چکيده
بيماري کم خوني عفوني بيماري است ويروسي با عامل CIAV که علاوه بر ايجاد مرگ و مير موجب آنمي ناشي از تحليل بافت هاي خونساز و مغز استخوان و تضعيف سيستم ايمني، و اين بيماري خسارات اقتصادي فراواني را ناشي از مرگ و مير، رشد کم و نامنظم، افزايش مصرف آنتي بيوتيک و عدم کنترل ديگر بيماري هاي عفوني در پي خواهد داشت.با توجه به اينکه انتشار اين ويروس و اين بيماري جهاني است و در ايران نيز وجود دارد و تحقيق مناسبي در اين زمينه در سطح شهرستان گرمسار صورت نگرفته بود بنابراين با توجه به مطالب ذکر شده در بالا در اين تحقيق به رديابي موارد عفونت با ويروس CIAV در سطح گله هاي گوشتي گرمسار پرداخته شد. از 20 گله ي طيور واقع در شهرستان گرمسار در بين سن 4-2 هفتگي به صورت رندم از کبد و طحال نمونخ اخذ شد نمونه ها بلافاصله به آزمايشگاه انتقال يافتند تا به لحاظ حضور ويروس کم خوني عفوني مورد بررسي قرار گيرد سپس نمونه ها با کيت تجاري استخراج DNA شد و توسط پرايمر هاي اختصاصي ژن CIAV جهت جستجو CIA مورد استفاده قرار گرفت. از 20 گله 10 گله مثبت(50%) و از 40 نمونه 14 نمونه مثبت (35%) ارزيابي شدند و همينطور مي توان نتيجه گرفت که از 14 نمونه ي مثبت 4 گله هم بورسشان و هم طحالشان مثبت بوده (40%)و 6 گله تنها يکي از ارگان هايشان مثبت بودکه از اين 6 گله 4 گله طحال مثبت بود(40%) و 2 گله بورسشان مثبت بود(20%). از آن جا که بيماري کم خوني عفوني جوجه ها بيماري بسيار مهمي است و با توجه به نتايج بدست آمده در مطالعه ي حاضر 50% گله ها به لحاظ مولکولي حاوي اين ويروس بودند بنابراين نتايج بايستي در زمينه پايش و حضور بيماري،کنترل آن و پيشگيري و واکسيناسيون به طور جدي اقدام گردد تا از وارد آمدن خسارات بيشتر به صنعت طيور استان جلوگيري به عمل آيد.
کلمات کليدي: CIA،طيور گوشتي،گرمسار،PCR، بورس،طحال

فصل اول:
کليات پژوهش

1-1طبقه بندي و مورفولوژي
اولين بار که CIA درژاپن جدا شد محققين نشان دادند که عامل از فيلترهاي با منافذ به قطر 25 نانومتر عبور ميکند و حتي با بکار بردن صافي هاي پي درپي و کاهش قطر منافذ قسمت قابل توجهي از عفونت باقي مي ماند. ذرات ويروسي در محلول سديم کلرايد در دانسيته cm3/g36/1- 35/1 باند تشکيل ميدهند که اين عدد خيلي پائين تر از دانسيته پارو ويروس ها مي باشد با استفاده از ميکروسکوپ الکتروني کنتراست منفي باند تشکيل شده را مورد آزمايش قرار دادند و ذرات شبه ويروسي کروي يا هشت وجهي که قطري بين 22-18 نانومتر داشتند مشاهده کردند. در گزارش ديگري اندازه CIA با رنگ آميزي منفي مايع روي محيط هاي کشت قطر 24-19 نانومتر بيان شده است . گزارش اندازه هاي مختلف ويريون هاي CIA احتمالا مربوط به رنگ اميزي هاي منفي بکار برده شده مي باشد با استات اورانيل که بهترين حلال ساختمانهاي سطحي است قطر هاي 25 و 26 نانومتر ( 1) گزارش شده در صورتيکه با فسفوتنگستات اندازه 1/19 نانومتر و 7/21 نانومتر بدست آمده است ژنوم CIA حاوي DNA حلقوي تک رشته اي با سنس منفي است. که اندازه اش با ميکروسکوپ الکتروني حدود kb43% +- 170/2 و kb174/2 و بوسيله ژل آگارز قليايي 3/2 کيلوباز تخمين زده شده است. تحقيقات انجام شده در بلفاست و برلين نشان داده است که کپسيد هاي CIA محور تقارن 3 تايي 5 تايي دارند.
با توجه به اندازه و طبيعت ژنوم CIA و همانطور که اکثر محققين اشاره کرده اند بسياري از مشخصات CIA شبيه پاروويروس ها نيست و CIA بسياري از مشخصات هسته پاروويروس ها را ندارد. (ابتدا معتقد بودند که CIA پاروويروس است) به همين دلايل ويروس مولد کم خوني جوجه ها مدت ها طبقه بندي نشده باقي مانده بود. تا اينکه آن را در يک خانواده جديد بنام سيرکوويريده در اين خانواده سه ويروس قرار دارند. که عبارتند از Chicken infection Anemia(CIA)، (P.B.F.D.V) Psittaction و Procine Circovirus (PCV). عامل خوني عفوني ويروسي است کوچک ، بدون غشا با DNA حلقوي تک رشته اي .

1-2مقاومت به عوامل فيزيکي و شيميايي
CIA به حلالهاي چربي و به طور قابل توجهي نسبت به حرارت مقاوم است،نسبت به حرارت ?C 56 مقاوم بوده و در c? 70 يک ساعت، ?c80 را در 15 دقيقه تحمل ميکند اما مقاومت کمي در ?c80 به مدت 30 دقيقه نشان ميدهد.
