مقايسه تاثير حرکت درماني در آب و مصرف مکمل هاي گلوکزامين و کوندراتين در زنان 40 تا 60 سال مبتلا به بيماري استئوآرتريت زانو (آرتروز زانو)
چکيده
امروزه شرکت در فعاليت بدني در پيشگيري از بيماري هاي مزمني همچون استئوآرتريت پيشنهاد مي شود. گلوکزامين از مکمل هاي غذايي محسوب مي شود که امروزه بطور گسترده اي توسط بيماران استئوآرتريت استفاده مي شود اما نتايج درماني قطعي اين مکمل همچنان ناشناخته است. هدف پژوهش حاضر، مقايسه بين حرکت درماني در آب و مصرف مکمل گلوکزامين و کندراتين بر بهبود درد و عملکرد زنان مبتلا به استئوآرتريت است.45 زن مبتلا به استئوآرتريت خفيف تا متوسط با ميانگين سن(58/87±4/43)، قد(164/46±2/95) و وزن(76/08±3/15) به صورت در دسترس هدفمند به عنوان آزمودني انتخاب و بطور تصادفي به سه گروه حرکت درماني در آب، دارودرماني وکنترل تقسيم شدند. براي جمع آوري داده از پرسشنامه جهاني (WOMAC)براي عملکرد و پرسشنامه ديداري (VAS) براي درد استفاده شد. نمونه هاي گروه حرکت درماني در آب، برنامه تمريني ورزش در آب را به مدت 8 هفته و 3 جلسه در هفته به مدت30 – 45 دقيقه زير نظر مربي حرکت درماني در آب انجام دادند و نمونه هاي گروه مکمل به مدت 8 هفته، روزانه 750 ميلي گرم مکمل گلوکزامين و کندراتين مصرف کردند.گروه کنترل هيچ مداخله اي نداشت. براي تجزيه و تحليل داده ها از روش آماري تحليل واريانس براي اندازه گيري هاي مکرر در بسته نرم افزاري SPSS در سطح معني داري(P<0/05) استفاده گرديد.درد زانو و عملکرد آزمودني ها در هر دو گروه حرکت درماني در آب و مصرف مکمل گلوکزامين و کندراتين پس از اجراي پروتکل به ميزان معني داري بهبود يافته بود، ولي بهبود در گروه حرکت درماني در آب بيشتر از گروه مکمل گلوکزامين و کندراتين بود.نتايج نشان داد که برنامه تمريني ورزش در آب مي تواند به عنوان يک روش تمريني ايمن و موثر در بهبود درد و عملکرد زنان مبتلا به استئوآرتريت زانو مورد توجه قرار گيرد.
کليد واژه ها: استئوآرتريت، زانو، حرکت درماني در آب، مکمل گلوکزامين و کندراتين.
فصل اول
مقدمه و کليات
مقدمه
استئوآرتريت يک اختلال بافت نرم است که تمام ساختمانهاي داخل و اطراف مفصل زانو را درگير مي کند. اين اختلال يا به صورت اوليه و يا ثانويه به آسيب قبلي و يا عوارض بيومکانيکي پديدار مي شود. استحاله غضروف و آسيب آن، قسمت اصلي اين بيماري است. تصور مي شود که ورزش در آب به اين دليل موفق بوده است که نيروهاي فشاري روي مفصل را کاسته و در نتيجه موجب کاهش درد مي شود، احساس بي وزني بوجود آمده در آب، بنظر ميرسد سفتي عضلات بدن (تون عضلاني که نقش محافظتي دارد ) را بر طرف يا به شدت کم مي کند. اين اثر از اسپاسم عضلاني و درد که ممکن است از فعاليت هاي روزانه بيمار ناشي شده باشند مي کاهد. ويژگي هاي خاصي ورزش در آب را از ورزش در خشکي متمايز مي کنند و همين ويژگي ها سبب متداول شدن آن گشته اند. گلوکزامين از مکمل هاي غذايي محسوب مي شود که امروزه بطور گسترده اي توسط بيماران استئوآرتريت استفاده مي شود اما نتايج درماني قطعي اين مکمل همچنان ناشناخته است.
بيان مسئله
آرتروز زانو1 از عوامل شايع ايجاد درد در افراد بالاتر از چهل سال است . ميزان ابتلا در خانم‌ها نسبت به آقايان بيشتر است . آرتروز يک بيماري تخريبي در مفصل است که ازآن به بيماري مفصلي پيشرونده2 ياد مي‌شود . از اين بيماري به نام‌هاي استئوآرتريت و استئوآرتروز نيز ياد مي کنند . تخريب پيشرونده مفصل در جامعه ما به نام آرتروز معروف است . با توجه به اينکه بيماري با افزايش سن پيشرفت مي‌کند به آرتريت پيري نيز معروف است . علاوه برسن ، علل ژنتيکي ، نوع شغل و حرفه ، چاقي ، عوامل هورموني و نژاد نيز مي‌تواند در بروز اين بيماري دخيل باشند (هرتلينگ و کسلر3 ، 2006).
مهمترين مشخصه آرتروز ، تخريب تدريجي غضروف مفصلي است . با شروع بيماري آرتروز زانو ، غضروف انتهاي تحتاني استخوان فمور (ران) و غضروف قسمت فوقاني استخوان درشت‌ ني به تدريج دچار تغييرات تخريبي (دژنراتيو) مي‌گردد . به همين ترتيب درگيري و آسيب غضروف کشکک به آرتروز اين ناحيه منجر مي‌شود . درمان هاي متفاوتي براي استئوآرتريت يا سائيدگي مفصل زانو وجود دارد که بعضي از آنها ممکن است در بعضي از افراد تاثير بيشتري داشته باشد و در بسياري اوقات بيمار بايد با پزشک خود در انتخاب نوع درمان مشارکت فعال داشته باشد. مهمترين اهداف درمان کاهش درد و برگشت کارايي و فعاليت به زانو است. بيماري در ابتدا خفيف است ولي ممکن است با گذشت زمان پيشرفت کرده و شديدتر شود . درمان هم در مراحل ابتدايي بيشتر شامل درمان هاي غير جراحي است و در مراحل پيشرفته تر ممکن است عمل جراحي مورد نياز باشد(پورت و متفين4 ، 2009).
