.A ( Preoptic area ) توليد مي شود .
4- ملاتونين
نحوه ي عمل آن در ماهي ها بخوبي شناخته نشده است . اين هورمون در دوز هاي بالا اثر آنتي
گنادال و در دوزهاي پايين اثر تحريک کنندگي گنادي را داراست .
5- پروژستين ها : شامل
17- آلفا – دي هيدروکسي پروژسترون
20- آلفا دي هيدرو پروژسترون
20- بتا – دي هيدروپروژسترون
20 – آلفا – دي هيدروپروژسترون
6- استروژن ها : شامل 17 آلفا استراديول و استرون
اين هورمون توسط تخمدان ها سنتز مي شود و در رفتارهاي توليد مثلي جنس ماده نقش دارد .
7- پروستاگلاندين ها
اووسيت هاي داخلي تخمدان پس از رسيدن باعث تحريک اين هورمون گشته و اين هورمون از تخمدان ها آزاد و بر روي رفتار تخم ريزي اثر مي گذارد . (11)
2-2 محور هيپوتالاموس – هيپوفيز – گناد
2-3- هيپوتالاموس
هيپوتالاموس قسمت شکمي ديا نسفال يا مغز واسطه اي است که زير تالاموس قرار دارد و قسمتي از ديوارهاي طرفي بطن سوم را تشکيل مي دهد (12) اين غده با غده هيپوفيز ارتباط نزديک خوني و عصبي دارد . بدين ترتيب که هورمون هاي بخش پسين هيپوفيز ، بوسيله هيپوتالاموس ساخته مي شوند و ترشح هورمون هاي بخش پيشين آن به وسيله موادي که هيپوتالاموس مي سازد تنظيم مي شود (13)
2-3-1 – هورمون هاي هيپوتالاموسي
هورمون هاي هيپوتالاموس اغلب عصبي هستند و از طريق آکسون ( انتهاي رشته هاي عصبي ) بر هيپوفيز اثر مي گذارند . هيپوتالاموس خود چند نوع هورمون ترشح مي کند که هر کدام کارايي خاص خود را دارند مثل (14)
1- هورمون GnRH ( Gonadotropin Releasing Hormone)
2- هورمون دوپامين ( Dopamine )
3- هورمون آزاد کننده ي تيرو تروپين TRH
(Thyrotropin Realeasing Hormone )
4- هورمون آزاد کننده هورمون رشد GRH
(Growth -hormone Releasing Hormone )
5- هورمون جلوگيري کننده از ترشح هورمون رشد ( سوماتواستاتين يا GIH )
( Growth- hormone Inhabiting Hormone )
6- هورمون آزاد کننده کورتيکو تروپين CRH
(Corticotropin Releasing Hormone )
2-4- غده هيپوفيز (Pitiutary gland)
غده بسيار کوچکي است که از هيپوتالاموس آويزان است و يکي از غدد درون ريز بسيار مهم در ماهي ها محسوب مي شود . از نظر جنين شناسي غده هيپوفيز از اکتودرم بوجود مي آيد و از دو قسمت به آدنوهيپوفيز که از فرو رفتن پوشش اکتودرمي حفره ي دهاني جنين ايجاد مي شود و نورو هيپوفيز که از سقف مغز را ( ديانسفال ) رشد مي کند، درست شده است .
آدنوهيپوفيز سه بخش دارد :
الف – آدنوهيپوفيزقدامي ( Rostral Pars distalis) : اين بخش هورمون هاي پرولاکتين ، کورتيکوتروپ و تيروتروپ را ترشح مي کند .
ب- آدنوهيپوفيز قدامي نزديک ( Proximal pars distalis) : اين بخش هورمون هاي سوماتوتروپ و گنادوتروپ را ترشح مي کند .