CIA جدا شده در آمريکا در حرارت ?C 56 حداقل به مدت 30 دقيقه عفونت زايي خود را حفظ ميکند سه سويه جدا شده از استراليا حرارت c? 70 را به مدت 5 دقيقه تحمل کردند اما CIAدر?C 100 ظرف 15 دقيقه کاملا غير فعال ميشود . آلودگي وسايل آلوده به ويروس به سرعت بافنل 50% ظرف 5 دقيقه از بين ميرود احتمالا ميزان مقاومت CIA هاي موجود در کبد خام هموژنيزه يا سلولهاي محيط کشت حاوي CIA با هم متفاوت بوده است. يوآسا گزارش کرد که CIA در c? 37 به مدت 2 ساعت در برابر محلولهاي 5% از ضدعفوني کننده هاي تجارتي شامل ترکيبات چهارتايي آمونيوم ، صابون آمفوتر و ارتودي کلروبنزن مقاوم است. عفونت زايي CIA با استفاده از يدوفور و فرمالين کاهش مي يابد ولي از بين نمي رود اما با استفاده از هيپوکلريت کاملا نابود ميشود و با سديم دو دسيل سولفات 10% يا ناني دت p-4010% در c? 37 به مدت يک ساعت خيلي کم کاهش مي يابد.
چندين سال بعد همين محقق تجربه ديگري روي مواد کبدي و محيط کشت حاوي CIA انجام داد و نتيجه گرفت که هيچکدام از ضدعفوني کننده هاي تجارتي شامل صابون اينورت صابون آمفومتر و ارتودي کاروبنزن با اضافه شدن به کشت بافت يا مواد کبدي حاوي CIA حتي وقتي با غلظت 10% بکار برده شوند روي ويروس موثر نمي باشند.
محلول 1% يد يا هيپوکلريت سديم CIAهاي موجود در کشت بافت را غيرفعال مي کنند اما هيچ اثري روي CIA هاي موجود در کبد هموژن ندارند اما اگر با غلظت 10% بکار برده شوند در کبد موجب غير فعال شدن CIA خواهند شد. استفاده از حلال هاي ارگانيک در کشت بافت و مواد کبدي هيچ تاثيري روي CIA نداشته و ميزان عفونت زايي TCID 50log5 در هرcc 1% مقاوم است. اسيد قوي (Hcl) يا باز قوي (NoOH) CIA موجود در مواد کبدي را بطور کامل غير فعال نميکند مواد کبدي و کشت بافت بوسيله فرمالدئيد 5 % به مدت 24 ساعت در حرارت اتاق غير فعال ميشوند. دود دادن مواد کبدي و کشت بافت حاوي CIA با فرمالدئيد CIA را بطور کامل غيرفعال نميکنند (cc40 محلول 35% فرمالدئيد + gr20 پرمنگنات پتاسيم براي هرمتر مکعب) .
اين مواد حاوي CIA وقتي تحت تاثير اتيلن اکسيد در حالت مايع هيچگونه عفونت زايي را نشان نميدهند اما اگر آنها را در ظرف پتري نگهداري نمود تا خشک شوند حتي پس از تاثير اتيلن اکسيد نيز عفونت زايي مشخص مشاهده مي گردد.
نمونه اي از CIA با تيتر مشخص به مدت 24 ساعت در حرارت محيط در مجاورت استن 90% قرار دارند سپس با تيتر کردن فراورده فوق در محيط کشت سلولي MDCC-MSB1 معلوم شد که CIA به استن بسيار مقاوم است.
1-3همانند سازي ويروس
همانند سازي ويروس در هسته انجام شده و وابسته به پروتئين هاي فاز S چرخه سلولي مي باشد ازدياد CIA در سلول هاي MSB1 با شدت رشد سلول ها تفاوت ميکند به نظر مي رسد عامل کم خوني عفوني ابتدا در سلول هاي پيشگام خونساز در مغز استخوان و سلول هاي پيشگام تيموسي در قشر تيموس جوجه ها شروع به افزايش مي کنند که عفونت سلولي در اين قسمت ها مشاهده شده است .
انجام تجربه ديگري نشان داد که CIA در لنفوبلاست هاي تيموسي هموبلاست هاي داخل و خارج سينوزوئيدي و سلول هاي رتيکولر همانند سازي مي کنند تخليه شديد لنفاوي لنفوسيت هاي تيموسي و انتشار آنتي ژن ويروس در تيموس و مغز استخوان نشان ميدهند که سلولهايي لنفوئيدي تيموس بافت هدف CIA مي باشند حدس مي زنند سلول هاي بنيادي مغز استخوان که اجداد سلول هاي لنفوئيد تيموس هستند نيز بافت هدف CIA باشند .
1-4ميزبان آزمايشگاهي
CIA ميتواند در جوجه هاي يک روزه و کشت سلولي تکثير و تزايد پيدا کند و همچنين مي تواند در جنين جوجه ها زياد شود ولي در اين صورت ايجاد ضايعات ماکروسکوپيک نميکند.

جوجه
در يک آزمايش CIA هاي جدا شده را از راه داخل عضلاني به جوجه هاي يک روزه فاقد آنتي بادي مادري تلقيح کردند تمام اين سويه ها به جز يکي از آنها که از آمريکا جدا شده بود در اکثر جوجه هاي تلقيح شده ايجاد آنمي يا مغز استخوان آپلاستيک نمود.
قدرت ايجاد آنمي بصورت تجربي مستقيما” در ويروس تلقيح شده ارتباط داشته است، در يک مورد استثنائا” کمتر از 25% جوجه هاي تلقيح شده کم خوني را نشان ميدهد . که احتمالا اختلاف واقعي در پاتوژنسيته ويروس نبوده بلکه ممکن است اثر دز ويروس مصرفي باشد.