داروهاي متعددي در کنترل درد اين بيماران بکار برده مي شود . گلوکوزآمين و کندراتين سولفات5 از دسته مکمل هاي خوراکي هستند و ممکن است در کاهش درد اين بيماران موثرباشند(منصوري،1390).
حرکت درماني در آب6 تلفيقي از تمرين در آب و فيزيوتراپي است . اين روش ، رويکرد درماني جامعي است که از تمرينات آبي طراحي شده براي کمک به توانبخشي وضعيتهاي گوناگون استفاده ميکند . هر برنامه تمريني با اجزاي ويژه اي سازماندهي ميشود : گرم کردن ، کشش ، قدرت و استقامت عضلاني و رهاسازي . هر جزء به درصد خاصي از زمان کلاس نياز دارد . حرکت درماني در آب رويکردي بديع براي درمان در آب است که اتکا به نفس را در ميان بيماران افزايش ميدهد ، به زمان کاري کمتري نياز دارد و حداکثر استفاده را از استخر در مقايسه با برنامه هاي سنتي آن خواهد داشت . حرکت درماني ميتواند دامنه حرکات زانو را افزايش داده و عضلات اطراف زانو را تقويت کند . اين حرکات چند هدف عمده را دنبال ميکنند ، در اولين مرحله سعي ميشود تا دامنه حرکات زانو توسط تمرينات کششي افزايش يابد . در مرحله بعد با انجام حرکات سعي در افزايش قدرت عضلات ران ميشود . با افزايش قدرت اين عضلات بخصوص عضله چهارسر ران درد زانو تا حد زيادي تخفيف ميابد (مهدوي نژاد و بهارلويي ، 1385).
امروزه تحقيقات زيادي در ارتباط با درمان بيماري آرتروز توسط مکمل ها و ورزش در جهان صورت گرفته است و به نتايج و دست آوردهاي مختلفي رسيده اند ولي آنچه اينجا ضروري و جالب به نظر ميرسد مقايسه بين دو روش حرکت درماني در آب و مصرف مکمل ها ميباشد . تا کنون پژوهش هاي اندکي راجع به مقايسه روش هاي مختلف درمان اين بيماري صورت گرفته است. لذا پژوهشگر بر آن شد تا در تحقيق حاضر به مقايسه بين تاثير مکمل ها و ورزش در آب را بر روي کاهش درد و بهبود عملکرد بيماران مبتلا به آرتروز زانو بپردازد .
متخصصان با اطلاع از نتايج روش هاي مختلف درماني ميتوانند به درمان بهتر اين بيماري مبادرت ورزند و با در دست داشتن نتايج اين تحقيق ميتوانند در روند درمان بهترين انتخاب را داشته باشند .
ضرورت تحقيق
استئوآرتريت، شايع ترين بيماري مفصلي انسان مي باشد. بر اساس يافته هاي راديولوژيکي، در کشورهاي غربي شيوع استئوآرتريت زانو در افراد زير 45 سال 2% ، در افراد بين 45-64 سال 35% و در افراد مسن تر از 65 سال 68% ذکر شده است(کريستي7، 2008).
استئوآرتريت بر همه گروه هاي سني اثر دارد ولي شيوع آن در ميان افراد مسن و در زنان بيشتر گزارش شده است، به گونه اي که حدود 30-40% افراد 65 ساله را درگير مي کند و شيوع آن در زنان 74/6% مي باشد(سانگ، 2003).
در مقايسه با بيماري هاي جدي تري مانند سرطان يا سکته مغزي، استئوآرتريت را مي توان مسؤول موارد بيشتري از ناتواني کامل در افراد مسن در نظر گرفت(کريستي، 2008).
در کشورهاي صنعتي و در حال توسعه، ميزان توجه به استئوآرتريت به عنوان يک علت مهم براي درد و ناتواني رو به افزايش مي باشد(دالن8، 1996).
در برخي جوامع از جمله ايران نيز به علت عادات خاص که سبب فشار بيشتر به مغصل زانو مي شود، استئوآرتريت زانو شايع تر است و در سنين پايين تر تظاهر مي کند(بيات، 2006).
ضرورت اين تحقيق به دليل افزايش روز افزون بيماراني که از بيماري آرتروز رنج ميبرند و گسترده بودن روش هاي درماني ميباشد و اميدواريم نتايج حاصل از اين تحقيق کمک کوچکي براي بهبود و درمان بيماران باشد .
اهداف تحقيق
هدف کلي
مقايسه تاثير حرکت درماني در آب و مصرف مکمل هاي گلوکزامين و کوندراتين در زنان 40 تا 60 سال مبتلا به بيماري استئوآرتريت زانو (آرتروز زانو) هدف کلي اين تحقيق مي باشد .
هدف هاي جزيي
1. تعيين و مقايسه ميزان درد9 آزمودني هاي گروه حرکت درماني در آب قبل و بعد از اجراي برنامه تمريني.
2. تعيين و مقايسه ميزان درد آزمودني هاي گروه مصرف کننده مکمل هاي گلوکزامين و کندراتين قبل و بعد از مصرف مکمل ها .
3. تعيين و مقايسه ميزان عملکرد10 آزمودني هاي گروه حرکت درماني در آب قبل و بعد از اجراي برنامه تمريني.
4. تعيين و مقايسه ميزان عملکرد آزمودني هاي گروه مصرف کننده مکمل هاي گلوکزامين و کندراتين قبل و بعد از مصرف مکمل ها.
5. تعيين و مقايسه ميزان درد گروه حرکت درماني در آب و مصرف مکمل هاي گلوکزامين و کندراتين قبل و بعد از دوره درمان.
6. تعيين و مقايسه ميزان عملکرد گروه حرکت درماني در آب و مصرف مکمل هاي گلوکزامين و کندراتين قبل و بعد از دوره درمان.
فرضيه ها
1. ميزان درد آزمودني هاي گروه حرکت درماني در آب قبل و بعد از اجراي برنامه تمريني تفاوت معني داري دارد .
2. ميزان درد آزمودني هاي گروه مصرف کننده مکمل گلوکزامين و کندراتين قبل و بعد از مصرف مکمل تفاوت معني داري دارد .
3. ميزان عملکرد آزمودني هاي گروه حرکت درماني در آب قبل و بعد از اجراي برنامه تمريني تفاوت معني داري دارد .