ج – آدنوهيپوفيز مياني ( Pars intermediate) : اين بخش هورمون سوماتولاکتين و هورمون محرکه ي ملانوفورها ( MSH)که موجب پراکندگي و انتشار ملانوزوم ها مي شود را ترشح مي کند . اگر چه عمل مشخص و نهايي سلول هاي ترشح کننده ي سوماتولاکتين هنوز شناخته نشده ، ولي تأثير آنها بر پديده هاي مختلف بيولوژيک مانند سوخت و ساز کلسيم ، تنظيم اسيد و باز ، سازگاري با محيط ، رشد و بلوغ پاسخ به استرس و سوخت و ساز چربي مشخص شده است . (15)
2-4-1- هورمون گنادوتروپين ( GtH )
اين هورمون از سلول هاي بخش قدامي نزديک ترشح مي شود . اين سلول ها بر حسب مراحل بلوغ دستخوش تغييرات مورفولوژيک فصلي گنادها مي شوند . اين هورمون ها شامل GtH-I و GtH-II هستند که بر فعاليت توليد مثلي در ماهي ها تأثير مي گذارند . هر دو هورمون داراي دو زير واحد پلي پپتيدي به نام زنجيره هاي ? و ? هستند که زنجيري ? در هر دو مشترک و زنجيره ي ? متفاوت است .
GtH-I و GtH-II به ترتيب معادل FSH و LH قلمداد مي شوند .
بر اساس مطالعات انجام گرفته بر آزاد ماهي ها GtH-I و GtH-II داراي نقشي کنترلي بر غدد جنسي هستند به طوري که GtH-I در ويتلوژنز و رشد اوليه ي غدد جنسي اهميت دارد ولي GtH-II واکنش هايي را تحريک مي کند که موجب بلوغ نهايي اووسيت و اوولاسيون در ماده ها و بلوغ اسپرم در نرها مي شود . مقادير GtH-I در خلال ويتلوژنزو اسپرماتوژنز افزايش و قبل از بلوغ جنسي کاهش پيدا مي کند . در حالي که مقادير GtH-II تا قبل از اوولاسيون يا بلوغ اسپرم ها کم و غير قابل تشخيص است .
2-4-2 – عوامل مؤثر بر GtH-I و Gth-II
در مقايسه با GtH-II عوامل تنظيم کننده ي GtH-I خيلي کمتر شناخته شده اند ولي به نظر مي رسد در اين مورد GnRH ( هورمون آزاد کننده محرک گنادها از هيپوتالاموس ) عاملي تحريک کننده باشد . تزريق GnRH هيپوتالاموسي ترشح GtH- I در قزل آلاي رنگين کمان ماده را افزايش مي دهد ولي قادر به افزايش ترشح GtH-I از هيپوفيز قزلآلاي رنگين کمان نر نيست اين امر نشان مي دهد عواملي غير از GnRH در کنترل اين هورمون در ماهي نر مؤثر باشد . هورمون هاي GnRH ، نوراپي نفرين ، نوروپيتيد Y ، سروتونين ، اکتيونين ، اکتيوين و نيکوتين بطور مستقيم موجب آزاد سازي GtH-II مي شوند و بومبزين و CCK ، ترشح اين هورمون را از فرآورده هاي هيپوفيزي افزايش مي دهند . مطالعات ايمونو هيستوشيمي نشان داد که GnRH ، نوراپي نفرين ، نورپپتيد Y ، بومبزين و CCK بطور مستقيم توسط سلول هاي عصبي هيپوتلاموس آزاد مي شوند تا بر سلول هاي هيپوفيزي اثر کنند و مقدار ترشح اين هورمون افزايش دهند ولي اکتيوين و اينهيبين احتمالاً منشاء پاراکرايني دارند و از درون خود هيپوفيز ترشح مي شوند . از بين تمام عوامل مهمترين GnRH است که تنظيم کننده ي مهم و عمومي است . در مجموع GtH موجب تحريک غدد جنسي در نر و ماده شده و با توليد سلول هاي جنسي (اسپرم واوول) ايجادصفات ثانويهي جنسي را در هر دو جنس مهيا مي کند . (16)
شکل 2-1 محور هيپوتلاموس – هيپوفيز (17)
2-5- دستگاه توليد مثل
دستگاه توليد مثل ماهيان شامل دو بيضه يا دو تخمدان است که در اوايل زندگي کوچک است و به تدريج رشد مي کند . اين غدد در فصل توليد مثل خيلي بزرگ مي شوند . پس از تخم ريزي غدد تناسلي ماهي بزرگ و ترميم مي شوند .