جنين جوجه
14 روز پس از تلقيح ويروس CIA در کيسه زرده جنين جوجه 5 روزه بالاترين تيتر CIA از تمام قسمت هاي جنين به جز پرده کوريو آلانتوئيک و کيسه زرده ميتوان جدا کرد جنين هايي که بدين طريق تلقيح مي شوند بطور طبيعي از تخم خارج مي شوند اما 7 روز پس از هچ کم خون شده و در سن 15-10 روزگي مي ميرند بيماري ناشي از تلقيح ويروس در کيسه زرده شديدتر از بيماري حاصل از تلقيح CIA در سن يک روزگي خواهد بود.
کشت سلولي
CIAدر کشت هاي يک لايه تهيه شده از بافت هاي جوجه و جنين آنها يا درواريته هاي متداول مورد استفاده تهيه شده از رده هاي سلولي پستانداران رشد نمي کنند يوآسا کشف کرد که سلول هاي لنفوبلاستوئيد رده هاي MDCC-MSB1 T و MDCC-JP2 و لنفوپلاستوئيد رده هاي LSCC-1104B1 B براي کشت و تکثير CIA مناسب مي باشند اين سلول ها از لنفوبلاستوئيدهاي بيماري مارک و لکوز لنفوئيد بدست آمده اند.
MDCC-MSB رايج ترين سلول هاي مورد استفاده هستند که از لنفوماي سلول هاي T طحال ابتلا به بيماري مارک منشاء گرفته اند. بسياري ديگر از رده هاي لنفوبلاستوئيدي T-cell و B-cellکه مورد آزمايش قرار گرفته اند نسبت به CIA مقاوم بوده اند.
همچنين کشت هاي سلولي متفاوتي که از انواع بافت هاي جوجه ها و جنين آن ها تهيه شده مورد استفاده قرار گرفت ولي نشان داده شد که نسبت به عفونت CIA مقاومند.
اوج آلودگي داخل سلولي معمولا” 42-36 ساعت پس از تلقيح مشاهده مي گردد که بالاترين مقدار آنتي ژن داخل هسته اي همراه است و با بالاترين تيتر ويروسي در خارج سلول 48-72ساعت پس از تلقيح ايجاد ميشود.
ميزان افزايش ويروس 100-10 برابر گزارش شده است سلول هاي تلقيح شده سوسپانسيون محيط کشت رشد مي کنند و لازم است هر 3-2 روز يکبار تجديد کشت شوند کشت هاي آلوده به CIA سرانجام با CPE که بصورت سلول هاي بزرگ ، متورم ، تخريب سلولي ، قليايي شدن محيط و عدم توانايي رشد در تجديد کشت مشخص مي شوند مشاهده مي گردند.
تکثير CIA در سلول هاي MSB1 با تيترهاي پائين ويروس (حدود TCID 50 106- 105 در cc1% ) کند مي باشد و براي تعييين آخرين تيتر عفونت زاي CIA 10-7 بار تجديد کشت سلول هاي تلقيح شده لازم است. بلو و فوش گزارش کردند که پاتوژن CIAبراي جوجه ها بعد از پاساژو گريو پس از 40 پاساژ مدرکي مبني برکم شدن پاتوژنز ويروس کم خوني هستند.
توضيحات مختصري راجع به تغييرات فوق ساختماني در سلول هاي آلوده به CIA وجود دارد. مک نالتي با استفاده از آنتي باديهاي مونوکلنال موفق شد که گنجيدگي هاي داخل هسته اي بدون غشاء ، دانه دار با الکترون دنس مخصوص CIA را شناسايي نمايد که اين گنجيدگي ها اغلب در برش هاي نازک حلقوي هستند و در سلول هاي MDCC-MSB1 آلوده و لنفوسيت هاي تيموسي جوجه هايي که بطور تجربي عفوني شده بودند ديده شد
گنجيد هاي داخل هسته اي مشابه قبلا توسط گوريو و همکارانش در لنفوبلاست هاس تيموسي و سلول هاي خونساز در مغز استخوان پرندگاني که بطور تجربي عفوني شده بودند شرح داده شده بود در مطالعات انجام شده در سيتوپلاسم لنفوبلاست هاي تيموسي نواحي الکترواوپک در ميکروتوبول ها ديده شد

1-5-طبقه بندي سويه
در مطالعات انجام شده هيچ تفاوت آنتي ژنتيکي بين واريته هاي ژاپني و اروپايي مشاهده نشده است مدارک در دسترس دلالت به وجود تنها يک سروتيپ CIA ميکنند يوآسا و ايماي با انجام تست هاي خنثي سازي متقاطع با آنتي سرم هاي پلي کلنال نشان دادند که 11 ويروس ژاپني جد اشده متعلق به يک سروتيپ هستند بعدا” آنتي سرم تهيه شده عليه يکي از سويه ها بنام Gifu-1 توسط گوريو (2) و اوتاکي ساخته شد که قادر بود ساير ويروس هاي جدا شده ژاپني را خنثي نمايد بالاخره معلوم شد که Gif-1 و Cux-1 از آلمان ، دو ويروس جدا شده در انگليس و يک ويروس جدا شده از آمريکا متعلق به يک سروتيپ هستند با استفاده از آنتي سرم هاي پلي کلنال و تست هاي ايمونوفلورسانس متقاطع دريافتند که سويه هاي CIA جدا شده از نظر آنتي ژنتيکي که با آنتي سرم هاي پلي کلنال مشخص نبودند را بين ويروس هاي جدا شده نمايان ساخت آنتي ژنسيته و پاتوژنسيته 11 سويه ژاپني با هم مقايسه گرديد ولي هيچ تفاوت مهمي در توانايي توليد آنتي بادي يا توليد بيماري بين آنها تشخيص داده نشد در مطالعات انجام شده پاتوژنسيته و آسيب هاي حاصله متفاوت بودند اين تفاوت ها به تنهايي نميتوانند مدرکي دال بر متفاوت بودن حدت CIA در نظر گرفته شوند بلکه به نظر مي رسد ميزان ويروس هم در شدت ضايعات ايجاد شده موثر باشند. فقط يک گزارش از توانايي آگلوتينه کرون گلبول هاي قرمز توسط CIA وجود دارد ويروس جدا شده از آمريکا نتوانست اريتروسيت هاي خوکي، ميمون ، جوجه يا گوسفند را در PH5 /6 ، 8/6 يا 7 و در درجه حرارت محيط يا ?C4 آگلوتينه کند.