4. ميزان عملکرد آزمودني هاي گروه مصرف کننده مکمل گلوکزامين و کندراتين قبل و بعد از مصرف مکمل تفاوت معني داري دارد.
5. بين ميزان درد گروه حرکت درماني در آب وگروه مصرف مکمل گلوکزامين و کندراتين قبل و بعد از دوره درمان تفاوت معني داري وجود دارد .
6. بين ميزان عملکرد گروه حرکت درماني در آب وگروه مصرف مکمل گلوکزامين و کندراتين قبل و بعد از دوره درمان تفاوت معني داري وجود دارد .
تعريف واژه ها و اصطلاحات
تعاريف نظري
استئوآرتريت11
استئوآرتريت يک اختلال بافت نرم است که تمام ساختمانهاي داخل و اطراف مفصل زانو را درگير مي کند. اين اختلال يا به صورت اوليه و يا ثانويه به آسيب قبلي و يا عوارض بيومکانيکي پديدار مي شود. استحاله غضروف و آسيب آن، قسمت اصلي اين بيماري است. البته شدت آسيب غضروفي به طور مستقيم با شدت علائم بيمار مرتبط نيست. پارگي ليگامان متقاطع قدامي که از قبل رخ داده باشد و يا آسيب مينيسک، استعداد ابتلا به اين بيماري را افزايش مي دهد(پهلوان حسيني،1381).
حرکت درماني در آب12
آب درماني اغلب به شيوه اي از معالجه گفته مي شود که در آن اجراي حرکات و نرمش هاي خاص در آب مورد نظر باشد. اساس اين نوع معالجه سبک شدن بدن هنگام غوطه وري در آب است و به همين دليل است که بيمار قادر است با صرف نيروي کمتر عضلات و اندام هاي خود را به حرکت در آورد. همچنين چون فشار بدن روي مفاصل کاهش مي يابد در اجراي حرکات نيز درد کمتري احساس مي شود. علاوه بر اينکه آب با خاصيت نشاط انگيزي و فرح بخشي که دارد، شوق لازم براي تمرين تکرار و اجراي حرکات را ايجاد مي کند(مهرابيان،1391).
مکمل هاي گلوکزامين و کندراتين13
در حال حاضر گلوکزامين‌هاي موجود به دو دسته کلي تقسيم مي شوند. بر اساس ملح پايه، گلوکزامين‌ها به گلوکزامين سولفات و گلوکزامين هيدروکلرايد دسته بندي مي شوند که در مطالعات قبلي صورت گرفته تنها گلوکزامين سولفات تاثيرات مثبتي در توقف روند تخريب غضروف و بازسازي مجدد آن نشان داده است. گلوکزامين‌ها از يک نظر ديگر هم به دو دسته مختلف تقسيم مي شوند و آن عنصري است که براي بلوري کردن (کريستاليزاسيون) گلوکزامين به کار رفته است. براي بلوري کردن گلوکزامين از عناصر سديم و پتاسيم استفاده مي‌شود که گلوکزاميني که با عنصر پتاسيم بلوري شود مي تواند براي بيماران داراي فشار خون هم به کار رود. زيرا پتاسيم برخلاف سديم باعث افزايش فشار خون نمي شود(حشمتي،1387). گلوکزامين و کندراتين سولفات اجزاي تشکيل دهنده غضروف مفصلي مي باشند که در خصوصيات فيزيولوژيک و مکانيکي اين بافت نقش دارند( ناظم ، 1383).
درد
درد14 حسي ناخوشايند و تجربه‌اي احساسي همراه با آسيب بافتي واقعي يا آسيبي به نوعي ديگر از بافت مي‌باشد(بونيکا ، 1979).
تعاريف عملياتي
درد
در اين تحقيق از مقياس اندازه گيري خطي ديداري VAS براي اندازه گيري درد آزمودني ها استفاده شد.
عملکرد
براي اندازه گيري ميزان عملکرد آزمودني ها از پرسشنامه WOMAC استفاده شد.
آزمودني
آزمودني15 در اين تحقيق عبارت است از زنان 40 تا 60 سال که توسط پزشک متخصص معاينه شده و مبتلا به بيماري استئوآرتريت ضعيف يا متوسط هستند.
مکمل هاي گلوکزامين و کندراتين:
در اين تحقيق گروه مکمل هاي خوراکي گلوکزامين و کندراتين روزانه با مصرف 750 ميلي گرم ازاين داروها، تحت درمان قرار گرفتند.
فصل دوم
ادبيات و پيشينه تحقيق
مباحث اين فصل در دو بخش 2 – 1 مباني نظري در خصوص حرکت درماني در آب و مکمل هاي گلوکزامين و کندراتين، سابقه و مسائل مرتبط با استئوآرتريت پرداخته شده و سپس در بخش 2 – 2 به تحقيقات انجام شده در خصوص موضوع پرداخته خواهد شد. به طور کلي در اين فصل به بررسي حرکت درماني در آب و تاريخچه آن، مکمل هاي کندراتين همچنين سابقه تحقيقات، پژوهش ها و تلاشهايي ميپردازيم که بر اهميت اين دو روش درماني بر روي بيماري استئوآرتريت پرداخته اند
مباني نظري تحقيق
آناتومي زانو
زانو يک مفصل لولائي نامنظم با دو سطح مفصلي استخواني است. مفصل راني – درشت ني، جاييکه کنديل هاي راني به کنديل هاي درشت ني متصل مي شوند، شکل مي گيرد. به علت اينکه کنديل هاي گرد ران به خوبي روي کنديل هاي درشت ني قرار نمي گيرند دو غضروف نيمه هلالي يا مينيسک براي انطباق بهتر اين قسمت از طرف داخل و خارج وجود دارد( عکس2-1). مينيسک داخلي ثابت است اما مينيسک خارجي توانايي لغزيدن دارد. اين آزادي، چرخش خارجي درشت ني را هنگام درجات پاياني باز شدن زانو مقدور مي سازد(مهدوي نژاد،1389).
عکس 1-2- مفصل زانو
مفصل زانو براي قدرت و ثبات خود به ليگامنت ها و عضلات اطراف متکي است. ثبات قدامي و خلفي آن به وسيله دو ليگامنت داخل زانو، ليگامنت هاي متقاطع قدامي و خلفي فراهم مي شود. ثبات داخلي و خارجي بوسيله ليگامنت هاي جانبي فراهم مي شود(عکس2-2).