غدد جنسي دو جنس نر و ماده ، استروئيدهايي ترشح مي کنند که در آشکار شدن عشق ورزي ، لانه سازي و ديگر رفتارهاي توليد مثلي و همچنين در رشد و حفظ صفات ثانويه جنسي و توليد گامت نقش دارند .
ماهي ها هنگامي قابليت توليد مثل مي يابند که به بلوغ جنسي رسيده باشند . سن بلوغ در ماهيان متفاوت است و عوامل متعددي همانند جنس ، گونه و اندازه ي جثه در بلوغ جنسي ماهيان مؤثرند .
بيضه ها ، آندروژن ، به ويژه تستوسترون توليد مي کنند و هورمون هاي ديگري که از بيضه ها جدا شده اند شامل ( دهيدرواپي آندرسترون Dehydro epiandrostrone )و آندروستنديون Androstendione) هستند . تحقيقات زيادي نشان داده اند که آندروژن ها اهميت زيادي در رفتارهاي جنسي و فعاليت تخم ريزي ماهيان نر دارند در ماهيان تلئوست استراديول و تستوسترون بر رها سازي GtH-II اثر پس خورد منفي دارند . تأثيرات پس خورد منفي استروئيدها در ترشح GtH-II احتمالاً ناشي از اثر غير مستقيم آن ها بر ترشح GnRH است. بيضه ها و تخمدان تحت تأثير شرايط فيزيکي مانند نور و دما ، گيرنده هاي حسي آن ها تحريک شده و اين تحريکات به هيپوتالاموس وارد مي شود . هيپوتالاموس نيز از طريق GnRH ، آدنوهيپوفيز را وادار به ترشح هورمون گنادوتروپين (GtH) مي کند که اثر آن بر بيضه به توليد اسپرم و آندروژن ها ( مانند تستوسترون ) مي انجامد . آندروژن ها در ايجاد صفات ثانويه جنسي هنگام بلوغ جنسي و توليد مثل نقش دارند . افزايش هورمون هاي بيضه و تخمدان با تأثير بر هيپوفيز قدامي يا بطور غير مستقيم با تأثير بر هيپوتلاموس موجب تعديل مقدار آندروژن ها در خون مي شود . وظيفه اصلي گنادها در ماهيان همانند ديگر مهره داران توليد گامت هاي قابل لقاح است که لازمه ي توليد مثل و لقاح مؤثر به شمار مي رود . سنتز انواع متفاوتي از هورمون هاي استروئيدي سبب رشد و توسعه ي سلول هاي زايشي مي شود که اين هورمون ها تحت تأثير محور H-P-G هستند .
استروئيدهاي مترشحه از غدد جنسي پستانداران شامل سه گروه اصلي است . در جنس نر توسط بيضه ها استروئيدي هاي آندروژني يا بيضه اي يا تستوسترون ساخته مي شود و در جنس ماده ، تخمدان استروئيدهاي فوليکولي مانند استراديول و پروژستروديال يا استروئيدهاي لوکوئيد مانند پروژسترون را توليد مي کند . اين هورمون هاي استروئيدي ، فيزيولوژي توليد مثل را براي رشد و نگه داري مجاري توليد مثلي و اندام هاي جانبي و توسعه ي صفات ثانويه ي جنسي شامل تغييرات مورفولوژيکي و رفتاري را تحت تأثير قرار مي دهند . از آنجا که به نظر مي رسد اختلافات زيادي در تأثيرات استروئيدهاي غدد جنسي نر بر فرآيندهاي آنابوليکي ماهي وجود دارد ، در نظر گرفتن نقش عمومي براي آن ها مشکل است . استروئيدهاي صناعي مانند17- بتامتيل تستوسترون که فعاليت هاي آندروژنيک کمي دارند ، موجب به حداکثر رسيدن واکنش هاي آنابوليک مي شود به هر حال اين مطالعات نشان مي دهند که آندروژن هاي طبيعي مانند تستوسترون و 11- کتوتستوسترون محرک هاي افزايش دهنده رشد هستند ، در حالي که پاسخ انواع ماهيان به دو گروه ديگر از استروئيدها تنوع بيشتري دارد . مقادير معيني از اين هورمون ها در برخي گونه ها موجب افزايش رشد مي شود در صورتي که در بعضي ديگر تأثير متفاوتي ديده مي شود .