1-6- اپيدميولوژي
جداسازي ويروس کم خوني عفوني جوجه ها تاکنون از کشورهاي ژاپن (41)، آلمان ، سوئد (30)، انگليس (19)، آمريکا (37)، استراليا (34)، کانادا (16)، آرژانتين (18)، فرانسه (28)، اسکاتلند (49)، سوئيس (50)، زلاندنو (103)، هند (110)، چين (132)، دانمارک (54) و شيلي (109) گزارش شده است. ضمنا اين ويروس همزمان با شيوع بيماري مارک در آمريکا، اسرائيل و هلند (23) نيز جدا شده است.
با توجه به جداسازي و آزمايشات سرولوژيک انجام شده روي اين ويروس مي توان گفت که CIA در جوجه ها جنبه جهاني دارد. با توجه به مدارک موجود و آزمايشات انجام شده جوجه تنها ميزبان طبيعي ويروس است. با تحقيقاتي که روي سرم بوقلمون و اردک هاي انگليس انجام شده نتوانستند آنتي بادي ضدCIA را در سرم آنها نشان دهند. در آزمايش انجام شده روي بوقلمون هاي يکروزه که از طريق داخل عضلاني با CIA تلقيح شده بودند هيچ علامت کلينيک کم خوني مشاهده نگرديد و آنتي بادي ضدويروس نيز در بدنشان توليد نشد. آنتي بادي هاي CIAV در بلدرچين ژاپني نيز شناسايي شده است.
تحقيقات سرولوژيک توليد مقدار زيادي آنتي بادي CIA را در پرندگان بزرگتر يعني مادر تخمگذار و مادر گوشتي نشان داد. بعلاوه با آزمايش بسياري از گله هاي جوجه هاي گوشتي در زمان کشتار، حضور آنتي بادي ضد CIA مشخص شده است. بسياري از محققين آنتي بادي ضدCIA را در بسياري از گله هاي جوان SPF نشان داده اند.
مدارک فراواني وجود دارد که نشان مي دهند CIA پاتوژن جديدي نيست اما ويروس بيماريزايي است که مدت ها ناشناخته بود و معتقدند که CIA نقش کليدي در بعضي يا همه بيماري هاي چندعاملي مثل سندرم هموراژيک، کم خوني آپلاستيک، درماتيت گانگرني، سندرم آنمي هموراژيک، سندرم آنمي آپلاستيک هموراژيک، آنمي درماتيت و بيماري بال آبي بازي مي کند.
1-7- انتقال
ويروس کم خوني عفوني جوجه ها (CIA) هم بطور عمودي و هم بطور افقي به جوجه ها منتقل مي شود، گرچه CIA به راحتي بين جوجه هاي يک گله منتشر مي شود ، اما انتقال عمودي در جوجه هايي که از تخم خارج مي شوند مهمترين راه انتشار است. مقاومت فيزيکي CIA در برابر عوامل از بين برنده ويروس در اين رابطه بسيار مهم مي باشد. انتقال افقي بيشتر با خوردن مواد آلوده به مدفوع رخ مي دهد، اما انتقال افقي از طريق دستگاه تنفس را نمي توان مردود دانست. انتقال افقي در طي تماس جوجه هاي سالم با جوجه هايي که بطور مادرزادي آلوده اند، وسايل آلوده، آشيانه آلوده و غيره رخ مي دهد. در اکثر گله ها، بسياري از جوجه ها بطور مادرزادي آنتي بادي ضد CIA را دريافت مي کنند. حضور آنتي بادي مادري جوجه ها را در برابر عفونت هاي تجربي CIA محافظت مي کند. بيماري ناشي از CIA در نتاج گله هاي مادر ايمن ظاهر نمي شود. آنتي بادي ضد CIA معمولا در سه هفتگي از بين مي رود.
بيشتر گله هاي مادر در حدود سنين 12-8 هفتگي در نتيجه انتقال افقي به فرم تحت کلينيکي بيماري مبتلا شده و به صورت منتقل کننده پادتن در مي آيند. بعضي از گله هاي مادر بدون اينکه در دوره رشد در معرض CIA قرار بگيرند وارد مرحله تخم گذاري مي شوند که در صورت عفوني شدن اينگونه مادران، CIA بطور عمودي به نتاج آنها منتقل مي شود. هيچ علامت کلينيکي دراين مادرها ديده نمي شود و ظاهرا بيماري اثري بر روي توليد تخم مرغ، جوجه درآوري يا باروري نمي گذارد. عفونت اوليه و عفوني کردن محدد مرغ ها با CIA در طي دوره تخم گذاري حتي وقتي آنتي بادي ضد CIA وجود نداشته باشد، منجر به بيماري کلينيکي يا کاهش توليد نمي شود.
جوجه هاي بزرگتر از 12 هفته پس از عفونت با CIA هيچگونه علامت کلينيکي را نشان نمي دهند. نتاجي که بطور عمودي آلوده شده اند، وقتي از تخممرغ خارج مي شوند، طبيعي به نظر مي رسند اما مرگ و مير افزايش يافته و بيماري مشخص در سن 14-10 روزگي نمايان مي شود.