عکس 2-2- ليگامنت هاي زانو
مفصل کشککي – راني سطح مفصلي بين کشکک و ناودان اينترکنديلار(قرقره اي) روي سطح قدامي بخش انتهايي استخوان ران است. کشکک درون تاندون چهار سر قرار دارد که کپسول مفصل را از جلو حمايت مي کند و به افزايش عملکرد زانو کمک مي کند(مهدوي نژاد،1389).
استئوآرتريت
استئوآرتريت يک اختلال بافت نرم است که تمام ساختمانهاي داخل و اطراف مفصل زانو را درگير مي کند. اين اختلال يا به صورت اوليه و يا ثانويه به آسيب قبلي و يا عوارض بيومکانيکي پديدار مي شود. استحاله غضروف و آسيب آن، قسمت اصلي اين بيماري است. البته شدت آسيب غضروفي به طور مستقيم با شدت علائم بيمار مرتبط نيست. پارگي ليگامان متقاطع قدامي که از قبل رخ داده باشد و يا آسيب مينيسک، استعداد ابتلا به اين بيماري را افزايش مي دهد. بيماران مبتلا به استئوآرتريت زانو در دو گروه قرار ميگيرند :
1. جوان ها، اغلب مرد و درگيري يک زانو که به دليل صدمات قبلي يا اعمال جراحي مثل برداشتن مينيسک است.
2. افراد ميانسال و مسن، اغلب چاق و اکثرا زنها که درگيري قرينه مفاصل ديگر مثل دست دارند.
انواع استئوآرتريت
اکثر بيماران، سن بالاي 65 سال دارند و در زنها شايعتر است. برحسب فقدان يا وجود عوامل مستعد کننده به انواع اوليه و ثانويه تقسيم مي شود. نوع اوليه (ايديوپاتيک) درگيري مفاصل متعدد داشته و معمولا سير آهسته تري دارد و پيش آگهي آن بهتر است. نوع ثانويه درگيري تک مفصلي دارد و علل مستعد کننده اي نظير : متابوليک (آکرومگالي ، ديابت ، هيپرکلسترولمي)، آناتوميک (تغيير شکل مفاصل) ، تروماتيک (شکستگي ، دررفتگي ، ضايعه رباط و مينيسک) و التهابي (آرتريت روماتوئيد ، آرتريت چرکي) دارد (ترکان ، 1383).
علل ايجاد استئوآرتريت
عواملي نظير سن و جنس، سابقه فاميلي، چاقي، استئوپروز، ضربه، فعاليت ها و مشاغل مختلف شانس ابتلا به استئوآرتريت را زياد مي کند. علاوه بر چاقي که عامل مستعد کننده در هر سه قسمت زانو است )کوپر16 ، 1994) ،عوامل خطر آفرين ديگري هم وجود دارند.تغييرات جزيي در شکل مفصل مثل برداشتن مينيسک، ضايعه رباطها، تغيير شکل زاويه اي ( واروس يا والگوس ) با تغيير مسير انتقال وزن يا سطح تماس سبب بروز استئوآرتريت زانو مي شود. در مطالعات اخير اهميت عامل هايي مثل ژنتيک و شغل بررسي شده است. همچنين دو زانو نشستن به صورتي که وزن بدن روي زانوها باشد از عوامل ايجاد درگيري مفصل تيبيوفمورال است در صورتي که درگيري مفصل پاتلوفمورال را بيشتر به ژنتيک ربط مي دهند (دايپ17 ، 1998). راه رفتن با کفش پاشنه بلند براي خانمها باعث افزايش فشار مفصل پاتلوفمورال و قسمت داخلي زانو مي شود( تاد18 ، 1998).
عضلات درگير
يک عضله براي اينکه مستقيما روي يک مفصل عمل کند بايد از روي آن عبور کند. مسير عبور عضله از روي مفصل بر عمل آن اثر مي گذارد. عضلات بحث شده در اين بخش عهده دار حرکت زانو هستند. مفصل زانو حرکات زير را مقدور مي سازد.
1. تا شدن و باز شدن
2. چرخش داخلي(مياني) درشت ني روي ران.
جدول 2-1 عضلات درگير در حرکات زانو
حرکت آناتوميکيحرکت دهنده اصليحرکت دهنده کمکيدامنه حرکتي طبيعيتا شدننيم وتريخياطه?0 تا ?140نيم غشاييراست داخليدو سر رانيدوقلوکف پاييباز شدنراست راني?0 تا ?10پهن خارجيپهن ميانيپهن داخليچرخش داخلينيم وتريخياطه?20 تا ?30نيم غشاييراست داخليرکبيچرخش خارجيدو سر راني?30 تا ?40علائم باليني
شروع علائم باليني معمولا به آرامي و بي سر وصداست. تا مدت ها با وجود علائم راديوگرافي، بيمار بدون علائم باليني است.تعداد کمي از بيماران شروع ناگهاني علائم را دارند.
1. درد : اولين و مهمترين علامت درد متناوب مفصل که معمولا با فعاليت بروز مي کند است. بين شدت درد و علائم راديولوژي ارتباطي وجود ندارد. در انتهاي روز و انتهاي هفته درد بدتر و شديدتر مي شود. شدت درد در زنها بيشتر است. در افراد خيلي مسن و جوان شدت درد کمتر مي باشد. با وجود علائم روحي رواني مثل افسردگي و اضطراب درد بيشتر مي شود. تقريبا تمامي بيماران بعد از فعاليت درد دارند. علت درد هنگام فعاليت، فشار مکانيکي استئوفيت بر کپسول و رباط ها است و علت درد بعد از استراحت و درد شبانه، افزايش فشار داخل استخوان زير غضروف به علت انسداد جريان خون وريدي است. ساير علل درد در استئوآرتريت، سينويت التهابي، بورسيت يا تنوسينويت ثانويه مجاور مفصل، دردهاي عضلاني ناشي از ضعف عضلات مجاور ، درد انتشاري از مفصل ران به زانو و فيبرومالژيا19 است(دايپ ، 1998).
2. تخريب مفصل : در استئوآرتريت پيشرفته، تخريب غضروف، استخوان و نسج نرم مجاور ديده مي شود و سبب تغيير شکل، مثل ژنوواروم20 (زانوي پرانتزي) که به دليل تخريب قسمت داخلي زانو، شلي يا ناپايداري رباطي است مي شود(پهلوان حسيني ، 1381).