2-5-1 مورفولوژي بيضه
عملکرد اساسي بيضه ي ماهي تلئوست ، توليد گامت هاي جنس نرو و توليد و ترشح وابسته به هيپوفيز هورمون هاي استروئيدي است که تکامل بيضه و سلول هاي جوانه اي را فراهم مي کند . در چند دهه ي اخير مطالعات مقايسه اي زيادي پيرامون مورفولوژي بيضه ، توليد اسپرم و توليد هورمون هاي بيضه انجام شده است .
بيضه هاي ماهي S-plagiostomus بصورت جفت هستند و ساختار طويل دارندد که در هر دو طرف مثانه هوايي کشيده شده اند . از سطح شکمي به کليه و از سطح پشتي به کانال گوارشي متصل اند و بوسيله ي مزورشيوم به ديواره ي شکمي و مثانه ي هوايي متصل شده اند . هر دو بيضه ي راست و چپ طول برابر دارند گاهي ممکن است يکي از آن ها طويل تر باشد ، اين اندام ها بدون رنگ هستند و بصورت مستقل از هم و در طول هم قرار گرفته اند . در قسمت جلويي هر دو بيضه به يک مجراي مشترک اسپرماتيک يا اسپرم بر منتهي مي شوند که اين مجرا با ديافراگم ادراري – تناسلي ارتباط دارد .
در طول دوره استراحت و پيش از بلوغ بيضه ها ساختار نازک و رشته اي و بافت نرم دارند در طول بلوغ ضخيم ، صاف و لوبوله مي شوند و دو سوم سطح جلويي حفره ي بدن را پر مي کنند . رنگ بيضه ي بالغ بدليل افزايش جريان خون در آن صورتي مايل به قرمز است .
2-5-2- هيستولوژي بيضه
در ماهي S.plagiostomus بيضه ها از يک توده ي پيچيده متشکل از تعداد زيادي لوله هاي اسپرم بر که بوسيله ي پريتونيوم ( صفاق ) و يک لايه نازک تونيکا احاطه شده اند ، تشکيل شده اند . لوبول هاي بيضه اندازه هاي مختلف و ساختار پيچيده دارند ، بوسيله بافت پيوندي استروما از هم جدا شده اند . بافت استروماي بين لوبولي بافتي شل است . رگ هاي خوني و سلول هاي بنيابيني ( لايديگ ) تغييرات دوره اي دارند . استروما در طول دوره ي استراحت و پس از تخم ريزي ضخيم و در هنگام بلوغ نازک مي شود .