از تخم مرغ هايي که در زمان 6-3 هفته بعد از آلوده شدن گذاشته مي شوند، جوجه هاي مبتلا بيرون مي آيند. احتمالا اين زماني است که ويروس براي انتشار در گلهمادر و مرغ ها براي ساختن و توليد آنتي بادي مورد نياز جهت جلوگيري از انتقال عمودي احتياج دارند. بسياري از گزارشات شيوع بيماري ناشي از CIA در نتاج مادران جواني است که نزديک پيک تخم گذاري بودند که مي تواند اين مسئله را بصورت فعال شدن ويروس نهفته در اثر استرس توليد و تغييرات هورموني توضيح داد. با اين وجود مدرک محکمي مبني بر نهفتگي ويروس وجود ندارد و ممکن است زمان شيوع بيماري نتيجه اي از ورود عفونت توسط پرسنل جمع آوري کننده تخم مرغ ها باشد. عفونت تجربي مرغ هاي SPF در حال تخمگذاري نشان داده است که انتقال عمودي ويروس فقط در طي 14 روز اول از 29 روزي که نمونه گيري انجام مي شد، مشاهده گرديد. درصد انتقال عمودي در اين بررسي حدود 7.5 % بود که اين عدد کمتر از نسبت مرگ و ميرهاي حاصله در واگيري هاي بيماري در طبيعت بوده است. اين اختلاف ممکن است بازتابي از اختلاف شرايط آزمايشگاه و طبيعت باشد که امکان انتقال افقي به جوجه هاي بدون ايمني مادري را که منجر به بيماري مي شود، فراهم مي آورند. اما اين فرضيه با مشاهدات محققيني که جوجه ها را با پرندگاني که بطور تجربي تلقيح شده بودند، تماس دادند ولي آنمي پيشرونده با علائم باليني را نتوانستند مشاهده نمايند ناسازگار است. در حالي که با مشاهدات رزنبرگر و کلود که توانست با عفونت تماسي در جوجه ها کم خوني را بوجود آورد، تاييد مي شود.
اين اختلاف در مشاهدات انتقال افقي ممکن است ناشي از 1- افزايش دفعات نمونه گيري توسط روزنبرگر و کلود باشد که نمونه گيري را در روزهاي 14، 21 و 28 انجام داده بود، در مقايسه با اخذ نمونه منفرد در 14 روزگيکه ساير محققين بکار برده بودند. (و گروه اخير نتوانستند با تماس آنمي مشاهده کنند.) 2- يا اينکه تأثيري از دوز ويروس مصرفي باشد.
در يک آزمايش کم خوني تقريبا در 25 % جوجه هاي يک روزه اي که از راه دهان دوز بيش از 105 TCID50CIAهاي جداشده، Cux-1 يا 52/11/87 دريافت کرده بودند توسعه يافت. رزنبرگر و کلود گزارش کردند از 10 پرنده اي که ويروس رقيق نشده را از راه دهان دريافت کرده بودند، 6 تا کم خون شدند. در صورتي که از 5 پرنده اي که ويروس ده برابر رقيق شده را دريافت کرده بودند، تنها يک قطعه کم خوني را نشان داد.
چون CIA بطور عمودي منتقل مي شود و در بسياري از گله هاي SPF نيز حضور دارد، احتمالا يکي ديگر از روش هاي انتقال CIA واکسن هاي آلوده مي باشد. البته در سال هاي قبل اين راه مي توانست يک فاکتور انتشار CIA در دنيا محسوب شود، اما امروزه اهميت کمتري دارد چون ويروس در سراسر جهان پراکنده است.
نيکولاس و همکاران 24 دسته از 5 واکسن زنده بيماري هاي مختلف طيور را به منظور بررسي ميزان آلودگي با CIA مورد مطالعه قرار دادند ولي نتوانستند از آنها ويروس کم خوني عفوني را جدا کنند. (76) با اين وجود براي از بين بردن خطر انتشار آلودگي از طريق واکسن بايد در گله هاي SPF، CIA را ريشه کن ساخت. آزمايشات انجام شده بر روي سرم گله هاي مادر ايمن نشان داد که حداقل 10 % پرندگان آنتي بادي ضد CIA را نشان ندادند ، ولي معلوم نگرديد که آيا اين پرندگان يکبار آنتي بادي توليد کرده اند و تا آن زمان از بين رفته و مقاومت ايمني دارند يا اينکه هرگز عفوني نشده اند. در اين صورت اين سئوال مطرح مي شود که آيا اين پرندگان به عفونت حساس هستند يا خير؟ و اگر حساس باشند، آيا ممکن است ويروس را بطور عمودي منتقل کنند؟ اگر چرخش ويروس و انتقال عمودي در گله هاي مادر ايمن دوبارهرخ دهد، معني آن اين است که ريشه کني CIA از گله هاي SPF بسيار دشوار است.