3. تورم و التهاب نسج نرم : علاوه بر رشد غضروف و استخوان در کناره هاي مفصل، تورم نسج نرم به علت سينويت و تجمع مايع مفصل هم عامل برجسته شدن مفصل مي باشد. گرمي مفصل علامت التهاب آن است و حملات تشديد علائم و درد به مدت چند روز يا چند هفته نيز به علت التهاب مفصل است.گاهي تجمع بيش از حد مايع مفصلي بدون گرمي ديده مي شود(دايپ ، 1998).
4. از دست رفتن کارايي و ناتوان شدن بيمار : علت اصلي آن درد است اما کم شدن قدرت عضلات و کاهش حرکات مفصل هم از عوامل ديگر است (هارت21 ، 1995).
5. خشکي مفصل : در اکثر بيماران وجود دارد و به صورت اشکال در حرکت دادن مفصل بعد از مدتي استراحت بروز مي کند و باوجودي که شديد است براي چند دقيقه بيشتر طول نمي کشد. در برخي موارد مدت بيشتري حداکثر تا نيم ساعت طول مي کشد. علت تجمع هيالورونات22 درون و اطراف کپسول و سينويوم است(پهلوان حسيني ، 1381).
6. کريپتاسيون23 : صداي خشن قابل سمع يا لمس در حرکات فعال مفصل، خصوصا در پاتلا که با همراه درد است از بهترين علائم باليني تشخيص استئوآرتريت است که حتي قبل از بروز علائم راديولوژي وجود دارد (باک والتر24، 2005). علت آن سايش سطوح نامنظم مفصلي و استئوفيت هاي کنار مفصل است. تشکيل حباب هاي گاز درون مايع مفصلي را نيز بايستي در نظر داشت(دايپ ، 1998).
7. احساس ناپايداري : بصورت خالي شدن مفصل يا ترس از آن است. لزوما همراه با تخريب شديد مفصل يا رباط ها نيست و به علت ضعف عضلات مجاور مفصل است(پهلوان حسيني ، 1381).
8. قفل شدن زانو : به علت گير کردن سينويوم هيپرتروفي، جابجايي مينيسک پاره شده يا قطعه کنده شده استخواني غضروفي است(باک والتر ، 2005).
9. کاهش حرکات مفصل : اغلب همراه با شديد شدن درد در انتهاي حرکات مفصل است. به نظر مي رسد به دليل تماس استئوفيت ها با مپسول ضخيم شده و تغيير شکل مفصل است که مانع حرکت آزاد مفصل مي شود(پهلوان حسيني ، 1381).
10. لاغري عضله چهارسر راني : به علت درد و کاهش حرکات مفصلي طول عضله کشيده، تدريجا عضله چهارسر ضعيف و لاغر مي شود که از علائم ديررس است(باک والتر ، 2005).
عوارض
افزايش ناگهاني و خودبخودي درد شديد، احتمال بروز نکروز استخوان کنديل داخلي فمور را مطرح مي کند. ساير عوارض شکستگي ناشي از فشار مکرر (استرس) در پروکسيمال تيبيا، ناپايداري شديد مفصل و زاويه دار شدن مفصل است(دايپ ، 1998). پيدايش همارتروز، حملات نقرس کاذب، عفونت ثانوي مفصل و صدمه به عصب پوپليتال خارجي ممکن است ديده شود(پهلوان حسيني ، 1381).
روشهاي تشخيص استئوآرتريت
1. راديوگرافي25 : راديوگرافي ساده بهترين وسيله تشخيصي استئوآرتريت است. در تعيين شدت بيماري و پيشرفت آن، واکنش به درمان و تعيين عوارض کمک کننده است. علائم راديوگرافي به ترتيب زمان پيدايش، کاهش فضاي مفصلي، تشکيل استئوفيت، اسکلروز استخوان زير غضروف و کيست هاي استخوان زير غضروف است(دالينکا26 ، 1991). کاهش فضاي مفصلي به دليل کاهش ضخامت غضروف است. ابتدا قسمت داخلي زانو درگير شده و قسمت خارجي زانو در اواخر بيماري درگير مي شود. مگر اينکه بيمار ژنووالگوم27 (زانوي ضربدري) داشته باشد. استئوفيت ابتدا در سطح خلفي پاتلا و بعد در لبه داخلي و خلفي تيبيا و فمور و برجسنگي خارهاي بين کنديلي تيبيا ظاهر مي شود. اسکلروز استخوان زير غضروف، نشانه فشار غير طبيعي بران ناحيه و علامت شايعي در استئوآرتريت است و کيستهاي استخوان زير غضروف علامت مرحله پيشرفته بيماري است. در مراحل پيشرفته تر، استخوان زير غضروف صدمه ديده و کلاپس پيدا مي کند. ضخيم شدن کپسول در راديوگرافي ديده نمي شود اما تجمع مايع مفصل با جابجا کردن سايه چربي اطراف مفصل قابل مشاهده است. گاهي رسوب املاح کلسيم يا استخوان سازي در نسج نرم مجاور مفصل ديده مي شود(دالينکا ، 1991)و(دايپ ، 1998).
2. آرتروگرافي28 : آرتروگرافي با ماده حاجب و هوا براي تعيين تغييرات موضعي مثل کندگي استخواني غضروفي، ضايعه مينيسک، پارگي کپسول و اجسام آزاد مفصلي و نيز تعيين ضخامت غضروف کاربرد دارد(پهلوان حسيني ، 1381).
3. اولتراسوند29 : اولتراسوند و دالپر تنها نسوج نرم را مي تواند بررسي کند و از استخوان عبور نمي کند. در تشخيص تجمع مايع مفصلي و ضخامت سينويوم کاربرد دارد. ضايعات تاندون و نسوج نرم اطراف مفصل را نشان مي دهد. کيست بيکر و پارگي کپسول را مشخص مي کند(پهلوان حسيني ، 1381).