اجزاي اسپرماتوژن بيضه يا همان سلول هاي جوانه اي بصورت سلول هاي گسسته داخل لوبول ها قرار دارند . در مرحله پيشرفته ي بلوغ لوبول ها حاوي دو يا تعداد بيشتري از مراحل تکامل موفقيت آميز سلول هاي جوانه اي هستند . مطالعات هيستولوژيکي بيضه نشان مي دهد که يک چهارم پشتي بيضه از لحاظ ساختار و عملکرد با سه چهارم جلويي بيضه ( که محتوي تعداد زيادي لوبول حاوي سلول هاي جوانه اي در مراحل مختلف است ) فرق دارد . زماني که بخش جلويي در حال فعاليت است مجاري پشتي خالي از سلول هاي جوانه اي مي باشد . در دوره ي بلوغ اسپروماتوزوئيدها پس از تکامل و تمايز در بخش جلويي بيضه ، به بخش عقبي بيضه منتقل مي شوند و مجاري آن قسمت را پر مي کنند . در حقيقت قسمت عقبي محل ذخيره و انتقال اسپروماتوزوئيدها مي باشد .
2-6 اسپرماتوژنز و اسپرميوژنز
اسپرماتوژنز پروسه اي است که طي آن سلول هاي اسپرم ساز مادر به اسپرماتيدها تبديل مي شوند . اسپرماتيدها در بيشتر موارد به اسپرماتوزوئيدهاي متحرک متمايز مي شوند . ( در طي اسپرميوژنزيس )
مراحل مختلف اسپرماتوژنز بر اساس ساختار هسته و سيتوپلاسم و مشخصات آن ها از هم متمايز مي شوند . بر اين اساس اسپرماتوژنز در ماهي S-plagiostomus به شش مرحله ي زير تقسيم مي شود :
1- سلول هاي اسپرم ساز مادر ( اسپرماتوگونياي اوليه )
2- اسپرماتوگونياي ثانويه
3- اسپرماتوسيت اوليه
4- اسپرماتوسيت ثانويه
5- اسپرماتيد
6- اسپرماتوزئيد
1- سلول هاي اسپرم ساز مادر ( اسپرماتوگونياي اوليه ) : اسپرماتوگونياي اوليه بزرگترين نوع سلول هاي کروي در ميان سلول هاي اسپرماتوژنيک در بيضه ي S.plagiostomus هستند و اختصاصاً بيشترين غلظت را در قسمت هاي جانبي لوبول و در مجاورت ديواره ي لوبول ها دارند . در زير ميکروسکوپ نوري اين سلول ها داراي هسته ي بزرگ و هستک خارج از مرکز هستند . سيتوپلاسم اين سلول ها تمايل کمي به رنگ هاي بازي مثل هماتوکسيلين – ائوزين دارد . در فاز استراحت و پيش از بلوغ و فاز اسپرماتوژنز آهسته ، سلول هاي برجسته هستند و در طي مراحل بلوغ تعداد آن ها کاهش مي يابد . تعداد کمي اسپرماتوگونياي در حال استراحت ممکن است در طول دوره توليد مثل در نزديکي ديواره ي لوبول ديده شود .
2- اسپرماتوگونياي ثانويه : اسپرماتو گونياي اوليه از طريق تقسيم ميتوز به سلول هاي کوچک و گرد اسپرماتوگونياي ثانويه با هسته ي مرکزي تقسم مي شود . از لحاظ ساختاري اين سلول ها صرف نظر از اندازه ، شبيه اسپرماتوگونياي اوليه هستند . بصورت گروهي قرار مي گيرند و سيتوپلاسم کمي دارند . داخل هسته ي آن ها رشته هاي کروماتين و هستک بصورت واضح ديده مي شود .
3- اسپرماتوسيت اوليه : تقسيم فعال سلول هاي اسپرماتو گونياي ثانويه منجر به توليد تعداد بيشتري سلول هاي کوچک اسپرماتوسيت اوليه مي شود که در دوره هاي مختلف تقسيم هستند و حاوي هسته هاي وزيکولي بزرگ خارج از مرکز هستند . در ابتدا کروماتين هسته ي هر اسپرماتوسيت اوليه بصورت متصل به هم قرار دارد . سپس به حالتي شبيه توري دانه دار تبديل مي شود . رشته هاي کروماتين در يک سمت هسته جمع مي شوند اين مرحله Synizesis knot نام دارد و. مختص اسپرماتوسيت هاي اوليه است و به تشخيص آن ها از سلول هاي ديگر کمک مي کند . هستک در اين مرحله ديده نميشود.