1-8- علائم کلينيکي
1-8-1 بيماري طبيعي
بيشترين شيوع طبيعي بيماري ناشي از CIA در جوجه هاي گوشتي گزارش شده است ، اما بيماري در پولت هاي جايگزين شونده هم اتفاق مي افتد. اولين علائم معمولا در اواخر هفته دوم زندگي رخ مي دهد. پرندگان بي اشتها و خموده، با تاج و ريش کم رنگ و پرهاي ژوليده ديده شده و پس از آن مرگ و مير روزانه افزايش مي يابد. در جوجه هاي گوشتي سوئد، هر دو جنس به طور مساوي بيمار مي شوند. اما در يک شيوع درژاپن نسبت مرگ و مير نرها 20.9 % و در ماده ها 2.4 % بوده است. بيشترين مرگ و مير ظرف 6-5 روز پس از شروع علائم بيماري رخ مي دهد و مرگ و مير اغلب در طي 6-5 روز تا ميزان عادي کاهش مي يابد. پرندگان بيمار ضايعات کانوني در پوست دارد. اين ضايعات معمولا در بال ها رخ مي دهند. اما ممکن است روي سر، اطراف کپل، دو طرف سينه و شکم، روي ران، پاها و حتي کف پا نيز وجود داشته باشند. اين ضايعات بصورت خونريزي اکيموتيک در پوست نسبت به عفونت هاي ثانويه مستعد هستند و در اثر حضور کلستريديوم پرفرانجنس و استافيلوکوکوس اورئوس به درماتيت گانگرني منجر مي شوند. در بعضي گله ها، يک افزايش مرگ و مير ثانويه حدود 2 هفته پس از مرگ و مير اول رخ مي دهد. اين افزايش ثانويه ممکن است نتيجه هاي از انتشار افقي به جوجه هاي فاقد آنتي بادي باشد يا ممکن است ناشي از اختلال عفونت CIA با ساير عوامل بيماريزا نظير ويروس بيماري عفونت بورس فابرسيسو يا در بعضي موارد از عفونت باکتريايي ثانويه ضايعات پوستي باشد. در پرندگان پيرتر هم شيوع بيماري ثبت نشده است، اما مدارک دال بر اين هستند که واگيري احتمالا ناشي از عفونت مخلوط CIA و ويروس IBD1 يا CIA و ويروس رتيکولوآندوتليوزيس يا CIA همراه با IBH2 باشد. درصد ابتلا و مرگ و مير وقتي که عفونت CIA با ويروس بيماري مارک (MDV)، ويروس رتيکولوآندوتليوز(REV) يا ويروس بيماري عفوني بورس فابرسيوس (IBDV) همراه شود، بطور قابل ملاحظه اي افزايش مي يابد. احتمالا اين ويروس ها موجب تضعيف ايمني مي شوند. تضعيف ايمني شيميايي بوسيله بتامتازون يا سيکلوسپورين A موجب تشديد علائم و آسيب ها مي شود. روي هم رفته ميزان تلفات متفاوت و معمولا بين 10-5 % است، اما بالاتر از 60 % نيز ثبت شده است. تلفات با درصد جوجه هايي که به طور عمودي بيمار شده اند، نسبت مستقيم دارد. واگيري بين 60-20 % متفاوت است. سرانجام عفونت CIA تحت تأثير يکسري عوامل ويروسي، محيطي و ميزباني قرار مي گيرد. ابتلا و درصد تلفات ممکن است تحت تاثير حدت سويه CIA باشد. به نظر مي رسد سويه TK-5803 که به وسيله گوريو و همکارانش (40) توصيف شده، از بقيه سويه هاي جدا شده توسط يوآسا و ايماي حدتش بيشتر باشد.
1-8-2- بيماري تجربي
نسبت جوجه هايي که علائم کلينيکي را به دنبال تلقيح تجربي از راه داخل عضلاني و داخل صفاقي CIA نشان مي دهند، متفاوت است. در مقايسه انجام شده بين 11 سويه ژاپني جداشده توسط يوآسا و ايماي تلفات ثبت شده بين 70-20 % متفاوت، اما در همه سويه ها واگيري 100 % بود به طوري که آنمي پيشرفته به وضوح قابل مشاهده بوده است. برعکس، انگسترون و همکارانش هيچ مرگ و ميري را مشاهده نکردند و فقط کاهش ملايمي در مقادير هماتوکريت جوجه هاي تلقيح شده با سويه سوئيدي جداشده مشاهده نمودند.
ميزان تلفات در آزمايش هاي مختلف که يک سويه بکار برده مي شود، ممکن است تفاوت زيادي داشته باشد و همين درجه بندي پاتوژنسيته سويه هاي مختلف را مشکل مي سازد. در مطالعات انجام شده روي پاتوژنسيته CIA، ضايعات متفاوتي مشاهده شد. به نظر مي رسد دوز ويروسي در شدت ضايعات ايجادشده موثر باشد. در يک تجربه که توسط مک نالتي و همکارانش انجام شد، جوجه هاي حساس به CIA که دوز ويروسي زير TCID50 103 را دريافت کرده بودند، آنمي مختصر اما جوجه هايي که دوز ويروسي TCID50 105.75 را دريافت کرده بودند، آنمي دائمي را نشان دادند. پس ميزان ويروس وارد شده مي تواند شدت کم خوني را تحت تاثير قرار دهد. بيماريزايي CIA به سن، آنتي بادي هاي مادري، دوز ويروس و راه تلقيح بستگي دارد.
راه ورود عفونت نقش مهمي در عفونت هاي تجربي دارد. عفونتي که در اثر تماس ايجاد مي شود، در جوجه هايي که نقص ايمني ندارند موجب کم خوني نمي شود. به دنبال تلقيح داخل عضلاني در يک روزگي، مرگ و مير بيماري ناشي از CIA بين روزهاي 24-10 رخ مي دهد. علائم شبيه به رخداد طبيعي بيماري (پرندگان مبتلا تمايلي به حرکت ندارند، پرها ژوليده، بال ها آويزان و جوجه ها دور هم جمع مي شوند.) مي باشد، به جز اينکه ضايعات پوستي در بيماري تجربي ديده نمي شود.