4. ام آر آي 30 : تمامي قسمتهاي زانو را بررسي مي کند، وجود مايع مفصلي ، سينويوم ضخيم شده، وضع مينيسک و رباطهاي زانو، استئوفيت هاي کناري و مرکزي، ادم استخوان زير غضروف و نقص هاي غضروفي را نشان مي دهد. همچنين روش هايي براي تعيين حجم غضروف و نقشه برداري از حجم و سطح غضروف دارد. با ام آر آي بعنوان روش انتخابي، مي توان پاتولوژي هاي همراه استئوآرتريت مثل نکروز استخوان، عفونت استخوان و مفصل، پارگي مينيسک را تشخيص داد(دايپ ، 1998).
5. آرتروسکوپي31: آرتروسکوپي يک وسيله جراحي است که پزشک متخصص ارتوپدي از آن براي ديدن داخل مفصل به جهت تشخيص يا درمان بيماري استفاده ميکند. کلمه آرتروسکوپي به معناي ديدن داخل مفصل است. Arthro به معناي مفصل و Scopy به معناي ديدن است. در واقع يک آرتروسکوپ يک مفصل بين است. پزشک معالج با ديدن داخل مفصل مي تواند بسياري از بيماري هاي آنرا تشخيص داده و ميتواند اقدام به درمان جراحي بعضي از آنها از طريق آرتروسکوپ کند(منصوري ، 1391).
عکس1-1- نحوه انجام آرتروسکوپي
درمان
هدف اصلي درمان، تسکين علائم، حفظ و بهبود کارايي مفصل، کاهش ناتواني بيمار، کم کردن خطر پيشرفت بيماري و تسريع در ترميم مفصل است. درمان هاي متعددي از آموزش هاي ساده به بيمار تا روش هاي پيچيده درمان طبي و جراحي وجود دارد.
1. آموزش و توصيه هاي لازم به بيمار : با توضيح ساده اي از مکانيسم بيماري شروع مي شود. فعاليت ها و ورزش هاي مجاز آموزش داده مي شود. چون چاقي عامل خطر ساز پيداش و پيشرفت بيماري است به افراد چاق بايستي توصيه کرد لاغر شوند. کم کردن وزن حتي به مقدار جزيي در تسکين درد موثر است(فلسون32 ، 2005).
2. فيزيوتراپي و آب درماني : در درمان استئوآرتريت متوسط تا شديد نقش مهمي ايفا مي کند. ورزش هاي ايزومتريک تقويت کننده عضله چهارسر راني و همسترينگ را به بيمار آموزش داده و توصيه به تکرار مداوم آن مي شود (اورايلي33 ، 1999). در صورت محدوديت حرکت مفصل، خصوصا در جهت بازشدن کامل زانو، اقدامات لازم در جهت بدست آوردن حرکت کامل مفصل صورت مي گيرد. گرماي مرطوب و اولتراسوند در تسکين درد موثر است. آب درماني کمک به تسکين درد و شل شدن گرفتگي عضلات مي کند. دياترمي با موج کوتاه به علت اثرات تخريب کننده توصِه نمي شود(باک والتر ، 1994).
3. وسايل کمکي : استفاده از کفش، تو کفشي و وسايل کمکي مناسب به بهبود علائم کمک مي کند(ليو34 ، 1998). در مواردي که استئوآرتريت قسمت داخلي زانو با تغيير شکل پرانتزي زانو (ژنووارم) همراه است استفاده از کفشي پاشنه و پنجه آن در سمت خارجي، بلندتر از سمت داخل باشد موثر است. در گرفتاري پاتلوفمورال نگه داشتن پاتلا در سمت داخل با چسب يا زانو بند کمک کننده است(دايپ ، 1998).
4. درمان طبي : مصرف دارو در درمان استئوآرتريت مورد اختلاف نظر است. مصرف برخي از داروهاي مسکن ممکن است اثرات منفي داشته باشد و برخي اثرات سوءدارويي خصوصا در افراد مسن ديده شده است. از اين رو بايستي در مصرف دارو، خيلي ملاحظه کار بود(پهلوان حسيني ، 1381).
5. جراحي : درد شديدي که به ساير درمان ها جواب نداده باشد مورد جراحي قرار مي گيرد. در موارد درد مداوم و شديد شبانه، يا حين استراحت هم نياز به جراحي است. در موارد وجود قطعات آزاد داخل مفصلي صدمه مينيسک براي بدست آوردن پايداري مفصل و اصلاح تغيير شکل زانو نيز جراحي نيز کاربرد دارد.انواع مختلف جراحي وجود دارد که انتخاب روش بستگي به سن، فعاليت بدني بيمار، شدت درگيري و تعداد قسمت هاي درگير زانو دارد.
فيزيوتراپي
فيزيوتراپي از دو کلمه (Physio) به معني بدن يا جسم و (Therapy) به معناي درمان تشکيل شده است. به عبارت ديگر فيزيوتراپي به معني درمان از طريق استفاده از پديده هاي فيزيکي موجود در جهان پيرامون، از جمله گرما، سرما، الکتريسيته، نور، آب، حرکت درماني، فشارهاي دستي، امواج الکترومغناطيس، جريان هاي محرک، ساختارهاي عضلاني و غيره است که از تبديل يا به کارگيري اين دسته از عوامل طبيعي و مصنوعي جهت درمان بيمار استفاده مي گردد. فيزيوتراپي يک شکل جامع پزشکي- درماني استوار بر مبناي علمي است که در بسياري از رشته هاي تخصصي پزشکي به کار ميرود(ترکان،1383).
ماهيت فرايند هاي فيزيوتراپي
فيزيوتراپي، خدمتي است که تنها توسط و يا با هدايت و نظارت يک فيزيوتراپيست صورت مي‌گيرد وشامل : بررسي، تشخيص، برنامه ريزي درماني، مداخله و ارزيابي مي‌باشد.
1. بررسي35 : شامل معاينه36 انفرادي و گروهي نقص‌هاي بالقوه يا بالفعل، محدوديت هاي عملکردي، ناتوانايي ها، يا ساير مشکلاتي که توسط گرفتن تاريخچه، غربالگري و همچنين با استفاده از آزمايشات خاص و اندازه گيري و ارزيابي نتايج معاينات از طريق آناليز آنها در چهارچوب يک فرايند منطقي باليني مي‌توان به آن پي برد.
2. تشخيص37 : از معاينات و ارزيابي آنها بدست مي‌آيد و بيانگر نتيجه حاصل از فرايند منطقي باليني مي‌باشد. تشخيص ممکن است به صورت نقص حرکتي بيان شود يا شامل دسته‌هاي مختلفي از آسيب ها، محدوديت هاي حرکتي، توانايي ها/ ناتواني ها يا سندرم ها باشد.