4- اسپرماتوسيت ثانويه : تقسيم کاهش اسپرماتوسيت هاي اوليه منجر به توليد اسپرماتوسيت هاي ثانويه مي شود . کروماتين اين سلول ها به فرم رشته هاي ضخيم و تيره است . هستک ناپديد و مقدار سيتوپلاسم کمتر مي شود .
5- اسپرماتيد : اسپرماتيدها نتيجه ي دومين تقسيم ميوز اسپرماتوسيت هاي ثانويه هستند اين سلول ها بسيار کوچکتر از اسپرماتوسيت هاي ثانويه هستند ، ساختار فشرده و دانه دار دارند و با هماتوکسيلين – آهن عميقاً رنگ آميزي مي شوند . هسته ي آن ها گرد است ، هستک مشخص نيست و نسبت سيتوپلاسم به هسته در اين سلول ها بسيار کاهش مي يابد . کم کم هسته ي سلول به يک طرف سلول منتقل مي شود . غشاي هسته بصورت کاملاً مجاور با غشاي سيتوپلاسم ديده مي شود که در مراحل بعد بخش جلوئي اسپرماتوزوئيد را تشکيل مي دهد .
6-اسپرماتوزوئيد: اسپرماتيدها در نهايت در اثر نوآرايي هسته و سيتوپلاسم براي تشکيل فلاژل به اسپرماتوزوئيدهاي بالغ تبديل مي شوند ( اسپرميوژنز ) . اين سلول ها کوچک و گرد هستند ، ساختار پر رنگ دارند و بصورت خوشه اي قرار گرفته اند . در ماهي نر بالغ لوبول هاي بيضه پس از اسپرماتوزوئيد شده و ديواره ي لوبول نازک مي شود . اسپرماتوزوئيد بالغ ماهي S.plagiostomus سه قسمت دارد : 1- سر 2- قسمت مياني 3- دم
سر اسپرماتوزوئيد کروي است و عمدتاً از هسته تشکيل شده است . . در حالي که قسمت مياني حاوي سيتوپلاسم است . کروماتين هسته بسيار متراکم است . در طول اسپرميوژنز يک فلاژل سيتوپلاسمي دراز از قسمت مياني منشعب مي شود .
6-2- 1- ساير اجزاي سلولي
در کنار ساير اجزاي اسپرماتوژنيک که توضيح داده شد ، تعدادي سلول بنيابيني لايديگ ، سلول هاي متصل کننده ي لوبول ها و سلول هاي سرتولي نيز در بيضه ي S.plagiostomus وجود دارند . سلولهاي بينابيني بصورت جدا و در گروههاي کوچک در بينابين لوبول ها قرار گرفته اند در حالي که سلول هاي متصل کننده ي لوبول ها بسيار نزديک به ديواره ي لوبول قرار گرفته اند و از لحاظ ظاهري به شکل مکعب يا کره هستند . سلول هاي بينابيني عمدتاً گرد و بيضوي هستند و در طول فاز استراحت و باز تواني بسيار برجسته اند . در طول دوره اسپرماتوژنز اين سلول ها ، نقش کم رنگ تري پيدا مي کنند و در نهايت در مرحله ي تخم ريزي ناپديد مي شوند . در طول دوره هاي مختلف بيضه اي ماهي ، اين سلول ها از لحاظ تعداد ، موقعيت و ساختار تغييرات زيادي مي کنند . همچنين سلول هاي متصل کننده ي لوبول ها از لحاظ ويژگي هاي سلول شناسي وسيتوشيمي تغييرات عمده اي را در فصل هاي مختلف پذيرا هستند .