اين تفاوت بين بيماري طبيعي و عفونت تجربي احتمالا به دو عامل مربوط مي باشد: 1- عمل متقابل ساير پاتوژن هاي موجود در سطح گله با CIA که موجب مستعد شدن براي بيماري و افزايش سرکوب ايمني پرندگان مي شود. 2- انتقال عمودي CIA در سطح گله نسبت به جوجه هايي که در روند هچ در معرض آلودگي قرار مي گيرند، بيماري شديدتري ايجاد مي کند. عفونت هاي توام با CIA موجب تقويت بيماري مي شود. به نظر مي رسد که برخي و نه همه سويه هاي آدنويورس وقتي به طور همزمان با CIA به جوجه هاي يکروزه تلقيح شوند ممکن است موجب تقويت بيماري شوند. (10) انگستروم نشان داد که تلقيح دوگانه CIAو رئوويروس پرندگان موجب افزايش بيماري مي شود. اما اين نتيجه در آزمايش وون لو درباره تلقيح دوگانه سويه S1133 رئوويروس با CIA به دست نيامد. ممکن است اين اختلاف در نتايج به علت متفاوت بودن پاتوتيپ رئوويروس هاي بدست آمده از پرندگان باشد.
افزايش وزن جوجه هاي تلقيح شده نسبت به کنترل هاي تلقيح نشده کمتر مي باشد.
1-8-3- تغييرات هماتولوژيک
آنمي آپلاستيک با شدت هاي متفاوت وجه مشخصه عفونت CIA مي باشد. پرندگان SPF بسيار حساس به CIA که متعاقب هچ در معرض CIA قرار گرفته اند، 3-2 هفته پس از تلقيح بيشترين کم خوني را نشان مي دهند. ميزان هماتوکريت 25 يا 27 و پايين تر معمولا به شناسايي پرندگاني که پس از آلودگي تجربي به فرم کلينيکي مبتلا شده اند، کمک مي کند. اگر هماتوکريت در مرز باشد و تشخيص را مشکوک سازد، تهيه يک لام خوني ممکن است موثر باشد. همچنين مرحله بهبودي با هماتوکريت بالاي 30 % يا تعداد زياد گلبول هاي قرمز نابالغ مشخص مي شود. برگشت ميزان خون به حالت عادي پس از تلقيح معمولا بيش از 30 روز طول نمي کشد.
نظر به کوتاه بودن عمر ذخيره اريتروسيتي جوجه ها در مقايسه با پستانداران اهلي و وحشي، دپرسيون مغز استخوان در جوجه ها يک رخداد نسبتا بحراني است. متوسط عمر ذخيره اريتروسيتي جوجه ها 35-20 روز و در مقابل در انسان 127 روز، در سگ 120 روز، در اسب 155-139 روز و در گاوهاي بالغ 160 روز مي باشد.
در جوجه هايي که در يک روزگي از طريق داخل عضلاني با CIA تلقيح شدند، تغييرات هماتولوژيک اولين چيزي بود که در حدود 8 روز پس از تلقيح مشاهده شد. سطح هماتوکريت و تعداد ترومبوسيت ها و گلبولهاي قرمز و سفيد خون کاهش يافت. خون جوجه هاي کم خون دير لخته مي شد. احتمالا خونريزي در جوجه هاي مبتلا نتيجه اي از اختلال در لخته شدن خون است. خون جوجه هايي که شديدا عفوني هستند، کم و بيش آبکي(کم سلول) است. زمان تشکيل لخته افزايش يافته و پلاسماي خون کمرنگ تر از حالت طبيعي است. کاهش ميزان هماتوکريت 20-14 روز پس از تلقيح بين 20-10 % است و در جوجه هاي در حال مرگ حتي به 6 % هم تنزل پيدا مي کند.
کاهش تعداد گلبولهاي سفيد خون ناشي از کاهش تعداد هتروفيل ها و لنفوسيت ها است. اين کاهش 24-14 روز پس از تلقيح در حداکثر بود و پس از آن بهبودي آغاز شد. گلبولهاي قرمز نابالغ و گرانولوسيت ها 20 روز پس از تلقيح تعدادشان رو به افزايش مي گذارد. پارامترهاي هماتولوژيک 36-28 روز بعد به سطح عادي برگشتند. از نظر بافت شناسي، 6-4 روز پس از تلقيح کاهش گلبول هاي قرمز بالغ و سلولهاي خونساز با ظهور سلولهاي بزرگ بلاستيک در مغز استخوان مشاهده شد. پس از هيوپلازي و آپلازي يا به عبارت بهتر آتروفي ، در بافت هاي خونساز مغز استخوان جايگزيني بافت چربي اتفاق مي افتد.
ميزان هماتوکريت 20-16 روز پس از عفونت در جوجه هايي که در دوران نقاهت هستند، افزايش مي يابد و 32 روز پس از آلودگي به حد طبيعي خود بازمي گردد. CIA باعث پنسيتوپني گرديده و بطور قابل ملاحظه اي موجب کاهش گلبول هاي قرمز، گلبول هاي سفيد و ترومبوسيت ها مي شود.
*تفاوت معني دار (p<0.05) بين مقادير ترومبوسيت جوجه هاي کنترل و مبتلا به CIA وجود دارد.

جدول شماره 1-1 مقادير هماتوکريت جوجه هاي SPF پس از تلقيح در روز هچ
تلقيح شده هادوزهفته هاي پس از تلقيح12345کنترلپوچ3135.432.43031(33-28)1(40-31)(35-30)(33-28)(32-29)داخل صفاقي با CID50 10230.421.4234.234.330.6CIA(31-30)(25-16)(37-32)(37-33)(32-30) 1- داخل پرانتز دامنه هماتوکريت نوشته شده است.