3. برنامه ريزي38 : با تعيين نياز به مداخله آغاز مي‌شود و معمولا به ايجاد برنامه‌اي براي مداخله ختم مي‌شود که شامل اهداف نهايي قابل اندازه گيري که با بيمار، خانواده يا فردي که از وي مراقبت مي‌کند، قابل بحث مي‌باشد.
4. مداخلات39 : انجام مي‌شوند و براي رسيدن به اهداف توافق شده تغيير مي يابند و ميتواند شامل درمان با دست، بهبود حرکتي، استفاده از وسايل فيزيکي، مکانيکي و الکتريکي- درماني، آموزش عملکرد، فراهم کردن وسايل کمکي و نحوه استفاده از آنها، راهنمايي و ارائه مشورت به بيمار، مستند سازي، هماهنگي و ارتباطات باشد. مداخلات همچنين ممکن است با هدف پيشگيري از آسيب ها، محدوديت هاي حرکتي، ناتواني ها يا صدمات صورت گيرند که در اين صورت شامل بهبود و حفظ سلامتي، کيفيت زندگي و توانايي در تمام سنين و جمعيت ها مي‌باشد.
5. ارزيابي40 : مستلزم انجام مجدد معاينات با هدف ارزيابي نتايج حاصل مي‌باشد(سايت بيتوته،1391).
حرکت درماني در آب
در يک تعريف ساده، هر گونه معالجه و مداوا به کمک آب را هيدروتراپي يا آب درماني مي گويند.
حرکت درماني در آب اغلب به شيوه اي از معالجه گفته مي شود که در آن اجراي حرکات و نرمش هاي خاص در آب مورد نظر باشد. اساس اين نوع معالجه سبک شدن بدن هنگام غوطه وري در آب است و به همين دليل است که بيمار قادر است با صرف نيروي کمتر عضلات و اندام هاي خود را به حرکت در آورد. همچنين چون فشار بدن روي مفاصل کاهش مي يابد در اجراي حرکات نيز درد کمتري احساس مي شود. علاوه بر اينکه آب با خاصيت نشاط انگيزي و فرح بخشي که دارد، شوق لازم براي تمرين تکرار و اجراي حرکات را ايجاد مي کند. آب درماني يک فيزيوتراپي موثر است و مراحل درماني آن در استخر آب گرم صورت مي گيرد (صافي،1391).
انواع حرکت درماني در آّب
حرکت درماني در آب 2 نوع است :
1. حرکت درماني در آب عمومي که در اين نوع آب درماني به طور معمول تمام بدن (به جز سر و گردن) بيمار در آب قرار مي گيرد.
2. حرکت درماني در آب عضوي که در اين روش فقط همان عضوي که دچار ضايعه شده است در آب قرار مي گيرد(صافي،1391).
موارد کاربرد آب درماني
1. کاهش درد و گرفتگي عضلاني
2. ريلکسيشن41
3. حفظ و افزايش دامنه حرکتي اندام ها
4. بازآموزي فعاليت عضلات فلج
5. تقويت عضلات
6. پيشرفت دادن حرکات جهت راه رفتن
7. افزايش گردش خون و بهبود تغذيه بافت ها
8. جلوگيري از تحليل رفتن عضلات
9. رفع محدوديت حرکتي و يا پيشگيري از آن
10. ايجاد روحيه نشاط و شادابي
11. پيشگيري از رسوب سنگ در کليه و مجاري ادرار
12. کارکرد بهتر کليه
13. افزايش حجم تنفسي و کارکرد بهتر ريه ها
14. کاهش اسپاسم
15. کاهش درد
16. افزايش حرکت روده ها و جلوگيري از يبوست
17. تقويت عضلات
18. ارتقاء بهداشت پوست و مو و جلوگيري از ايجاد زخم فشاري(صافي،1391).
مکمل هاي درماني
در حال حاضر گلوکزامين‌هاي موجود به دو دسته کلي تقسيم مي شوند. بر اساس ملح پايه، گلوکزامين‌ها به گلوکزامين سولفات و گلوکزامين هيدروکلرايد دسته بندي مي شوند که در مطالعات قبلي صورت گرفته تنها گلوکزامين سولفات تاثيرات مثبتي در توقف روند تخريب غضروف و بازسازي مجدد آن نشان داده است. گلوکزامين‌ها از يک نظر ديگر هم به دو دسته مختلف تقسيم مي شوند و آن عنصري است که براي بلوري کردن (کريستاليزاسيون) گلوکزامين به کار رفته است. براي بلوري کردن گلوکزامين از عناصر سديم و پتاسيم استفاده مي‌شود که گلوکزاميني که با عنصر پتاسيم بلوري شود مي تواند براي بيماران داراي فشار خون هم به کار رود زيرا پتاسيم برخلاف سديم باعث افزايش فشار خون نمي شود(حشمتي،1387). گلوکزامين و کندراتين سولفات اجزاي تشکيل دهنده غضروف مفصلي مي باشند . در خصوصيات فيزيولوژيک و مکانيکي اين بافت نقش دارند( جان42 ، 2001).
مکانيسم اثر
اين ماده براي ساخته شدن اجزاي تاندون ها، غضروف و مايع سينوويال (مايع احاطه کننده فضاي بين مفصلي) ضروري مي باشد. اين ترکيب با مهار آنزيم کلاژناز (تجزيه کننده کلاژن) و آنزيم هاي پروتئوليتيک (تجزيه کننده پروتئين ها) سبب محافظت از بافت غضروفي شده و تا حدود کمي اثرات ضد التهابي دارد، ولي اصلا مسکن نيست. معمولاً براي تأثيرگذاري بيشتر گلوکزآمين، نوعي ماده ترکيبي ديگر بنام کندراتين سولفات به اين ماده اضافه مي شود(حشمتي،1387).