2-7- چرخه هاي فصلي بيضه
بر اساس مشاهدات ريخت شناسي بافتي ، چرخه ي فصلي بيضه S.plagiostomus به فاز هاي زير تقسيم مي شود :
فاز 1 : فاز استراحت و بازتواني ( Relaxation and rehabilitation )
فاز 2 : فاز اسپرماتوژنز آهسته ( Slow spermatogenesis)
فاز 3 : فاز اسپرماتوژنز سريع ( Rapid spermatogenesis )
فاز 4 : فاز تخم ريزي ( Spawning and partly spent )
فاز 5 : فاز کاهش ( Depletion )
فاز 1 ( فاز استراحت و باز تواني ) : در اين فاز بيضه ها شفاف و بي رنگ هستند و طول و وزن بيضه اکثراً ثابت است .
در طول اين فاز لوبول هاي بيضه کوچک هستند و فضاي بين لوبولي با استروماي متراکم متشکل از بافت پيوندي شل و رگ هاي خوني پر شده است . همچنين سلول هاي بينابيني در اين فاز وجود دارند و مشخص هستند . مشخصه ي فاز باز تواني تقسيم اسپرماتوگونيا هاست .
در آخر اين فاز ، لوبول ها بزرگ مي شوند و تعداد قابل توجهي اسپرماتوگونياي اوليه و ثانويه در آن ها وجود دارد . ديواره ي بيضه يا تونيکا آلبوژينا و ديواره ي لوبول ها ضخيم هستند .
فاز 2( فاز اسپرماتوژنز آهسته ) : در اين فاز بيضه ها مقداري بزرگ و مات مي شوند ، فعاليت هاي اسپرماتوژنيک پيشرفت مي کنند ، سايز لوبول ها بزرگ مي شود که مربوط به کاهش فضاي بين لوبولي است ، رگ هاي خوني برجسته اند . وجود سلول هاي اسپرماتوگونياي اوليه و ثانويه و اسپرماتوسيت ها ، فعاليت هاي اسپرماتوژنيک را در داخل لوبول ها نشان مي دهد . وجود تعدادز ياد اسپرماتوسيت ، حاکي از طي شدن مرحله ي Synizesis knot است است .
فاز 3( فاز اسپرماتوژنز سريع ) : در اين فاز وزن و حجم بيضه ها بصورت قابل توجهي افزايش مي يابد رنگ بيضه ها بدليل افزايش جريان خون صورتي مي شود . در اين فاز ممکن است اسپرم خارج شده از شکم ماهي مقداري فشرده باشد .
مشاهدات هسيتولوژيکي نشان مي دهد که در اين دوره پروسه ي اسپرماتوژنز ادامه دارد و اسپرميوژنز ( تبديل اسپرماتيد ها به اسپرماتوزوئيدها ) آغاز مي شود . ديواره ي بيضه و ديواره ي لوبول ها نازک تر مي شود و حجم داخل لوبول ها افزايش مي يابد . درحالي که فضاي بين لوبولي کاهش مي يابد . بيضه ها حاوي سلول هاي مختلف در مراحل مختلف بلوغ و تمايز هستند ولي تعداد اسپرماتوسيت ها و اسپرماتيدها بيشتر است . در ابتداي اين فاز ، تبديل اسپرماتوسيت اوليه به ثانويه و اسپرماتوسيت ثانويه به اسپرماتيد بصورت مکرر مشاهده مي شود . در مرحله بعد در اين فاز اسپرميوژنز ديده مي شود و سپس لوبول ها بطور کامل از اسپرماتوزوئيد پر مي شوند . پس ، کاهش قابل توجهي در تعداد اسپرماتوگونياها و اسپرماتوسيت ها ديده مي شود ولي تعداد اسپرماتوگونياي در حال استراحت در نزديکي جداره ي لوبول ها مشاهده مي شود . جريان خون در اين فاز در بيضه بسيار زياد است .
فاز 4 ( فاز تخم ريزي ) : ماهي در اين فاز دو يا سه بار تخم ريزي مي کند از لحاظ مورفولوژي ، بيضه ها شبيه فاز 3 هستند ولي وزن آن ها شروع به کم شدن مي کند . تراوش آزاد اسپرماتوزوئيد از بيضه ها مشاهده مي شود . ديواره ي نازک بيضه و لوبول ها وجود اسپرماتوزئيدها از ويژگي هاي مشخص اين فاز مي باشد ولي به هر حال تعداد لوبول خالي هم وجود دارد .