2- بين نمونه هاي کنترل و بيمار تفاوت معني دار وجود دارد. (p<0.05)
در بررسي ها معلوم شد که نه تنها اريتروپوئزيس بلکه کلا هماتوپوئزيس (نه تنها ساختن گلبول هاي قرمز بلکه ساختن خون کامل) تحت تأثير قرار گرفت. (آنمي آپلاستيک) بهبودي حدود 18 روز پس از تلقيخ شروع شد و تغييرات هيپرپلاستيک 24-22 روز پساز تلقيح در مغز استخوان مشاهده شد. در روند بهبودي، اريتروپوئزيس قبل از گرانولوسيتوپوئزيس رخ داد. آنيزوسيتوز 8 روز پس از عفونت جلب توجه مي کند. 16 روز پس از عفونت، اشکال جوان و نابالغ اريتروسيت ها و ترومبوسيت ها در خون محيطي شروع به ظاهر شدن مي کنند و چند روز بعد ميزان اشکال نابالغ اريتروسيت ها از 30 % بيشتر مي شود. تابلوي خوني جوجه هايي که دوران نقاهت را طي مي کنند، پس از 40 روز به حالت طبيعي برمي گردد.
1-9- کالبدگشايي
1-9-1 ضايعات ماکروسکوپيک
آتروفيتيموس پايدارترين و آتروفي مغز استخوان اختصاصي ترين آسيبي است که در جوجه هاي مبتلا ديده مي شود. مغز استخوان ران چربي مانند و زرد يا صورتي رنگ است و در بعضي موارد رنگ آن قرمز تيره است ولي آسيب هاي اساسي را به وسيله آزمايش بافت شناسي مي توان رديابي کرد. آتروفي تيموسدر نهايت منجر به از بين رفتن کامل عضو شده و پس از آن رنگ قرمز مايل به قهوه اي پيدا مي کند. در جوجه هايي که مقاومت سني پيدا کرده اند، آتروفي تيموس بيشتر از ضايعات ماکروسکوپيک مغز استخوان مغز استخوان مشهود است. آتروفي بورس فابرسيسو کمتر مشاهده مي شود. در تعداد کمي از پرندگان، اندازه بورس فابرسيوس ممکن است تقليل يابد، اما در بسياري از موارد ديواره خارجي بورس فابرسيس شفاف شده، بطوري که چين ها قابل رويت مي شود. تورم و لکه لکه شدن کبد گاهي خونريزي در لايه مخاطي پيش معده و خونريزي هاي زيرجلدي وعضلاني بعضي اوقات به همراه آنمي شديد حضور دارند. جوجه هاي مرده يا در حال مرگ داراي مغز استخوان زرد رنگ، آتروفي شديد تيموس و بورس فابرسيس، کبد، طحال، و کليه هاي بي رنگ و متورم هستند.
در کالبدگشايي يک عفونت تجربي، پرندگان آلوده به CIA نسبتا عاري ازخونريزي بودند، اما پرندگاني که در معرض CIA-STC قرار گرفته بودند، خونريزي گسترده در بال و خونريزي در داخل و خارج عضلات قطور پرواز سينه و عضلات داخلي و خارجي ران داشتند. شکل خونريزي در پرندگاني که در معرض CIA-STC3 قرار گرفته بودند، از تيپ ناشي از کم استحکامي رگهاي خوني بود که ابتدا عضلات پرکار را درگير مي کند.
معتقدند خونريزي در بال در ارتباط با فشار زياد روي مويرگهاي کم استحکام و سياهرگ هاي کوچک در طي بال زدن هاي سريع مي باشد. همچنين آنوکسي ممکن است نقشي در کم کردن استحکام رگهاي خوني داشته باشند.
در مطالعه ديگر مشخص ترين ضايعه در جوجه هاي عفوني شده با CIA مغز استخوان چرب زرد رنگ بود. بهترين محل براي ارزيابي اين تغيير استخوان ران مي باشد. گاهي ممکن است آتروفي بورس همراه با عفونت CIA مشاهده شود. اما نظر به طبيعت زودگذر اين تغيير در جوجه هايي که به فرم باليني مبتلا هستند ممکن است ملايم باشديا اصلا ديده نشود. شدت ضايعات با دوز ويروس ، سن عفوني شدن، ايمني مادرزادي و راه عفوني شدن بستگي دارد. ساير ضايعات ماکروسکوپيک ناشي از عفونت CIA شامل بي رنگ شدن و تورم کبد و کليه ها و به ندرت اکيموز و پتشي در سطح خارجي قلب مي باشد.
1-9-2- ضايعات ميکروسکوپيک
تغييرات بافتي در جوجه هاي مبتلا به آنمي با آپلازي عمومي مغز استخوان و آتروفي لنفوئيدي عمومي مشخص شده است. در مغز استخوان، آتروفي و آپلازي تمام قسمت ها و رده هاي سلولي خونساز را درگير مي کند. گاهي اوقات نکروز کانون هاي کوچک سلولي باقيمانده مشاهده شده است. بافت چربي با سلولهاي زمينه اي افزايش يافته جانشين سلول هاي خونساز مي شوند. 18-16 روز پس از عفونت تجربي، مناطق بازسازي شامل پرواريتروبلاست ظاهر مي شود و بين روزهاي 32-24 پس از تلقيح هيپرپلازي مغز استخوان در پرندگاني که بهبود يافته اند، ديده مي شود. تخليه شديد لنفاوي در تيموس، بورس فابرسيوس، طحال و غدد لنفاوي روده کور و نيز در سطح وسيعي در ساير بافت ها ديده مي شود. قشر و مرکز تيموس به يک نسبت آتروفي شده و گاهي کانون هاي نکروتيک و دژنرسانس آبکي سلولهاي باقي مانده مشاهده مي شود.
آسيب هاي بورس فابرسيوس عبارتند از آتروفي فوليکول هاي لنفاوي و ندرتا کانون هاي نکروتيک که شامل اپي تليوم، دژنرسانس آبکي اپي تليال



قیمت: تومان


پاسخ دهید