عوارض جانبي
عوارض جانبي گلوکزامين در موارد نادر ناراحتي‌هاي خفيف گوارشي و اسهال بوده است که با قطع مصرف گلوکزامين برطرف شده است. مصرف اين دارو ممکن است موجب ايجاد بيماري فشار خون در بيماران گردد(حشمتي،1387)
تحقيقات انجام شده در خصوص موضوع تحقيق
تحقيقات خارج از کشور
* براون43 و همکاران (2010)، در تحقيقي “اثر يک برنامه پياده روي و مکمل گلوکزامين سولفات بر روي بيماران مبتلا به استئوآرتريت مفصل زانو و ران” اين را نشان دادند که استفاده از گلوکزامين و کندراتين بر روي اجزاي مايع سينوويال تاثير مي گذارد و باعث بهبود بيشتر علائم نسبت به پياده روي در بيماران مبتلا به استئوآرتريت مي شود.
* لوند44 و همکاران (2008) در بررسي تاثير ورزش در آب و خشکي در بيماران مبتلا به استئوآرتريت زانو نشان دادند که ورزش در آب بهبود معني داري را در شدت درد، علايم بيماري، عملکرد حرکتي و کيفيت زندگي افراد مبتلا به استئوآرتريت زانو موجب نمي شود.
* هينمن45 و همکاران (2007)، در مطالعه اي به بررسي تاثير آب درماني بر روي بيماران مبتلا به استئوآرتريت زانو و ران پرداختند. آن ها پس از 8 هفته آب درماني، درد، عملکرد حرکتي، سطح فعاليت هاي بدني، کيفيت زندگي و قدرت عضلاني را مورد ارزيابي قرار دادند و در پايان نتيجه گرفتند که آب درماني باعث کاهش درد و خشکي صبحگاهي و افزايش عملکرد حرکتي و ديگر فاکتورها مي شود، به گونه اي که 75-72 درصد از شرکت کنندگان، بهبودي درد و عملکرد را گزارش کردند. اين تغييرات بهبودي تا 8 هفته بعد از اتمام دوره تمريني باقي مانده بودند.
* گيل ديل 46و همکاران (2005)، به ارزيابي مقايسه اي ترکيب از تمرين درماني و درمان دستي (گروه1) با برنامه تمرينات خانگي (گروه2) در بيماران مبتلا به استئوآرتريت زانو پرداختند. بعد از يک ماه نتايج قابل توجهي به صورت کلينيکي و آماري در کاهش درد، کاهش خشکي مفاصل و افزايش سطح توانايي در بيماران گروه يک ديده شد، که به طور تقريبي دو برابر بهبودي در بيماران گروه ديگر بود.
* فولي47 و همکاران (2003)، در مطالعه اي گزارش نمودند که قدرت و سرعت راه رفتن در گروه آب درماني نسبت به تمرين درماني در خشکي بهبود قابل توجهي را نشان ميدهد. آنها نتايج آزمودني هاي گروه آب درماني را به دليل تمرين کردن در آب نسبت به خشکي و اينکه باعث بهبود آگاهي پاسچرال، تعادل، روحيه و اعتماد به نفس ميشود بهتر ميدانستند.
* مولر48 و همکاران (1994)، در مطالعه اي مشخص کردند که ميزان موفقيت با گلوکزامين سولفات (روزانه 1500 ميلي گرم) در مقايسه با ايبوبروفن (روزانه 1200 ميلي گرم) مشابه بود. در اين مطالعه 200 بيمار با استئوآرتريت زانو به دو گروه تصادفي سازي شدند که در انتهاي چهار هفته درمان مشخص شد که ميزان موفقيت در گروه هاي گلوکزامين سولفات و ايبوبروفن به ترتيب 48% و 52% بوده است. اين در حالي است که بيماران گروه گلوکزامين سولفات عوارض گوارشي کمتري (6%) در مقابل گروه ايبوبروفن (35%) گزارش کردند. نوع گلوکزامين مورد استفاده نيز در ميزان پاسخ دهي تاثير عمده اي دارد.
* فيشر49 و همکاران (1994)، روي 252 بيمار كه استئوآرتريت علامت‌دار داشتند يك پژوهش انجام دادند كه از نوع مولتي سنتر (درچند مركز انجام شد)، گذشته نگر، تصادفي، كنترل با پلاسبو و دوسوكور بود. در اين مطالعه بعد از مصرف گلوكز آمين (با دوز mg 250) علائم كلينيكي استئوآرتريت زانو بهبودي يافت و عارضة جانبي بعد از مصرف گلوكز آمين گزارش نشد.
* پوژالت50 و همکاران(1980)، در يك مطالعه مقطعي20 نفر كه مبتلا به استئوآرتريت زانو بودند را انتخاب كردند وبه طور تصادفي به آنها پلاسبو يا mg250 گلوكز آمين سولفات روزانه به مدت سه ماه دادند. در گروهي كه درمان دريافت كرده بودند بهبود قابل توجه در درد، تندرنس مفصل وتورم مشاهده شد؛ در حالي كه در گروه كنترل چنين چيزي ديده نشد.
تحقيقات داخل کشور
* مهرابيان و همکاران (1391)، طي تحقيقي در رابطه با “تاثير يک دوره منتخب ورزش در آب بر درد، ميزان علائم، عملکرد حرکتي و کيفيت زندگي زنان سالمند مبتلا به استئوآرتريت زانو” به اين نتيجه رسيدند که انجام تمرينات ورزش در آب توسط بيماران مبتلا به استئوآرتريت به طور کامل امکان پذير و راحت مي باشد. همچنين کم شدن فشار وارده بر مفاصل مبتلا، انجام ورزش با صدمه کمتر توسط بيماران از مزاياي تمرينات ورزش در آب است. بنابراين احتمال مي رود تمرينات ورزش در آب، مي تواند به عنوان يک روش تمريني ايمن و موثر در بهبود شدت درد، عملکرد و کيفيت زندگي زنان سالمند داراي استئوآرتريت زانو مورد توجه قرار گيرد.
* يلفاني و همکاران (1391)، در مطالعه “مقايسه ميزان تاثير يک دوره آب درماني و فيزيوتراپي بر عملکرد، راه رفتن و کنترل ديناميک افراد مبتلا به استئوآرتريت مفصل زانو” دريافتند که تفاوت معني داري بين اثر بخشي اين دو روش درماني بر ميزان راه رفتن، تعادل و عملکرد فيزيکي بيماران مبتلا به استئوآرتريت وجود ندارد. آب درماني نيز مشابه با فيزيوتراپي اثر بخشي معني داري بر روي بيماران داشت، مي توان اين



قیمت: تومان


پاسخ دهید