فاز 5 ( فاز کاهش ) : وزن و حجم بيضه بطور مشخص کاهش مي يابد . در هنگام ترشح اسپرم ، بيضه ها بصورت شل و باريک هستند . رنگ آن ها بدليل کاهش جريان خون در آن ها از صورتي به قهوه اي روشن تبديل مي شود .
تونيکا آلبوژينا ضخيم مي شود و فضاي بين لوبولي افزايش مي يابد . تعدادي سلول بنيابيني مجدداً ظاهر مي شوند . تعدادي اسپرماتوزوئيد که در طول تخم ريزي به بيرون ترشح نشده اند در بعضي از لوبول ها ديده مي شود . سلول هاي سرتولي در نزديکي ديواره ي لوبول ظاهر مي شوند . فاگوسيت ها در اين فاز فعال هستند و نقش مهمي را در حذف اسپرم هاي باقيمانده ايفا مي کنند .
2-8 معرفي گياه خولنجان (Alpinia officinarum Hance)
فرانسه : Galanga انگليسي : Lesser Galangal
آلماني : Galgatwurzel ايتاليايي : Galanga minor, Galangaعربي : خولنجان
گياهي است پايا و داراي ريزوم استوانه اي شکل که از آن ، ساقه هاي هوايي متعدد خارج مي گردد . برگ هايي متناوب ، غلاف دار ، نوک تيز ، بي کرک با يک رگبرگ اصلي مشخص و رگبرگ هاي فرعي متعدد بصورت موازي دارد . گل هاي آن متعدد ، مجتمع بصورت خوشه و داراي کاسه اي مرکب از 3 قسمت ، به رنگ سفيد مايل به سبزند . جام گل هاي آن 3 گلبرگ به بزرگي متفاوت (گلبرگ وسطي بزرگتر از دوتاي ديگر ) دارد . در داخل پوشش هاي گل اين گياه ، يک پرچم زايا ( 5 پرچم ديگر تحليل يافته ) و مادگي مرکب از برچه هاي متعدد ، محتوي تعداد زيادي تخمک وجود دارد .
ميوه اش پوشينه و محتوي دانه هاي بسيار است .
اين گياه در نواحي جنوبي چين و در فرمز مي رويد ، بعلاوه در هنر و برخي نقاط چين نيز پرورش مي يابد .
قسمت مورد استفاده اين گياه ، ريزوم آن است که پس از خارج کردن از زمين و تميز نمودن ، ريشه و ساقه هاي هوايي آن را قطع مي کنند و بقيه را خشک کرده و بصورت قطعاتي مورد استفاده قرار مي دهند . بر اثر خشک شدن ، رنگ روشن ريزوم هاي تازه ، به قهوه اي مايل به قرمز متمايل مي شود .
ريزوم اين گياه به صورت قطعات نامنظم به طول 4 تا 8 و به قطر 1 تا 52 سانتيمتر ، وارد بازار تجارت مي شود . اين قطعات رنگ قهوه اي قرمز ، آجري يا زنگاري دارند . بوي آن ها قوي ، معطر و طعم آن ها تند و سوزاننده ولي معطر است .
ترکيبات شيميايي ، ريزوم اين گياه داراي 5/0 تا 1 درصد اسانس به رنگ زرد مايل به سبز با بوي فوري ، ]مرکب از سينامات دومتيل ، سنئول به مقدار کم ، اوژنول ، پينن يک ماده رزيني ، کمفريد يا دي اوکسي متيل فلاوونول ، گالانژين ( دي اوکسي فلاوونول ) ، آميدون و غيره است.
خواص درماني – محرک و



قیمت: تومان


پاسخ دهید